جنگ سوسیسی (قسمت اول)

✅ جنگ سوسیسی(قسمت اول)

در طول سال ۱۹۳۹ که اروپا در وحشت از هیتلری که هر لحظه به جنگ مشتاق تر می شد به سر می برد، درگیری نظامی بین اتحاد جماهیر شوروی و همسایه کوچکش اجتناب ناپذیر شده بود. استالین همواره از فنلاند با تنفر یاد می کرد، در حالی که فنلاند روزگاری جزئی از خاک روسیه بوده و در طی سال ها با تلاش های دولت شوروی برای هماهنگی با سیاست ها و فرهنگ این کشور مقابله کرده بود. اگر چه این کشور سرزمینی بسیار کوچک دستکم در مقایسه با خاک شوروی بود اما از دست دادن آن در سال ۱۹۱۷ و در جریان تبدیل شدن حکومت تزاری به حکومت سوسیالیستی برای حاکمانی که که به امپراطوری روسیه بزرگ گذشته خود افتحار می کردند ضایعه ای بود که اعتبار و قدرت آن ها را به چالش می کشید. در این حین و در پشت پرده، استالین و هیتلر قراردادی امضا کرده و تعهد دادند که کاری به سیاست های جاه طلبانه و کشورگشایانه همدیگر نداشته باشند.

اگر چه فنلاند و شوروی در سال ۱۹۳۲ پیمان صلح امضا کرده بودند اما تنها چند سال بعد استالین به طور رسمی و علنی از دولت فنلاند خواست که از بخشی از سرزمین های مرزی خود عقب نشینی کرده و آن ها را به دولت شوروی واگذار نماید. وقتی که هیتلر در سپتامبر ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، رهبر شوروی دریافت که زمان رفتن به فنلاند فرا رسیده است. در ۳۰ نوامبر ۱۹۳۹ نیروهای شوروی شهر هلسینکی را بمباران کرده و به این کشور حمله کردند. جامعه بین المللی از این موضوع برآشفته اما پیروزی شوروی اجتناب ناپذیر به نظر می رسید.

با توجه به این که تعداد نیروهای شوروی در برابر همتایان فنلاندی نسبت سه به یک داشتند به نظر می رسید که این نبرد نابرابر تنها چند هفته به طول خواهد انجامید. اما حمله نیروهاش شوروی به همسایه سرسخت خود بدون دشواری نبود و خیلی زود مشخص شد که موانع سختی بر سر راه تسخیر فنلاند قرار دارد. در طول دهه ۱۹۳۰ استالین با تصفیه سازی های گسترده و بی رحمانه عملاً ارتش این کشور را به یک گروه بی نظم و بدون انگیزه تبدیل کرده بود و ضعف و آشفتگی این نیروها در میدان نبرد با نیروهای جسور فنلاندی خیلی زود خود را به رخ کشید. بین سال های ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ بیش از ۳۰٫۰۰۰ هزار افسر بلند مرتبه ارتش شوروی از ارتش اخراج شده و بسیاری دیگر دستگیر و یا کشته شدند.

افسران باتجربه بلند مرتبه با افسران وفادار و البته بی تجربه و بی تخصص جایگزین شدند و هر جایی در ارتش، استالین حامیان خود را در مناصب بالا قرار داده بود. در واقع با توجه به اخراج شدن افسران باتجربه و کارکشته، افسران بی تجربه جایگزین شده توانایی درک شرایط نبرد و تصمیم گیری های قاطعانه را نداشتند و تصمیم گیری اصلی حتی در امور خرد نظامی نیز بر عهده بوروکرات های دولت بود. این مشکلات همراه با سرمای شدید در فنلاند ورق را به ضرر ارتش پرشمار اما بی نظم و بی انگیزه شوروی برگردانده بود. بسیاری از نیروهای شرکت کننده روسی در این عملیات نظامی از مناطق گرمسیرتر شوروی بودند و آموزش نظامی چندانی در مورد نبرد در آب و هوای سرد و بخبندان زمستان ندیده بودند.

همچنین دولت شوروی توان سیر کردن شکم این همه سرباز گرسنه و درمانده را نداشته یا چنین کاری را لازم نمی دید. از طرف دیگر نیروهای فنلاندی به خوبی تغذیه شده و در کشور خود می جنگیدند و البته با شرایط زندگی در چنین هوای سرد و برفی آشنایی کامل داشتند. علیرغم شرایط ناخوشایند و شکم های خالی اما نیروهای ارتش شوروی به کندی در حال پیشروی بودند. در شب ۱۰ دسامبر، یگ گردان از نیروهای شوروی حمله ای غافلگیرانه را علیه نیروهای فنلاندی در نزدیکی روستای ایلومانتسی در شرق فنلاند آغاز کردند. این حمله موفقیت آمیز می توانست برگ برنده ی ارتش شوروی برای تسخیر تمامی فنلاند باشد اما باز این شکم گرسنه بود که همه چیز را تحت الشعاع قرار داد.

#جنگ_سوسیسی
#آموزش_سیاسی
#علوم_سیاسی

🅾️ @Po_Science