نسبت تاریخ شفاهی و انقلاب. ⚪️⚪️⚪️

نسبت تاریخ شفاهی و انقلاب
@oralhistoryiran
◀️بخشی از سخنرانی محسن کاظمی نویسنده و پزوهشگر تاریخ شفاهی، در نشست بررسی وضعیت تاریخ شفاهی در داخل کشور، 11 بهمن 1395 واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری
⚪️⚪️⚪️
تاریخ‌نگاری‌ای که از سوی تاریخ شفاهی به جامعه تزریق می‌شود در مرحله توصیف است و به مرحله تبیین و تفسیر نرسیده است. ما همچنان در مرحله ثبت و گردآوری داده‌ها و اطلاعات هستیم که بخشی از کوه یخی است که بیرون زده است. بعضی از این اطلاعات، به دلیل جنبه‌های محرمانه بیرون نمی‌آیند و به دلیل اینکه تاریخ شفاهی همچنان زنده است و امکان اینکه ما به آن بپردازیم، هست. از بعضی از سوژه‌ها باید پنجاه سال بگذرد تا حرف بزنیم. کتاب خاطرات جواد منصوری را منتشر کردم؛ بعد از 10 سال، 15 سال و20 سال دیدم اسناد جدیدی منتشر شده و اطلاعات جدیدی آزاد شده که لازم به تجدید نظر است و این کار را کردم. انقلاب هم یک پدیده اجتماعی و سیاسی است که در تمام زیرساخت‌های یک جامعه اتفاق می‌افتد. انقلاب ما هم همین طور است و شعارهایی داشت: استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. پدیده بزرگی به اسم جنگ، باعث به وجود آمدن تاریخ شفاهی بود. جنگ جهانی دوم در سال 1945 تمام شده بود و گروه‌هایی در آمریکا می‌خواستند خاطرات را جمع کنند. در دانشگاه کلمبیا و البته بعضی‌ها می‌گویند دوسال بعد در دانشگاه شیکاگو عمیق‌تر به این کار پرداخته شد.
در کشور ما تاریخ شفاهی با موضوع جنگ پیش آمد. تاریخ شفاهی جنگ را چه کسانی انجام دادند؟ بخشی از آرشیوهای آنها را در سپاه دیدم. بیش از 20 هزار ساعت بود. شهید همت و شهید باقری چه کسانی بودند و چطور به فرماندهی رسیدند؟ اینها پشتوانه انقلابی دارند و به این بخش پرداخته نشده بود و شخصیت آنها در هاله‌ای از ابهام بود. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی به صورت عملی این‌طور رقم خورد و افرادی مثل آقای فخرزاده و زین‌العابدینی به این کار پرداختند. به صورت کلی ما باید از تشکیلات آقای عبدالمجید معادیخواه یاد کنیم که شروع به انتشار مجله و بیان خاطرات افراد صاحبِ خاطره کردند. البته بر کارشان نقدهایی وجود دارد که وارد آن نمی‌شوم.
@oralhistoryiran
هیچ کدام از ما، نه ما (حوزه هنری) و نه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، عنوان تاریخ شفاهی نداشتیم. خود انگیخته بودیم. با سلیقه خودمان جلو رفتیم و تحت عنوان واحد خاطره‌یابی فعالیت می‌کردیم. واحدهای دیگر مثل موسسه تاریخ معاصر رشد کردند. موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی هم بود. این نهادها رشد کردند تا رسیدیم به موسسه جهادی صهبا که افراد گمنامی بودند و کار بزرگ خمینی‌شهر را انجام دادند.
@oralhistoryiran
در واقع انقلاب و جنگ، دو بالی هستند که تاریخ شفاهی را ارتقا داده‌اند. دنیا هم همین وضع را داشته است. در دهه پنجاه میلادی، غیر از سربازها و کهنه‌سربازهایی که از جنگ برگشتند، بقیه پروژه‌ها را با نخبه‌ها و بزرگان شروع می‌کنند. یعنی اینها نسل اول هستند. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی که نحله‌های جدید شکل می‌گیرند، وارد حوزه‌های دیگر می‌شوند و هرکدام تاریخ شفاهی را به سمت اهداف خود می‌برد. ما هم در دهه‌های بعد وارد حوزه‌های دیگر می‌شویم و الان هم سعی می کنیم خاطرات مردمی را هم دنبال کنیم.
تاریخ شفاهی مطمح نظر خیلی‌هاست. طبیعی است که قدرتمندان هم به سمت آن تمایل پیدا کنند. اوایل به راوی‌ها اصرار می‌کردیم خاطرات‌شان را ضبط کنیم، اما حالا که برکات و مزایای تاریخ شفاهی مشخص شده، آنها اصرار دارند ما به سراغ‌شان برویم.
نظامی که بر روی یک ایدئولوژی شکل گرفته باید خودش را تعریف کند: من که هستم؟ از کجا آمده‌ام؟ هدف من چیست؟ آرمان‌هایم چیست؟ تاریخ شفاهی می‌تواند یک ابزار معرفتی برای ما باشد. در وضعیتی که تمام دنیا به آن هجمه وارد می‌کنند باید الویت‌بندی کند و بر آن اساس حرکت کند.
🌎به نقل از: هفته نامه الکترونیکی تاریخ شفاهی

تاریخ شفاهی
ارسال نظر. @oralh
https://telegram.me/oralhistoryiran