آموزش علم سیاستاندیشه سیاسیجامعه شناسی سیاسی مسائل ایران حیدر ولی زاده دانشجوی دکتری علوم سیاسی نظرات و پیشنهادات وب سایت:مشاوره کنکور علوم سیاسی


️ اتو فون بیسمارک/ صدراعظم آهنین …

بیسمارک زمام‌دار بزرگ دولت پروس،، دوک لاونبورگ و نخستین صدراعظم در تاریخ آلمان بود. وی به «صدر اعظم آهنین» معروف بود …بیسمارک در ۱ آوریل ۱۸۱۵ در شونهاوزن متولد شد. در گوتینگن به تحصیل حقوق پرداخت و پس از اینکه مدتی به عنوان دیپلمات در سن پترزبورگ و در پاریس مشغول بود، در سال ۱۸۶۲ از سوی ویلهلم اول صدراعظم و وزیر امور خارجه پروس برگزیده شد. ویلهلم درنظر داشت ارتش پروس را گسترش دهد و این امر با مخالفت مجلس ایالتی (رایشتاگ) روبرو بود و بیسمارک تنها کسی بود که می‌توانست از عهده مقابله با رایشتاگ بر بیاید. در سال ۱۸۶۴ بیسمارک با اتریش متحد شد و در جنگ آلمان-دانمارک ایالت اشلسویگ-هولشتاین را متصرف شد. دو سال بعد جنگ پروس-اتریش را آغاز کرد که به نابودی کنفدراسیون آلمان و در نهایت بیرون راندن اتریش از شهریارنشین‌های آلمانی انجامید. سال ۱۸۶۷، کنفدراسیون آلمان شمالی تاسیس شد که در آن بیسمارک به عنوان صدراعظم منصوب گشت. در پایان جنگ پروس-فرانسه و با شکست ناپلئون سوم در ۱۸ ژانویه ۱۸۷۱، ویلهلم یکم در ورسای به عنوان امپراتور (آلمانی: Kaiser) خوانده شد و از این رو بیسمارک توانست با همت و تلاش خود امپ ...
  • گزارش تخلف

️ افول دولت رفاه.. شکوفایی دولت رفاه تا حدود دههٔ ۱۹۷۰ ادامه داشت

اما این شکوفایی دیری نپایید و با آغاز بحران‌های اقتصادی که رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و فشارهای پولی و تورمی در آمریکا و اروپا را به دنبال داشت دچار افول شد …بحران دههٔ هفتاد، برنامه‌های دولت رفاه را نیز زیر سؤال برد. به این ترتیب دخالت دولت در اقتصاد و کنترل دولتی کم‌کم کاهش یافت و شرکت‌های چندملیتی و بنگاه‌های غیردولتی جایگزین آن شدند و خصوصی‌سازی رشد یافت. علت این امر آن بود که در پس دولت رفاه نگاه و بینش روشنی وجود نداشت در حالی که نگرش نولیبرال که منتقد دولت رفاه بود به سرمایه‌داری اتکا داشت. در مجموع می‌توان خصلت توده‌وار دولت رفاه، کارکردهای کنترلی، بی‌توجهی به آزادی‌های فردی و بحران اقتصادی را دلایل پایان‌بخش عصر دولت رفاه دانست …بر اساس گفته‌های تحلیلگران حتی در کشورهای اسکاندیناوی که پرچم‌داران دولت رفاه بوده‌اند نیز، تغییر در نگرش رای‌دهندگان آغاز شده‌است و در سال ۲۰۰۶، رای‌دهندگان سوئدی سوسیال دموکرات‌ها را از دولت برکنار کردند و یک ائتلاف راست میانه را که قول کاهش مالیات‌ها و مزایای رفاهی را می‌داد، بر سر کار آوردند …نقد دولت رفاه. منتقدان دولت رفاه معتقدند که مردمان بهره ...
  • گزارش تخلف

️ پیدایش دولت رفاه.. دولت رفاه نهادی قرن بیستمی است که در کشورهای غربی شکل گرفت

با این حال ریشه‌های آن را باید در برنامه‌های بیمه همگانی بیسمارک، در دههٔ ۸۰ قرن نوزدهم میلادی جستجو کرد. بر اساس برنامهٔ رفاه اجتماعی بیسمارک، کارگران در مقابل تصادفات، بیماری، بیکاری و پیری بیمه می‌شدند …بیسمارک زمانی که سفیر پروس در پاریس بود، از ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه، آموخته بود که وفاداری شهروندان حتی به رژیمی اقتدارگرا نظیر امپراطوری روم را می‌توان با توزیع وسیع مستمری‌های اندک دولتی کسب کرد. زمانی که به وطن بازگشت، تلاش کرد که در آنجا نیز برنامه‌ای مشابه عملی کند. بیسمارک، با اعطای بیمهٔ اجتماعی به کارگران، امیدوار بود که نگرانی دولت در مورد رفاه آنان را نشان دهد. قصدش این بود که کارگران را از آغوش سوسیال دموکرات‌ها بیرون بکشد و به سوی نظامی که مشخصا غیر دموکراتیک یا لااقل غیر پارلمانی است هدایت کند. او این مستمری‌ها را به جای اختیارات سیاسی به مردم می‌داد، نه علاوه بر آنها …در دههٔ ۱۹۳۰، به خاطر اعتقاد به این که فقط نیروهای چپ قادر به ارائه راه حلی برای مقابله با سختی و بدبختی‌هایی هستند که در اثر بروز بحران اقتصادی دامن‌گیر مردم در جوامع صنعتی شده بود و همچنین فقر گسترد ...
  • گزارش تخلف

️ دولت رفاه …

دولت رفاه (به انگلیسی: Welfare state) دولتی است که در آن تأمین و بهبود رفاه عمومی وظیفه قانونی نهادهای قدرت است. در این نظام اقتصادی دولت به همه کسانی که به هر دلیل نتوانند هزینه‌های خود را تأمین کنند یاری‌رسانی می‌کند. این کار از طریق پرداخت مستمری (حداقل درآمد) و یا کمک‌های نقدی دیگر انجام می‌شود.. دولت رفاه به معنی وجود سیاست‌های سنجیده و هوشمندانه‌ای در زمینه تأمین دست کم حداقل استاندارد زندگی برای همه و ارتقای برابری در فرصت‌های زندگی است و در آن هیچ تردیدی در زمینه ضرورت تمرکز تمام توجه همه نهادهای رسمی بر تأمین خدمات همگانی وجود ندارد. در ادبیات موجود در زمینه دولت رفاه، تأکید بر دو اصل اساسی مورد ادعاست: تأمین خدمات رفاهی برای تضمین بقا در شرایط اقتصاد آزاد، و وجود دولت دموکراتیک.. در این نظام اقتصادی دولت وظیفه دارد که امکانات بهداشتی درمانی، بیکاری و بازنشستگی، تأمین مسکن و خدمات آموزشی و مانند آن را از زمان تولد تا مرگ برای همه شهروندان تأمین کند …با این حال منتقدان معتقدند که در دولت رفاه، علاوه بر ایجاد نابرابری، انگیزه لازم برای فعالیت اقتصادی از شهروندان گرفته خواهد شد و ...
  • گزارش تخلف

لمپن پرولتاریا …

اصطلاحی است که نخستین بار کارل مارکس و فردریش انگلس در دومین کتاب مشترک خود بنام ایدئولوژی آلمانی (۱۸۴۵) بکار بردند. آنان در این اثر و آثار بعدی خود لومپن‌پرولتاریا را «خرده‌طبقه‌ای» از جامعه دانستند که برخلاف بورژوازی و پرولتاریا در تولید نقشی ندارد و در حاشیه اجتماع از راه‌های مشکوک مانند گدایی و واسطه‌گری و کلاهبرداری امرار معاش می‌کند. مارکس این گروه اجتماعی را وابسته و ریزه‌خوار بورژوازی و اشرافیت می‌بیند و به‌همین خاطر آنان را ضد انقلابی ارزیابی می‌کند …لمپن مانند مردم عادی که ثمره کار و رنجشان به جیب الیگارشی و مونارشی می‌رود، تن به کار و تولید نمی‌دهند و چون سر نترس و گردن کلفتی دارد، اغلب در چپاول مردم توسط الیگارشی و مونارشی شرکت کرده و سهم خود را هر چند ناچیز، می‌گیرد. مشاغلی که لمپن به آن روی می‌آورد به هیچ وجه جنبه تولیدی نداشته و گردنه گیر (حال این گردنه ممکن است میدان تره بار باشد و یا جای دیگر) و باج خور است …انواع لمپن.۱⃣لمپن مونارشی: این گروه طرفدار مونارش می‌شود و سلطنت طلب است و در کودتاهای سلطنت طلبها استارت شورش را این گروه می‌زند و تاج بخش می‌شود …۲⃣لمپن الیگارشی ...
  • گزارش تخلف

️ پرولتاریا …

پرولتاریا (از لاتین proletarius، در زبان لاتین، به معنای فرزندمند، از Proles به معنای فرزند) اولین بار در امپراتوری روم، در قرن ششم پیش از میلاد، پدیدار شد. در آن زمان به موجب قانون، زمین‌داران و دیگر طبقات می‌بایست با پرداخت مالیات یا خدمت سربازی به دولت خدمت کنند، آنان که چیزی نداشتند تا به دولت بپردازند، می‌بایست فرزندان خود را به خدمت دولت بفرستند …این کلمه در سدهٔ دوم مسیحی ناپدید شد و در سده‌های پانزدهم و شانزدهم به معنای مردمی که زمین خود را از کف داده و تنها با نیروی کار خود می‌زیند، به کار رفت. اما در سدهٔ نوزدهم نویسندگان سوسیالیست مانند سیسموندی، کابه، لویی بلان و پرودون آن را دوباره به کار بردند، و کسی که آن را رواج عام بخشید یک نویسندهٔ اجتماعی آلمانی به نام لورنتز فن اشتاین (Lorenz von Stein) بود …مارکس در کتاب «مانیفست کمونیست» (۱۸۴۸) تعریفی از پرولتاریا به دست می‌دهد: «مقصود از پرولتاریا طبقهٔ کارگران مزدور جدیدی است که مالک هیچ وسیلهٔ تولیدی نیست و نیروی کار خود رابرای تأمین زندگی می‌فروشد.». پرولتاریا طبقه است از جامعه که هزینه زندگانی خود را منحصرا از فروش نیروی کارخ ...
  • گزارش تخلف

گروه ذی‌نفوذ به چه معناست؟ …

گروه ذی‌نفوذ از جملهٔ نهادهای مدنی هستند شامل گروهی از افراد یا سازمان‌هایی که با تحت فشار قرار دادن مقامات حکومتی یا بخشی از آنها با اتخاذ تدابیر گوناگون برای کسب منافع خود مبارزه می‌کنند. گروه‌های فشار برای موفقیت احتیاج به کسب پشتوانه‌های مردمی و اجتماعی دارند …فعالیت‌های گروه‌های فشار بر خلاف احزاب معطوف به کسب قدرت نیست ولی قدرت را به هر طرفی که بخواهند می‌کشانند. اعمال فشار بر قدرت عمومی جهت تأثیرگذاری بر تصمیمات مقامات حکومتی به نفع خود اشکال منفی دارد …گروه فشار را واحدی جمعی (متشکل از چندین نفر) با دیدگاه‌ها و منافع مشترک که برای نیل به هدف‌های خود بر سایر گروه‌ها اعمال فشار می‌کند. گروه‌های فشار با توجه به ماهیت خود (گروه‌های سیاسی یا دارای نفوذ)، وسایل مورد استفاده (افکار عمومی یا تبلیغات منفی)، شیوه‌های عمل (تهدید یا خرابکاری) و شکل‌هایی از قدرت که در اختیار دارند از یکدیگر متمایز می‌شوند … …. 🅾 ...
  • گزارش تخلف

دولت گرایی به چه معناست؟ …

دولت گرایی یا دولت محوری (فرانسوی: étatisme) در علوم سیاسی، این باور است که دولت باید سیاست اقتصادی یا اجتماعی یا هر دو را تا حدی کنترل کند. دولت گرایی در واقع متضاد آنارشیسم است. دولت گرایی اشکال مختلفی را می‌تواند به خود بگیرد. مینارشیستها خواهان دولتی حداقلی یا نگهبان شب برای حفاظت مردم برابر تجاوز، دزدی، پیمان شکنی و تقلب با استفاده از نظامیان، پلیس و دادگاههایند. برخی ممکن است به آتش نشانی و زندان هم باور داشته باشند. توتالیتریها خواهان دولتی حداکثری یا تمام عیارند. دولت محدود شده، دولت رفاه و دیگر گزینه‌ها بخش میانی میزان دولت محوری هستند. تمامیت‌خواهان یک دولت حداکثری یا همه جانبه را ترجیح می‌دهند … …. 🅾 ...
  • گزارش تخلف