‌ 🔸خاطرات خودنوشت پهلوان غلامرضا تختی؛ دوست دارید مرا بشناسید (۱).. 🍃🌸

‌ 🔸خاطرات خودنوشت پهلوان غلامرضا تختی؛ دوست دارید مرا بشناسید( 1)

🆔 @oralhistoryiran
✍ به بهانه 5 شهریور 1309سالروز تولد جهان پهلوان غلامرضا تختی
🍃🌸
🔹اين بخشي از نوشته هاي خود تختي است که سال ۱۳۳۸ نوشته شد و هشت سال بعد با تيتر “دوست داريد مرا بشناسيد”، در کيهان ورزشي۲۳ دي ماه سال ۱۳۴۶ چاپ شده است.
🔸من بيشتر وقت ها با کتابهاي پليسي و يادداشتهاي فاتحين و مغلوبين جنگهاي گذشته، خود را سرگرم مي کردم و خواندن آنها هميشه اثر خوبي در روحيه من باقي مي گذارد به خصوص اينکه هيتلر را با تمام حماقتش دوشت داشتم، اينکه مي گويم دوست داشتم نه اينکه خيال کنيد او را آدمي لايق مي دانم، نه، من به او احترام مي گذارم به واسطه اينکه او بزرگترين درس زندگي را به من ياد داد که چگونه بايد با دشمنان ستيز کرد و در هر راه مشکلي به هدف رسيد.
🔹 در يکي از کتابهاي سردار مغلوب ژرمني خواندم که او هميشه تصاوير رقباي خود از قبيل مونتگمري، آيزنهاور و استالين را به ديوار مي کوبيد و حتي در کتاب ديگري متوجه شدم که سردار آلماني اين عکس ها را همه جا وقتي که براي غذا خوردن، اتاق کار خود را ترک مي گفت با خود مي برد. من قبل از اينکه متوجه اين موضوع شوم از شنيدن نام کشتي گيران سنگين وزن جهان وحشت داشتم و در هر روزنامه و يا مجله يي که عکسي از آنها مي ديدم از ترس اينکه تنم نلرزد آن نشريه را به دور مي انداختم و هيچ مايل نبودم اعصابم را بدين ترتيب خرد کنم.
🔹اما پس از آن من هم مثل او، آن مرد لاغر آلماني شدم! من که هميشه حتي از تصوير “پالم” سوئدي مي ترسيدم از فرداي آن روز به دنبال آنها گشتم و آن عکس هاي سفيد و سياه لخت را در پوششي از طلا جاي دادم و هميشه مقابل چشممانم قرار مي دادم. من با آن چشمان رنگارنگ و پوست هاي مختلف چنان خوي گرفتم که امروز پس از اينکه چندين سال از ديدار من و حيدر ظفر (کشتي گير ترکها در المپيک هاي گذشته) مي گذرد هنوز لبخندش، کينه اش و آرزويش که هميشه در چشمانش خوانده مي شد، مي بينم، بعدها که “حيدر” از تشک و حريف خداحافظي کرد “پالم”،”کولايف” و آخر از همه “آلبول” پسر موطلايي شوروي ها که امروز حتي يک خال از آن موهاي طلايي که من در مسکو بر سرش مي ديدم نيست جاي او را گرفتند اما حيدر با آنها تفاوت فراواني داشت، نه خيال کنيد که حيدر بيشتر و با کمتراز آنها بود نه اينطور نيست بلکه من فراوان عوض شده بودم .
🔸 من اين عکسها را هنوز مثل هيتلر در مقابل چشمانم قرار مي دهم و با آنها راز و نياز مي کنم، با اين تفاوت که بي نهايت به آنها علاقه مندم و هيچ مايل نيستم مانند هيتلر به آنها بنگرم. هيتلر آنها را مي نگريست و آرزو داشت با خونشان آشاميدني گوارايي بنوشد اما من چنين خيالي نداشتم و ندارم.
🆔 @oralhistoryiran
من به خونشان تشنه نيستم، من فقط از هيتلر آموختم که بايد شمايل آنها را مدنظر قرار داد، دندان به روي جگر گذارد و براي پيروزي بر آنها تلاش کرد، من چنين کردم هر چند به موفقيت نهايي خود نرسيدم.
✍ ادامه دارد....