هایدگر به ما می‌گوید؛ «هر جیزی که ذهن ما را به خود مشغول کند، اندیشه نیست،»

هایدگر به ما می گوید؛ "هر جیزی که ذهن ما را به خود مشغول کند، اندیشه نیست،"

هزاران هزار پست بی ارزش در همین فضای مجازی و هزاران هزار کتب حاوی مطالب سطحی، و هزاران هزار شبکه ی اجتماعی است که ادعای آگاهی دارد و در عین حال بسط جهل می کند، اما این که صرفن با این ها ذهن ما مشغول می شود به معنای اندیشه کردن نیست، پس مشغولیات ذهن را نمی شود اندیشه نامید یا دانست، هایدگر نیز همین را می گوید، و اضافه می کند که؛ ما با این که قابلیت اندیشیدن را داریم اما نمی اندیشیم، یعنی چنین نیست که قابلیت اندیشه را نداشته باشیم، داریم اما در مثال او همانند زمینی شخم زده هستیم که شخم زده شده اما بذری در آن کاشته نشده!

این دوستان پر مدعای ما اسم انبوهی از خرافات را می گذارند اندیشه ی اسلام و خواهان تغییر علوم انسانی به علوم اسلامی انسانی یا انسانی اسلامی هستند! می خواهند علوم اسلامی را به وسیله ی انبوه عظیمی از ابهامات اسلامی، اسلامیزه نموده و اندیشه و تفکر را هم فلج کنند!

اسم خرافات فقهی را نیز می گذارند اندیشه ی فقهی پویایی فقه!

سوال؛

مگر اندیشه قرار گاه ثابت دارد ؟ انسانی که فکر می کند می تواند مدعی شود که حقیقتی را کشف کرده است که غیر ممکن است حتی ذره ای در آن شک ورود کند، اندیشه می کند؟ متفکر است؟

یعنی تفکر در آن حقیقت راکد می شود همانند آبی که در مردابی می میرد و می گندد!

این تفکری که ایستا شده و پویایی ندارد آیا نمی گندد؟

می گوید "فکر کن اما به آن چیزی که من می گویم برس و گرنه گمراهی"

می گوید "فکر می کنم اما به یک حقیقت ثابت و پایدار ابدی رسیده ام که هیچ گونه امکان تغییر و تحول در آن وجود ندارد و این است و جز این نیست!"

آیا این همه جنایات در تاریخ دین، یک علت اساسی از میان علل فراوان دیگر، "این است و جز این نیستی" نظام های تئولوژیک (دینی) نبوده است؟


🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper