اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
بغض …داستان جدیدی در راه بود. نویسنده این را میدانست
بغض
داستانِ جدیدی در راه بود. نویسنده این را میدانست. او تصاویر و کلمات مشوشی که دوروبرش پرسه میزدند و چون روح سرگردانی در پی روزنی برای حلول در وجودش بودند را حس میکرد. عاقبت روزنه پیدا شد. عاقبت روحِ ناآرام حلول کرد. روزنه اینبار به شکل غدّه بزرگی در گلوی نویسنده پدیدار گشت، و در نهایت ناداستانی بازگونشدنی همچون جنیی ناقصالخلقه، پای به هستی نهاد. ناداستانی زشت و بدهیبت و دوستنداشتنی. چیزی که نمیشد حتی نگاهش کرد. چیزی شبیه به زندگی خود نویسنده.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii