🔸داستان کتک خوردن وزیر پست و تلگراف در مجلس شانزدهم. ✍ سیف الله وحیدنیا
🔸داستان کتک خوردن وزیر پست و تلگراف در مجلس شانزدهم
✍ سیف الله وحیدنیا
🆔 @oralhistoryiran
🔹من (یـکی از وکلای دوره شانزدهم ) در مجلس بـا گروهی همکاری داشتم و بطور آشکارا با دولت مخالفت میکردیم و تنها روزنامهای که گفتهها و خواستههای ما را مـنتشر مـینمود و در واقع ناشر افکار ما بود روزنـامهء طـلوع بـود کـه مـدیرش آقای هاشمی حـائری از روزنـامهنگاران ورزیده و با سواد بود و قلمی پخته و گیرا داشت. بر این روزنامه دولت تضییقات فراوان فراهم میآورد و حـقوق مـختلفی را کـه به جراید طرفدار خود میخورانید بر روزنـامه طـلوع حـرام کـرده بـود.
🔹فـراکسیونها در مجلس محدود بود و گاهگاهی اندک پولی از جانب خود جمع میکردیم و برای ادامه حیات روزنامهء طلوع در اختیار مدیر آن میگذاشتیم لیکن نه قدرت مالی ما اجازه ادامه این کـار را میداد و نه کمکی که میکردیم قابل بود که بتواند مجال مبارزه مداوم به طلوع بدهد.لذا درصدد بر آمدیم به طریق دیگر چارهء کار را بکنیم و از دولت بخواهیم که مانع فحاشیهای بیمورد مـطبوعات طـرفدار خود بشود.
🔸روزی در مجلس با دکتر حسین فاطمی که در آن ایام معاون نخست وزیر بود موضوع را در میان نهادیم و از دولت گله کردیم و او را مورد عتاب و خطاب قرار دادیم و گفتیم چرا دولت بیت المال را بـدست مـزدوران میدهد که به مقدسات ملی ماهتا کی کنند و به نوامیس مردمی که صادقانه برای خدمت به شاه و میهن جانفشانی میکنند توهین نمایند.اگـر دولت بـا ما طرف است چرا بـه روزنـامههای طرفدار خود اجازه میدهد و آنها را کمک میکند که تعرض به عرض و ناموس ما
🔹دکتر فاطمی به سخنان ما بـا دقـت گوش داد و بدون اینکه عـکس العـملی نشان دهد و در جواب تندیهای ما سخنی بگوید خود را با زرنگی خاص اصفهانی که داشت از معرکه بدر برد.
🔸پس از آن به اطاق یکی از ادارات مجلس رفتیم.از قضا یوسف مشار وزیر پست و تلگراف در آنجا بود.آقـای عـبد القدیر آزاد بنای اعتراض بر او نهاد و گله آغاز کرد.
🔹مشار بسوی آزاد حمله برد و کیفی را که در دست داشت به سر آزاد حواله نمود و ما ناچار شدیم که دسته جمعی بر سرش بریزیم و تـا مـیخورد او را کتک بـزنیم و چون ما چند نفر بودیم او فقط مجال کتک خوردن داشت و مجروح شدن، البته منم در این واقعه پایـم ضرب دید و ایامی چند از درد آن در رنج بودم.
🆔 @oralhistoryiran
🔸پس از این ماجرا مشار با حـالی نـزار بـه قرارگاه مصدق رفت و شکایت به او برد و اینعمل دولتیان و بخصوص وزرا را مرعوب کرد و دانستند گروه مخالف از هرگونه مبارزهای روی گـردان نـخواهد بود.
📚 مجله وحید فروردین 1350 - شماره 88