این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
هایدگر شناسی، پست دوم.. هستی شناسی بنیادین چیست؟
✅هایدگر شناسی، پست دوم
🔷هستی شناسی بنیادین چیست؟
هستی شناسی بنیادین مد نظر هایدگر یک تفسیری از زمان است(علی الخصوص هایدگر متقدم) هایدگر می خواهد ارتباط بین زمان و هستی را بیان کند، و برای این کار از روش شناسی پدیدار شناسی استفاده می کند، شاید سوال پیش بیاید که روش شناسی پدیدار شناسی هایدگر چیست؟
چیزی نیست جز تحلیل(به آلمانیauseinanderlegungبه انگلیسیanalysis)هستی.
او می خواهد هستی یا وجود را تحلیل کند.
و در این تحلیل و آنالیز،موضوع اصلی هایدگر این است که نمی توان هستی را به صورت علمی ثابت کرد یعنی هستی چیزی نیست که بتوان به واسطه ی فرمول های فیزیک یا قواعد ریاضی و علوم تجربی آن را فهم کرد بلکه باید هستی خودش،خودش را به ما نشان دهد، هایدگر در این جا از کلمه ی آلمانی: anschaungیعنی intution شهود و یا بینش استفاده می کند، یعنی او عقیده دارد که باید هستی را به گونه ای شهود کرد نه این که صرفا با تفکری حساب گرانه نسبت به آن اندیشید و محاسبه اش کرد.
حال باید پرسید که پدیدار شناسی مد نظر هایدگر چیست؟
پدیدار شناسی مد نظر هایدگر تحقیقی است در مورد ساختار های آگاهی از دیدگاه تجربی انسان و یا یک شخص!
ساختار های آگاهی همانند طرح شدن پرسش یعنی وجود این امکان،یعنی وجود این امکان برای انسان باشد که از خودش نسبت به هستی پرسش کند، اندیشه ای تاملی و معنوی انجام دهد، از اندیشه ی حساب گرانه و اعداد اندیش دور شود در جهان سکنی بگزیند و ریشه ببندد و نسبت به هستی گشودگی داشته باشد(در رابطه با تمامی این مفاهیم هایدگر مفصل توضیح می دهد یعنی در رابطه با گشودگی، بودن، سکنی گزیدن، و ...) از دیدگاه تجربی هم یعنی تجربه کردن آن نوع از اندیشه معنوی که هایدگر مد نظر دارد، تجربه کردن آن نوع بودن، تجربه کردن آن نوع از جهان بودگی،تجربه کردن آن نوع از برخورد با هستی.
پس تحقیق در مورد ساختار های آگاهی از دیدگاه تجربی یعنی این که:
ما در حال تحقیق در مورد اندیشیدن،چگونه اندیشیدن،بودن،چگونه بودن، چگونه واقع شدن در جهان، از منظر یک نوع تجربه ی اندیشه ی معنوی و یک نوع بودنی متفاوت و تجربی در هستی می باشیم.
✅برای شناختن تفکر و فلسفه ی هایدگر باید به تفاوت پدیدار شناسی او و هوسرل نیز توجه داشت، چرا که در مواردی با هوسرل همراه بوده و در مواردی از او فاصله می گیرد، بنابرین شناخت شباهت ها و تمایزات این دو پدیدارشناسی ضروری می نماید.
در پدیدار شناسی هوسرل:
1️⃣ساختار آگاهی همیشه به سمت و سوی چیزی در جریان است
2️⃣پدیدار شناسی به قول خود هوسرل: بازگشت به خود چیزها می باشد، پس پدیدار شناسی هوسرل به ماهیت اشیاء و خود چیزا مستقیما توجه دارد
3️⃣پدیدارشناسی هوسرل مطالعه ی تجربه ی زیسته یا جهان زیست شده می باشد.
4️⃣در پدیدار شناسی هوسرل دنیا در برابر انسان در برابر شناخت انسان یک دنیای بلا واسطه می باشد یعنی انسان در جهان زندکی می کند ولی نه اینکه جدای از هستی باشد، بنابر این پرسش هوسرل در باب هستی و بودن طرح می شود، پس پدیدار شناسی و مطالعه ی پدیده ها در هوسرل یعنی جهان به عنوان واقعیتی که جدای از ما نیست مطالعه می شود.
⬅️نتیجه این که وقتی در حوزه ی پدیدار شناسی هوسرل و طبق ایده ی او داریم صحبت می کنیم سابجکتیو و سوبژه یا همان عین و ذهن جدای از ما نیستند جدای از هم دیگر نیز نیستند (و این جاست همان جایی که هوسرل و سپس هایدگر ثنویت دکارت را نقد می کند)
5️⃣در پدیدار شناسی هوسرل ساختار آگاهی نتیجه ی مستقیم فهم پدیده ها است.
6️⃣هوسرل معتقد است که فرد وقتی توجه خودش را هدایت می کند در این صورت است که می تواند به یک توصیفی از حقیقت برسد
7️⃣و برای اینکه بتواند حقیقت را واضح ببیند باید پیش داوری هایش را کنار بگذارد( پیش داوری هایش را در پرانتز قرار دهد یا معوق کند)
⬅️نتیجه ی دوم این که در پدیدار شناسی هوسرل مساله ی اصلی دیدن واقعی یا واقعیت پدیده ها می باشد و برای این که بتوان واقعیت پدیده ها را دید باید به یک تجربه ای از آگاهی رسید که بتوان به یک تصویر واقعی از این تجربه ی زیسته رسید.
ادامه👇👇👇
🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper