حضور نواب صفوی در مهدیه مشهد قسمت اول. محمد نظرزاده
حضور نوّاب صفوي در مهدیّه مشهد قسمت اول
محمد نظرزاده
@oralhistori
هدفهای سيّد مجتبي نوّاب صفوي، رهبر گروه فداييان اسلام، مانند: ایجاد حکومت اسلامی و حذف مظاهر بی دینی همچون مشروبات الکلی، قمار، فیلم و سینما، بیحجابی، موسیقی و درسهای غیر اسلامی از مدرسهها و حمایت از اجرای احکام اسلام، از جمله قطع دست جنایتکاران، مجازات رشوه دهنده و رشوه گیرنده و... بسیار نزدیک به برنامههای عابدزاده و «انجمن پیروان قرآن» بود، با این تفاوت که اسلام سنّتي و روشهای آموزشی و تشکیلات عریض و طویل انجمن که هر روز گسترش مییافت، مانع از هرگونه حرکت انقلابی آن میشد، امّا فداییان اسلام با تكيه بر اسلام و فارغ از همه وابستگیها، انقلابي و مسلحانه مبارزه میکردند.
نوّاب پس از آزادی از زندان، در ادامه سفرهاي تبليغي خود، به همراه 34 نفر از يارانش در 21/1/1332، براي تبليغ و زيارت حرم امام هشتم با اتوبوس به شهر مشهد سفر كرد. در طي راه، طبقات و اصناف گوناگون استقبال فراوانی از آنها نمودند. از آنها به عمل آمد. نوّاب ساعت هفت و نيم بعدازظهر به مشهد وارد شد و بیدرنگ جهت زیارت به حرم امام رضا رفت. ورود وی شور و هيجان فراواني در ميان طرفدارانش بر انگيخت و موجب شد، جمعيّت زيادي از گروههاي سياسي و اصناف به دیدار او بيايند. نوّاب و يارانش به «مهديّه» وارد شدند و تا ده روز در آنجا اقامت گزیدند.
بهزادیان از افراد برجسته «جمعيّت مبارزین اسلام» در این باره میگوید که: پس از آزادی نوّاب از زندان در سال 1332ش. به وسيله «علي ضيايي» از دوستان وی، از ايشان برای سفر به مشهد دعوت كرديم. بدون هماهنگی اولیّه با عابدزاده، مهدیّه را برای سکونت نوّاب انتخاب کردیم. قرار شد من که نزدیکتر به عابدزاده بودم، با او در خصوص اقامت نوّاب در مهدیّه صحبت کنم. من به ایشان گفتم: نوّاب با همراهانش دارد به مشهد میآید و ما میخواهیم با اجازه شما در مهدیّه از آنها پذیرایی کنیم. ايشان استخارهای كرد، خوب آمد. گفت: باشد، اشكالي ندارد. من به رفقا گفتم: تا لحظه ورود نوّاب، كسي نبايد موضوع را بفهمد؛ چون ممكن است راي حاجی را بزنند. وسايل استقبال از نوّاب را فراهم كرديم. عدّهاي براي استقبال به اباصلت رفتند. من و ضيايي در مشهد مانديم. عدّه زيادي در مسير نوّاب اجتماع كرده بودند. تقريباً اذان مغرب بود كه او به مشهد رسيد و بلافاصله به حرم مطهر حضرت رضا(ع) مشرف شد. در حرم با «دولتشاهي»، رئيس تشريفات آستان قدس رضوي روبهرو شده بود. او معمولاً کلاه شاپو سرش میکرد و كراوات ميزد. نوّاب به دولتشاهی گفته بود تو نوكر حضرت رضا(ع) هستي و اين آثار استعمار نبايد روي سر و گردنت باشد. حدود ساعت نه و نيم شب بود که همراه نوّاب و یارانش به مهديّه رفتيم.
امّا عبدالرضا غنیان معتقد است، عابدزاده با هماهنگی رئیس شهربانی مشهد، نوّاب را در مهدیّه سکونت داد. نوّاب با رفتار خاص و شجاعانه و سخنان تند و آتشین که دیدگاهها و آرمانهای فداییان اسلام را تبیين و تبلیغ میکرد، تأثير عميقي بر انديشه انقلابي جوانان و طلبههای مشهد گذاشت. آیۀالله خامنهاي اوّلين جرقههاي انگيزش انقلابي خود را مديون نوّاب ميداند: «يكي از اطرافيان ايشان ليوان دستش گرفته بود و ذره ذره به همه شربت میداد با يك شور و هيجاني. اواخر شربت كم شد و با قاشق به دهان هر كس شربت ميگذاشت. وقتي به من شربت داد، گفت: بخور، انشاءالله هر كس اين شربت را بخورد، شهيد میشود... نوّاب به هنگام راه رفتن هم شعار ميداد و ميگفت: ما بايد اسلام را حاكم كنيم، برادرِ مسلمان و برادر غیرتمند، اسلام بايد حكومت كند و... وقتي ميرسيد به افرادي كه کراوات گردنشان بود، ميگفت: اين بند را اجانب به گردن ما انداختهاند، برادر! باز كن. وقتي ميرسيد به كساني كه كلاه شاپو سرشان بود، ميگفت: اين كلاه را اجانب سر ما گذاشتهاند، برادر، بردار».
تاریخ شفاهی
https://telegram.me/oralhistori