اری و درمان می‌کردند

اری و درمان می‌کردند. دکتر محمد ناظم، سیداحمد مدرسی و علی ثقه‌الاسلامی نیز از پزشکان ایرانی در میان آنان بودند. چند راهب خارجی نیز که انگار خود را به رسیدگی جذامیان وقف کرده بودند، در رسیدگی به امور آن‌ها فعالیت‌ چشمگیر داشتند.
ماجرای این پرستارهای اروپایی انگار هنوز هم در ذهن قدیمی‌های شهر مشهد بر جای مانده است. آن‌ها به راستی که بودند؟
خواهر آن‌ماری گابریل کوروت، خواهر ژاکلین عیسی که به ژاله تغییر نام داد و بانویی به نام شعله شبان، البته شخص چهارمی هم بود که پس از مدتی ایران را ترک کرد. این بانوان هر کاری که از دست‌شان برمی‌آمد برای جذامیان انجام می‌دادند، غمخوارشان بودند، آن‌ها را حمام می‌بردند، برایشان غذا آماده می‌کردند و بسیاری از امورشان را انجام می‌دادند.
@oralhistori
پشتیبانی و نگهداری از جذامیان چه روندی را گذراند؟
پروژه درمان و نگهداری از جذامیان با حضور عبدالحسین راجی وزیر وقت بهداری در محراب‌خان، به مرحله‌ای تازه وارد شد. دکتر راجی موفق می‌شود پهلوی دوم را برای بازدید به محراب‌خان بیاورد. او سپس از رئیس انجمن نیکوکاران مجوز گسترش فعالیت‌های درمانی را می‌گیرد. اینگونه می‌شود که ٦٣ هکتار از زمین‌های میان بجنورد و گلستان، پس از شهر آشخانه، به ساخت بهکده‌ای اختصاص می‌یابد. این اقدام یکی از پروژه‌های مثال‌زدنی عمرانی تا آن روز بوده است. مکان تازه که به بهکده راجی شهرت می‌یابد، مکانی برای زندگی جذامیان بهبودیافته و خانواده‌های آن‌ها می‌شود. پس از آن بود که اعلام شد همه جذامیان از سراسر ایران به بهکده بیایند.
این دعوت با چه پشتوانه‌ای صورت گرفت؟ در «بهکده راجی» چه چیز انتظار جذامیان و خانواده‌هایشان را می‌کشید؟
کارهای زیربنایی از مدت‌ها پیش آغاز شده بود. هیات مدیره‌ای در تهران و مشهد تشکیل شد. بازار تهران نقشی مهم در ساخت و توسعه بهکده داشت. بهکده راجی با همیاری و اراده‌ای گروهی، گسترش یافت، به گونه‌ای که از نظر امکانات رفاهی بی‌سابقه بود. زیرساخت‌های دامداری و کشاورزی پیش‌بینی و برای میهمانان از راه‌رسیده، خانه ساخته شد. امکاناتی که در بهکده وجود داشت، به اندازه‌ای بود که بسیاری از مردم عادی را نیز برای کار به آنجا کشاند. کنترل و اداره بیشتر امور بهکده در دست خود جذامیان بود. آن‌ها حتی شهردار ویژه خود را داشتند. تلفن، برق، هنرستان، سینما، بیمارستان، آموزشگاه حرفه‌ای، پمپ بنزین، کتابخانه، کارگاه‌های قالی‌بافی، جوشکاری، تعمیرگاه خودرو، زایشگاه و فرودگاه از امکاناتی بود که در بهکده وجود داشت؛ امکاناتی که بیشتر آن‌ها در شهرهای پیرامون هم موجود نبود. دام و زمین به آن‌ها داده شد و بسیاری از فعالیت‌های صنعتی را آموختند. همه این‌ها موجب شده بود بهکده پس از مدتی به عنوان بهشتی کوچک شناخته شود؛ ادعایی که به راستی گزافه نبود. نمایندگان سازمان بهداشت جهانی هم از این بهکده بازدید و آن را کنترل می‌کردند.
منبع: شهروند
@oralhistori