بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت اول

بو علی ثانی
به قلم دکتر مرضیه داودپور
قسمت اول
@oralhistori

زائران حرم امام رضا که نمازصبح خود را دراین مکان مقدس به جا آورده بودند ، درصورت نیازمی توانستند ازهمان ساعات اولیه روز،
وقتیکه دیگر پزشکان شهرتازه می رفتند تا روزخود را آغاز کنند ، اورا
آماده به خدمت درپشت میزکارش بیابند . درمطب او ازصبح زود به روی
بیماران ونیازمندان و زوارحرم امام رضا بازبود .
کمترکسی است که درشهرمشهد این طبیب گرانقدررا نشناسد ودرزمان
حیات پربرکت وعمرطولانی وی ازدانش وانسان دوستی اش بهره مند
نشده باشد . اگرازخانواده های اصیل و قدیمی مشهدی سوال کنی ، اغلب
خاطره ای ازاوبرایت تعریف می کنند . خاطره بچه های تب داریا بیماران
مبتلا به حصبه وذات الریه ای که او با یک معاینه صحیح بیماری شان را
تشخیص داده وبا امکانات محدود ده ها سال پیش درمان نموده است و
اکنون این بچه ها خود پدربزرگ ومادربزرگ هستند . خاطره کودکان
مبتلا به اسهال واستفراغی که او جان تازه ای به چشمان بی فروغ و
گودرفته شان دمیده وازمرگ حتمی نجاتشان داده است . خاطره بیماران
مبتلا به حصبه وذات الریه ای که نزداورفته انداو با دستورتزریقات به
موقع وبه کمک سرنگ های فلزی قدیمی که روی چراغ الکلی ودرآب
جوش استریل می شدند ، نجات شان داده است . خاطره زنان نازا ویا
زنانی که ازبارداری خود بی اطلاع بوده اند او بارداربودن آنها را از
حالت چشم شان تشخیص داده است .
آری ، درآن زمان که آزمایش های متعدد و سونوگرافی ودیگرامکانات
به صورت امروزی وجود نداشت تا به کمک پزشک آِید اوبوعلی وار
به کمک معاینه صحیح و گرفتن نبض ودرجه تب وبه کمک علم ودانش بی کران خود درهمان دیدار اول ، بیماری را تشخیص می داد.
احتمالاً او قسمتی از دانش پزشکی خود را از پدرش مرحوم صدرالاطباء
فرا گرفته بود که در زمان خود طبیب کم نظیری بوده است .
اودرسال ها قبل نخستین کسی بود که متوجه شد علت شیوع بیماری کزاز
درنوزادان دهات ، پهن اسبی است که هنگام تولد روی محل قطع بندناف
آن ها گذاشته می شود ومدتهابا این مشکل مبارزه کرد . نه تنها
مجاوران ازوجود اواستفاده می کردند ، بلکه زواری که ازسایرشهرها
به مشهد می آمدند ، بعد زیارت حرم مطهروگرفتن شفای دل ، نزد او می رفتند تا شفای جان بگیرند .
وقتی هنوزاطراف صحن مطهررا جهت تعریض خیابان خراب نکرده
بودند ، مطبش درنزدیکی حرم امام رضا بود وبعد به کمی دورترانتقال
یافت .
سابقه طبابتش به آنجا می رسد که تعداد طبیبان شهراندک بود ودرمصاحبه
رادیویی که با ایشان شده یود ، تعریف می کردند که درزمانی تعصبات
مذهبی دربین شهروندان مشهدی آنقدرشدید بوده که وقتی ایشان را بربالین
دخترجوانی برده اند ، ابتدا صیغه محرمیت جاری شده ، سپس اجازه طبابت یافته اند .
درفرهنگ متداول بین پزشک وبیمار ، سبکی دست وخوش دست بودن
طبیب ، امری مورد قبول وجا افتاده است . اغلب بیماران مایلند پزشک
معالج خود وخانواده شان را به این صفت موصوف سازند وبا اطمینان از
سبکی دست دکترنزد اوبروند . اما این بوعلی زمان واقعاً دستی سبک
داشت واین عقیده قلبی را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده بود .

تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori