‌ 🔸روایتی‌ ساده از زندگی ۲. ✍ مرحوم سید محمد نظری‌ هاشمی‌

‌ 🔸روایـتی‌ ساده از زندگی 2
✍ مرحوم سید محمّد نظری‌ هـاشمی‌

@oralhistoryiran
✔️آشنایی‌ من‌ با برخی رشته‌های ورزشی،باعث شـد تـا بـا حفظ سمت دبیری دبیرستان،مسؤولیت‌ تربیت‌ بدنی‌ بخش را هم به عهدۀ بنده بگذارند،رئیس فـرهنگ بـخش مـعلّمی فرهیخته و اصیل بود.به کمک‌ ایشان‌ به اوضاع ورزشی دبستان‌ها وبه طور کلّی تـربیت بـدنی بخش سروسامان دادم‌.
✔️با‌ این‌ که دورۀ متوسطه را با گرفتن دیپلم ریاضی به پایـان بـردم،امـا کم‌وبیش به تاریخ‌ و مباحث‌ تاریخی‌ علاقه داشتم.به همین دلیل وقتی به مشهد منتقل شـدم ودر کـنکور دانشکدۀ‌ ادبیّات‌ شرکت کردم،با وجود قبولی در رشتۀزبان انگلیسی،برای ادامۀ تحصیل رشـته تـاریخ را انـتخاب کردم‌.
✔️سال‌ دوم دانشکده بود که مرحوم دکتر علی شریعتی به جمع اساتید گروه تاریخ‌ پیوست‌ و مـن ایـن سعادت را داشتم که چند‌ سال‌ مستقیما‌ از محضر پربرکتش استفاده کنم.
✔️درسال 1379‌ دانـشگاه‌ فـردوسی بـا همکاری چند نهاد دیگر،سمیناری در سطح بین‌المللی تحت عنوان«بازشناسی اندیشه‌های‌ دکتر‌ شریعتی»برگزار کرد.در آنـ‌ سـال‌ بـنده مدیر‌ گروه‌ تاریخ‌ دانشگاه مشهد بودم و به عنوان شاگرد‌ وارادتمند‌ استادم،در حـد تـوان برای هرچه باشکوه‌تر برگزار شدن مراسم تلاش کردم‌.
✔️به‌ همین مناسبت و در ارتباط باخاطرات دورۀ‌ تحصیلی،مقاله‌ای بـا عـنوان‌«به‌ صراحت کوه،به زلالی چشمه‌»نوشتم‌ و به سمینار ارائه دادم.
مقاله بنده در جلد دوم مـجموعه مـقالات این همایش چاپ‌ شده‌ است.
مطالعۀ مـقاله بـرای اطـلاع‌ از‌ اوضاع‌ تحصیلی آن زمان‌ وکسانی‌ که به مـرحوم دکـتر‌ شریعتی‌ علاقمند هستند،خالی از فایده نیست.
✔️همین جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و با تـمام‌ وجـود‌ سپاس و تشکر و قدرشناسی خودم را نـسبت‌ بـه‌ همۀ مـعلّمانم‌،ازابـتدایی‌ تـا‌ دانشگاه اعلام می‌دارم.
✔️شوق‌ آموختن و بـیشتر دانـستن مرا به کشور فرانسه کشاند در پاریس و در دانشگاه ژوسیو ادامه تحصیل‌ دادم‌.در ایـن مسیر،ابـتدا دوستی شفیق،که‌ مدیون‌ او‌ هستم‌،مـشوّق‌ و دستگیر من بود‌.چـون‌ بـنا ندارم از کسی که نام بـبرم،بـا آرزویسلامت و بهروزی برای او،به همین تشکر بسنده‌ می‌کنم‌،
✔️بعد‌ از برگشت به ایران در مـهر 1353‌ بـه‌ صورت‌ آزمایشی‌ درگروه‌ تاریخ‌ دانـشگاه فـردوسی مـشهد شروع به تـدریس کـردم.پس از یک سال به دلایـلی کـه از حوصلۀ این نوشتار خارج است،امکان همکاری با دانشگاه مشهد برایم میسر نشد‌.خوشبختانه سـه نـفر از دوستان صمیمی و هم دوره تحصیلی‌ام در دانشگاه اصـفهان مـشغول به کـار بـودند.بـا راهنمایی و تشویق آن‌ها بـه اصفهان رفتم و پس از موفقّیت در آزمون استخدامی آن دانشگاه،رسما‌ از‌ مهر 1354 به عنوان عضو هیأت علمی گروه تاریخ مـشغول بـه کار شدم.
✔️اقامت من دراصفهان تـا سـال 1371 بـه درازا کـشید.ایـن مدّت بهترین سـال‌های عـمر من بود‌.از‌ مردم اصفهان،دوستان اصفهانی وهمکاران دانشگاهی،جز مهر و صفان ندیدم.
خوشبختانه این توفیق را نـیز داشـتم کـه با برخی از فرزانگان و خانواده‌های فرهنگی‌ و اصیل‌ آن خـطّه آشـنا شـوم و ازمـحضرشان‌ فـیض‌ بـبرم.از جمله الطاف خداوند نسبت به حقیر،داشتن دوستان خوب و هم صحبتان شایسته،چه دراصفهان و چه در مشهد بوده و هست.از همۀ آن‌ها‌ متشکرم‌.
📚تاریخ پژوهی » پاییز و زمستان 1386 - شماره های 32 و 33
▫️ مطالعه قسمت اول
https://t.me/oralhistoryiran/3712

🌐 تاریخ شفاهی
@oralhistoryiran