🔻کاهوبازاره. ✍ محمد نظرزاده
🔻کاهوبازاره
✍ محمد نظرزاده
@oralhistoryiran
🔅در قدیم و حدود دهههای سی و چهل خورشیدی و حتی بعد از آن، در زمستان و چند ماه از عید گذشته در مشهد، از میوه خبری نبود. طبقهای میوه خالی و میوهفروشیها تعطیل بودند. از نیمه فروردین چند دسته کاهوی کوچک در یک طبق میوهفروشی به عنوان نوبر قرار میگرفت و برخی خانوادهها تفننی و هوسانه برای بچهها از این کاهوها میخریدند.
🔅از اواخر فروردین به بعد کمکم کاهوها بزرگ میشدند و گاهی وزن برخی از آنها تا دو کیلو یا بیشتر میرسید. کاهوی مشهد تر و تازه و خوشمزه بود. الآن خیلی کم است و بیشتر از شمال میآورند که خیلی چغر است. برگهای کاهوی مشهد انگار یک چربی خاصی داشت. گذشته از زمینهای مشهد، کود حیوانی و انسانی که چاخوها سر زمینهای کشاورزی خالی میکردند هم بی تاثیر در رشد و چربی کاهوها نبود.
🔅حدود اوایل تیرماه خیار به بازار میآمد. خیار مشهد هم یک تازگی و بوی خاصی داشت که قابل قیاس با خیارهای گلخانهای امروز نبود. در ابتدای نوبر خیار، وقتی به پدرمان میگفتیم خیار بخر، میگفت: خیار هنوز گران است و به اصطلاح «خیار هنوز آدمخور نشده» ولی پس از گذشت چند وقت، یک من خیار را یک قران میخریدیم.
🔅با آمدن کاهو بازار کساد میشد. چون مردم قبل از عید وسایل مورد نیازهایشان را خریده بودند و کمتر معامله میشد. از طرف دیگه بازار میوه هم رونقی نداشت. بنا بر این میگفتند: «کاهو بازاره».
🔅 با آمدن خیار بازار رونق پیدا میکرد و بعد میوههای دیگه مثل زردالو به بازار میآمد و پس از چند ماه مردم دوباره به خوراک و پوشاک نیاز پیدا میکردند و بازار راه میافتاد.
تو مردم مصطلح بود که «برگ کاهو که آمد، بازار کساد میشه و پوست خیار که تو بازار میافته بازار رونق پیدا میکنه».
🔅بخشی از گفتگوی تاریخ شفاهی آستان قدس رضوی با احمدعلی منتظری از معلمان پیشکسوت مشهد
@oralhistoryiran