🔴پیراهن مراد. 👉

✅تهیه پیراهن مراد از این قرار بود که روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل ابن ملجم است، زن‌ها آرایش می‌کردند و به مسجد می‌رفتند (تهرانی‌ها بیشترشان در مسجد شاه تجمع می‌کردند) و با پارچه‌هایی که از قبل تهیه کرده بودند، در بین دو نماز پیراهن مراد را می‌دوختند و معتقد بودند که با پوشیدن این پیراهن کلیه حاجات آن‌ها (از جمله بخت گشایی دخترشان) برآورده خواهد شد. ✅اگر کسی این پیراهن را که با پول گدایی دوخته می‌شد، می‌پوشید تا سال دیگر حاجت و مرادش برآورده می‌شد. داستان از این قرار بود که دختران دم بخت از روز اول ماه رمضان دور کوچه و محله‌ها به راه می‌افتادند و از مردم گدایی می‌کردند و شب بیست وهفتم از صبح زود، چرخ خیاطی‌ها را به مسجد سپهسالار می‌بردند و با پارچه سفیدی که از آن پول می‌خریدند بین دو نماز ظهر و مغرب مشغول دوختن پیراهن می‌شدند و بعد از آن زمان، پیراهن مراد را می‌پوشیدند. 🌏به نقل از: جام نیوز. 👇👇. تاریخ شفاهی. ارسال نظر. ...
  • گزارش تخلف

‍ ‍ 🔴مازندران در عصر ناصری. براساس دستورالعمل کتابچه دیوانی ۱۲۹۰ ق. 👉:

دکتر علی رمضانی پاچی. سالم حسین زاده سور شجانی. ✅این کتاب که نویسنده آن را به دکتر حسین اسلامی ساروی تقدیم نموده است. نخستین کتاب سیاق در مازندران است که ۵۰ فرد آن ترجمه شده است. سیاق همان خطوط مالی دیوانی است که از دوره سامانیان در ایران رواج پیدا کرده است اهمیت این کتابچه. ۱) از لحاظ دیوانی: که در رابطه با نظام تشکیلات اداری، مالیو نحوه کار منشیان، مستوفیان و جمع خرج، حکومت می‌باشد.۲) اهمیت رجالی: شناخت شاهزادگان،. خوانین قاجار.۳) اهمیت نظامی: این کتابچه اطلاعات مهم و باارزشی درباره‌ی وضعیت نظامی همانند مراتب نظامی، نوع سلاح و تجهیزات، نوع لباس فرم نقش طوایف می‌دهد.۴) اهمیت محلی ومکانی: اشاره به نام و اسامی شهر‌ها و قریه‌ها از تنکابن تا استارباد دارد. ✅نویسندگان در این کتاب ابتدا به تعریف سیاق و اوزان و مقادیر، واحد‌های اندازه گیری در عصر قاجار، مناطق جغرافیایی، انواع ضرب سکه‌ها، ضراب خانه‌های مازندران، اصطلاحات نظامی و فوج‌های عصر ناصری پرداختند. در انتهاتصاویر قابل توجهی از خوانین، نظامی‌ها و پول رایج آورده شده است. ...
  • گزارش تخلف

🔴ببری خان وارد حرمسرای ناصرالدین شاه می‌شود.. 👉 همایون را پریشان دیدم. جرات سوال نداشتم

تک سبیل قبله عالم می‌ارزید نگاهی به چاکر فرمودند. از خوف میل به مبال کردم. چیزی نماند رعشه بر من مستولی شود. فرمودند ببری خان از صبح گم شده. تمام قشون را بسیج فرموده‌اند. ان شالله که بلا دور است. چند سیخ کباب که میل فرمودند قدری اخمهای مبارک باز شد. دل یافته عرض کردم سواری تشریف ببرید بد نیست. فرمودند بدون ببری خان سواری چه فایده؟ ...
  • گزارش تخلف

🔴 علی‌اصغر عابدزاده

چراغ‌چی‌آستانه» معروف به «عابدزاده خراسانی»، فرزند زین‌العابدین در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در محله نوغان در یک خانواده کم‌بضاعت و مذهبی متولد گردید. با توجه به اینکه در چهار سالگی پدرش را از دست داد، شخصی خود ساخته و مستقل بار آمد. در نوجوانی به شغل حلبی‌سازی پرداخت و سپس سازنده آینه‌های جیبی شد. عابدزاده علاقه زیادی به تبلیغ برای دین و مذهب داشت. وی در مدرسه نواب پس از تحصیل مقدمات، به طور عمده از محضر مرحوم شیخ هاشم قزوینی و میرزا مهدی اصفهانی استفاده کرد. همانقدر که با مسائل دینی در حد تبلیغ میان مردم آشنا شد، گروهی از مردم را دور خود جمع کرد و در منازل، مساجد و دیگر اماکن عمومی سخنرانی‌های مذهبی و محفل دعا بر پا نمود. در اوایل دهه بیست انجمنی دینی «انجمن پیروان قرآن» را تاسیس کرد. این انجمن دارای شعبه‌های بسیاری در سطح مشهد شد که به آموزش و قرائت قرآن مشغول بودند. در مدت کمی، بعد از گذشت ۱۰ سال این جلسات تا حدود ۱۰۰ شعبه افزایش یافت. ...
  • گزارش تخلف

‍ 🔴فراخوان مقاله. ⚪️⚪️

شماره مجله تخصصی تاریخ شفاهی به صاحب امتیازی انجمن پارسه دوستداران میراث فرهنگی جهت نگارش مقاله از عموم پژوهشگران و علاقمندان به مباحث تاریخ شفاهی دعوت به عمل می‌آورد. ✍محورهای پیشنهادی. ⭕️ تاریخ شفاهی و هویت شهری. ⭕️تاریخ شفاهی و خاطرات. ⭕️تاریخ شفاهی و تدوین. ⭕️تاریخ شفاهی و سیاست. ⭕️تاریخ شفاهی و جامعه شناسی. ⭕️تاریخ شفاهی و فرهنگ عامیانه، آداب و رسوم و …. جهت اطلاع بیشتر ای دی تلگرام:. ...
  • گزارش تخلف

‍ 🔴زندگی‌نامهٔ استاد محمدتقی شریعتی مزینانی به قلم خودش

این بنده تقریبا در سال یکهزار و دویست و هشتاد و شش ۱۲۸۶ شمسی در مزینان متولد شده‌ام. خواندن و نوشتن را در مکاتب محل آموختم و مقدمات صرف و نحو را در مدرسه مزینان و نزد مرحوم پدرم فرا گرفتم. چون دو برادرم در مشهد مشغول تحصیل بودند، پدرم با حسن ظن که بهوش و استعداد من داشت و آینده درخشانی را برایم پیش‌بینی می‌کرد آن توانائی مالی را در خود نمی‌دید که مرا هم به مشهد بفرستد ولی اصرار و الحاح متوالی و شدید من که گاهی به گریه و زاری می‌کشید آن مرحوم را راضی کرد و در سن چهارده یا پانزده سالگی با هشتاد ریال خرج سفر حرکت نموده و بعد از نه روز با گاری مسافری وارد این شهر شدم و به تحصیل پرداختم. ✅ خوب به خاطر دارم که نخستین بار که می‌توانستم برای آینده خود فکر کنم و اولین امید و آرزوئیکه در مغز کوچکم وارد شد این بود که مبلغ دینی شوم با ورود به مشهد این آرزو قوت یافت تا بحد عشق رسید و از همان اوقات نیک دریافته بودم که برای یک نفر مبلغ حسابی، مقدم بر هر چیز ادبیات و منطق قوی لازم است و از اساتید هم شنیدم که ابتدا پایه تحصیلات را محکم کنید و پایه علوم دینی ادبیات عربست از این جهت من باین قسمت توجه کام ...
  • گزارش تخلف