هایک این نوع از خردگرایی. بنابراین او سنتهایی را مورد تأیید قرارمی‌دهد که مستعدآزادی فردی است

هایک این نوع از خردگرایی
را  صنع‌گرایانه  می‌نامد که به عقیده وی نسخه منحط ونادرستی از تفکر عقلانی است.

هایک براین رأی است که تمدنهای پیشرفته درسایه غلبه برخی ازسنتها امکان‌پذیر شده است که مضمون اصلی آنها آزادی فردی است. بنابراین او سنتهایی را مورد تأیید قرارمی‌دهد که مستعدآزادی فردی است.پیام اصلی هایک مانند همه آزادیخواهان، دعوت به اخلاق و سنت‌های مقوم آزادی است.

اومعتقداست که پیشرفتهای بشری درهمه زمینه‌های مادی و معنوی ازآزادی اندیشه و انتخاب فردی ناشی شده است.آزادی به معنای اختیار انجام هر  کاری نیست، بلکه تضمین حوزه حفاظت شده‌ای ‌ برای انتخابهای فردی است که در سایه پیروی از برخی قواعد کلی و همه شمول (حکومت قانون) فراهم می‌آید.

هایک توضیح می‌دهد که چگونه آزادی انتخاب فردی در چارچوب  قواعد کلی معین می‌تواند، ‌نظمی به مراتب پیچیده‌تر و کارآمدتر از نظم‌های انضمامی، دستوری و تعبدی به وجود آورد؛ اما دفاع پرشور او از آزادی صرفا به خاطر کارآمد ی یا سودمندی آن نیست، او آزادی را یک ارزش متعالی می‌داند و به نقل از خوزه ارتگایی گاست می‌نویسد:"آزادیخواهی، عالی‌ترین شکل بلند نظری است،حقی است که اکثریت دراختیاراقلیت می‌گذارند وبه این ترتیب شریف‌ترین شعاری است که تاکنون روی این کره خاکی طرح شده است.»

هایک معتقد است آزادى با سنت در تعارض نیست، بلکه نیازمند آن  است.
 آزادى موردنظر هایک  تنها داراى وجه سلبى و به معناى نفى اعمال زور از ناحیه دیگران است. برخى گمان می‌کنند که سنت درتضاد با آزادى است،اماهایک مخالف این نظریه است.

هایک،براین اعتقاداست که سنت‏هاى بد  را که مانع آزادى و پیشرفت‏اند، نمی‌توان کنار نهاد، مگر به کمک سنت‏هایى که آزادى ‏محورهستند. هیچ سنتى به دست مردم از میدان بیرون نمى‏شود، مگربه کمک یک سنت قوى‌تر، معتبر‌تر، بهتر و محبوبتر. آزادى زمانى مستقر مى‏شود که در چارچوب یک سنت ریشه‌دار معرفى شود. به عبارت بهتر، آزادى باید به منزله یک مکانیسم پویا و درونى مطرح شود.

هایک مى‏گوید: آزادى، در توانایى ما در انجام دادن یک عمل نیست، بلکه آزادی را باید در روابط ‌مشاهده کرد. هایک آزادی را آزادی انتخاب با همه محدودیت‏هایش مى‏داند.
 نخستین تاکید مهم او بر محدودیت انسان است تا جایى که نخستین ویژگى انسان آزادیخواه را، که فروتنى و تواضع است، به دلیل احاطه وى بر محدودیت‏ها و میزان و توان درک و اندیشه‏اش در شرایط و وضعیت‌های مختلف مى‏داند. به همین دلیل اوفروتنى وتواضع را به مثابه یک اصل علمى مطرح مى‏کند. درحوزه محدودیت انتخاب است که آزادى مطرح مى‏شود.فراترازآن،بلندپروازى وخیا ل ‏بافى است.آزادى در چارچوب قانون معنا مى‏دهد.

 کرامت انسان به آزادى است وهایک آزادى را با حکومت قانون تعریف مى‏کند.اومى‏گوید:آزادى عبارت است ازعدم تبعیت فرد از اراده‏هاو تحمیلهاى دیگران.دراندیشه ‌هایک،تابع بودن به معناى بردگى است. بنابراین نقطه  مقابل آزادى،  بردگى است. آزاد بودن‌؛ یعنى در روابط اجتماعى، تبعیت ازقواعدکلى به جای تبعیت از اراده‌های دیگران.

 هایک براین مسئله  تاکید مى‏ورزد که در بحث آزادى معمولا دو مفهوم قدرت و آزادى، خلط مى‏شود. مفهوم آزادى به معناى وجود آزادى انتخاب به صورت بالقوه است.
ژبه بیان دیگر،‌ در انتخاب‌ها، متحمل زور از ناحیه فرد یا گروهى نمى‏شویم.باید درچارچوب قانون آزاد باشیم تا هر انتخابی که مایلیم، انجام دهیم.

این وضعیت آزادى است.اما آزادى انتخاب انسان‏ها، با درآمد سرانه ومواردى مانندآن مرتبط نیست.هایک معتقد است آزادى اتوپیا  ندارد. اتوپیاى آزادى، خود آزادى است.اتوپیاى آزادى، جامعه آزاد با راهى نامعلوم است.

 سنتها از  دیدگاه هایک ریشه در شیوه سازگاری انسان با محیط و دیگر انسانها دارد.سنتها عبارتنداز:برخی ارزشها، آداب ورسوم و قواعد رفتاری که از طریق تقلید وفراگیری از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد و نظم اجتماعی معینی را به وجود می‌آورد.

به عقیده هایک سنتها طی یک جریان تحولی طولانی ودر فرآیند سازگاری انسان با محیط طبیعی واجتماعی شکل می‌گیرند و رمز بقای آنها میزان مؤفقیتشان د راین سازگاری است.


او تأکید می‌ورزد که سنتها محصول عقل انسان نیستند، بلکه همین فرآیند سازگاری است که عقل رابه وجود می‌آورد؛ یعنی عقل در چارچوب سنتها و درجریان تحولی آنها شکل می‌گیرد. سنت مقدم برعقل است؛‌امااین سخن به این معنا نیست که عقل نمی‌تواند برسنت وجریان تحولی آن مؤثر واقع شود، بلکه منظوراین است عقل قادر به تغییر کل مجموعه سنتها وابداع کامل آنها از نو نیست.

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper