این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
ترامپ گیت؛ درک ویژگیهای مردی که عاشق دیده شدن است
ترامپ گیت؛ درک ویژگی های مردی که عاشق دیده شدن است
نیروها و رهبران جدید سیاسی در چند دهه اخیر توانسته اند با طرح شعارهای پوپولیستی، موفقیت های قابل توجهی هم در فرایندهای انتخاباتی در کشورهایی نظیر فرانسه، ایتالیا، اتریش و ایالات متحده (پیروزی دونالد ترامپ) کسب کنند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، نیروها و رهبران جدید سیاسی در چند دهه اخیر توانسته اند با طرح شعارهای پوپولیستی، موفقیت های قابل توجهی هم در فرایندهای انتخاباتی در کشورهایی نظیر فرانسه، ایتالیا، اتریش و ایالات متحده (پیروزی دونالد ترامپ) کسب کنند.
ترکیبی از فرصت های ساختاری مناسب و بهره برداری های فرصت طلبانه رهبران پوپولیست، موجب شده جریانات راست پوپولیست در برخی کشورهای اروپای غربی همچون فرانسه، سوییس و دانمارک آرای قابل توجهی به دست آورند و در برخی کشورها مانند ایتالیا، استرالیا و هلند برای اولین بار در کابینه دولت حضور داشته باشند.
ترکیبی از وعده ها و شعارهای عوام فریبانه نظیر دموکراسی کامل و حقیقی، حاکمیت مردم، نجات مردم و دموکراسی از تهدیدهای ساختگی، گفتار شدیدا خصمانه در قابل احزاب حاکم و سیاست های آن ها و محدود کردن ورود مهاجران، تبلیغات انتخاباتی آن ها را شکل داده و می دهد.
بازگشت پوپولیسم به صحنه سیاسی کشورهای اروپای غربی و ایالات متحده- که از آن به نئوپوپولیسم تعبیر می شود- ریشه در شکست احزاب سنتی در پاسخ کافی و مناسب به مسائلی چون جهانی شدن اقتصاد، هویت و فرهنگ، سرعت و مسیر ادغام یا جدایی طلبی در اتحادیه اروپا، مسئله مهاجرت و حضور گسترده مهاجران، افول اهمیت ایدئولوژی ها و سیاست طبقاتی، کاهش علاقه مردم به مشارکت سیاسی و بدبینی و عدم اعتماد شهروندان به سیاستمداران دارد.

از این منظر، پوپولیسم یک درک مبهم از دموکراسی است که بر عناصر دموکراسی مستقیم مانند رفراندوم تاکید دارد تا ساختارهای دموکراسی نمایندگی. مردم باید حاکم بر سرنوشت خودشان باشند و نهادهای میانجی مانند احزاب سیاسی و پارلمان ابزارهای ثانوی بوده و موانع تحقق دموکراسی حقیقی هستند.
فهم مسئله ترامپ
برآمدن ترامپ هم به عنوان شخصیتی سیاسی و هم به عنوان برآیند نوعی ساخت سیاسی- اجتماعی که درصدد بازنمایی هویتی جدید برای خود است، موجب شکل گیری ایده های متفاوتی در روزهای اخیر شده است. ایده هایی که در میانه فقدان پیش بینی و تحلیل، تا واکنش اضطراب آلود قابل دسته بندی هستند. عده ای از یکسو هنوز در شوک انتخاب او هستند و بر پیش بینی ناپذیری پیروز ترامپ تمرکز کرده اند. شاید آن ها قصد درک این واقعیت را ندارند که ترامپ کار خود را آغاز کرده.
در نتیجه باید بپذیریم در غیاب ابزارهای تحلیلی برای پیش بینی چنین امری، واقعیت ها منتظر ما نمی مانند و پیش می روند! بیشترین اعضای این طیف، دانشگاهیان هستند و با هدف اعاده حیثیت از خود، پدیده ترامپ را امری غیرقابل پیش بینی می دانند که امکان درک و پیش بینی آن میسر نبوده است. هر چند افرادی از سیاستمداران بین المللی نظیر خانم موگرینی هم در این طیف قرار می گیرند که به این امر پیش بینی ناپذیر اذعان داشته اند.

از سوی دیگر، طیف گسترده ای از دیدگاه ها وجود دارد که با اتخاذ نگرشی تحقیرآمیز، واکنشی یا اضطراب آلود درصدد فهم رفتارها و رخدادهای در حال ظهور هستند. رفتارها و رخدادهایی که می تواند موجب شکل گیری روند هایی جدید در فضای بین المللی شود. این که سرنوشت ناتو چه خواهدبود؟ سرنوشت برجام به کجا منتهی خواهدشد؟ نوع مواجهه ایالات متحده و ایران چگونه خواهدبود؟ پیمان های منطقه ای نظیر نفتا و اوپک چه سرنوشتی خواهند داشت؟ در این طیف که فراوانی آن بیشتر از دسته اول است، می توان افراد مختلفی را از سیاستمداران و بازرگانان تا اقتصاددانان مشاهده کرد.
درک هویت ترامپ
اما به نحوی عجیب آنچه در بحث های جاری مغفول می ماند، درک خود ترامپ اس! درک این که او کیست و چه چیزی در ذهن می پروراند؟ ایده اصلی او در رابطه با مسائل مهم چیست؟ ظرفیت های شناختی او چگونه است؟ چه چیزی شخصیت او را ساخته و می سازد؟ چگونه می توان رفتار او را درک، تحلیل و پیش بینی کرد؟
بدون شک، شخصیت ترامپ با عناصر کاریزمای قوی و گفتاری پوپولیستی، عنصر تعیین کننده ای در انتخاب وی- بدون پشتیبانی و همراهی اعضای برجسته حزب جمهوریخواه- بوده است.
ترامپ گیت؛ درک ویژگی های مردی که عاشق دیده شدن است
علاوه بر عوامل شخصیتی، تاکید بر مولفه هایی نظیر فاسد و ضعیف بودن مقامات فعلی، محوریت دادن به مردم و ادراکات و هیجانات آن ها، بدبینی به احزاب سیاسی در قالب چپ و راست، متهم کردن رسانه ها به جانبداری از حزب حاکم، اعتماد به تئوری توطئه، انتقاد تندروانه از نخبگان سیاسی حاکم و دروغگو و فاسد خطاب کردن آن ها یا همان شکل دادن دوگانه ما در برابر دیگران از جمله نخبگان فاسد حاکم، زبان ساده و عوامانه با لفا