خاطراتی از کتاب شازده حمام ۳۵. هنوز هم همین بساط در اکثر روستاها و شهرکها و شهرها، هست
خاطراتی از کتاب شازده حمام 35
@oralhistoryiran
هنوز هم همين بساط در اكثر روستا ها و شهرك ها و شهر ها، هست. البته حالا سرخ يا سرخيته و آبي يا آبيته هم به اين داستان، اضافه شده است. در حال حاضر، رقابت به حدي است كه اگر يك روستا، به مداح، شبي 300 هزار تومان بدهد، روستاي ديگر، شبي 400 هزار تومان مي دهد. در سال 1381، برخي روستا هاي يزد و به خصوص در اطراف ميبد كه كويتي هاي پولدار هستند، در دهه محرم، به مداح، 4 مليون تومان پول داده اند. نان مداحان در روغن است. در دهه اول محرم، بهترين شبيه را در اطراف يزد، اردكاني ها، ميبدي ها و روستا هاي اطراف در مي آوردند. در همه شهرستان و استان فعلي يزد، بهترين نقش مثبت و منفي شبيه بازي، مال مردم ميبد و حومه آن بود؛ و حتي هيات هاي يزدي هم براي بازارگرمي خود، از شبيه بازان اين خطه استفاده مي كردند. بهترين شبيه را در «حسينيه خانقاه» اجرا مي كردند و شب ها بيده اي ها، با پاي پياده و در تاريكي و يا با فانوس، راهي خانقاه مي شدند؛ و «محمود آقا»، مرا هر شب با دوچرخه به خانقاه براي تماشاي شبيه خواني و تعزيه مي برد. بچه ها و مرداني كه شبيه دو طفل مسلم، خولي، شمر، حرمله، حر، حضرت ابو الفضل -س- را در مي آوردند، آنچنان نقش خود را عاشقانه و عالي بازي مي كردند كه همه را شديداً به گريه مي انداختند و گاه، زن ها، غش مي كردند. آنها معمولاً براي كار خود، پول نمي گرفتند؛ مثل حالا نبود كه اين كار ها، يك نوع كاسبي آب و نون دار باشد. كسي كه مي خواست نقش حضرت ابوالفضل -س- و يا نقش حضرت امام حسين -ع- را بازي كند، بايد در تمام سال و در تمام عمر، مسايل شرعي و اخلاقي را رعايت مي كرد. بساط چانه زني بر سر قيمت و نرخ و مزد، براي اين كار ها نبود. خوب شبيه در آوردن، يك جايگاه ديني داشت و در عين حال، يك پرستيژ اجتماعي، هم براي فرد بازيگر و هم براي روستايش مي آورد؛ ولي حالا، پول زياد دادن، يك پرستيژ است. حالا وضع عوض شده و هر روستا و هر هيات كه به مداحش پول بيشتري مي دهد، جايگاه اجتماعي مهمتري مي يابد. دو مكان مذهبي عمده بيده، «پير چراغ» و «چاه صاحب الزمان» بود كه هر كدام، 250 متري از هم فاصله داشتند. هيات ها، سينه زني را از روستا شروع مي كردند و در پير چراغ، ختم مي كردند.
حسينيه و هيات سينه زني محله ما
حالا كه صحبت از تعزيه و شبيه بازي شد، بايد مطالبي هم از هيات هاي سينه زني يزد بگويم. هر يك از محلات يزد، هيات و حسينيه اي داشتند. حسينيه، مركز همه فعاليت ها بود و هيات ها، تجلي گاه قدرت و ثروت محلات بودند. اكثر محلات، با هم، رقيب بودند. اين رقابت ها، ريشه اقتصادي، صنفي، طايفه اي و حتي سياسي داشت؛ يعني عملاً هيئت هاي سينه زني، تجلي گاه رقابت هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي بودند.
پشت باغي ها، روحاني از تهران مي آوردند و شبي آنقدر تومان پول مي دادند. همين باعث شد كه كوچه مير قطبي ها، مصلايي ها، فهاداني ها و ... هم، روحاني از تهران، اصفهان و قم بياورند؛ ولي رقابت هاي مالي، در حد فعلي نبود. به علاوه، آن زمان، محله ها دنبال روحاني و منبري درجه يك بودند؛
ادامه دارد.....
تاریخ شفاهی
ارسال نظر. @oralh
https://telegram.me/oralhistoryiran