عیدی.. زنی شتابان وارد شد و خواست چک‌پول پنجاه تومانی‌ای را برایش خرد کنم

#داستانک

عیدی

زنی شتابان وارد شد و خواست چک‌پولِ پنجاه تومانی‌ای را برایش خرد کنم. خرد نداشتم. خواهش کرد دستِ‌کم یک پنجاهی دیگر به او بدهم. یک چک‌پولِ تانخورده روی پیش‌خوان گذاشت، پنجاهی من را گرفت و با همان سرعتی که آمده بود رفت. چک‌پول را با تعجب برداشتم و دیدم پشتِ آن نوشته "خدا لعنتت کنه آقای صاحب‌خونه. می‌خواستم عروسک بخرم."

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii