گروه دوم از تحلیل‌های ابن سینا بیشتر تفسیر حقیقت وحی و کلام و توضیح فرایند وحی بر این پایه است و به مثابه تفسیر دیدگاه‌های فارابی،

گروه دوم از تحلیل های ابن سینا بیشتر تفسیر حقیقت وحی و کلام و توضیح فرایند وحی بر این پایه است و به مثابه تفسیر دیدگاه های فارابی، در السیاسة المدنیة و الملّة و به ویژه شرح رساله زینون تلقی می شود.

اول؛ بنا بر تحلیل ابن سینا، در رسالة فی قوی الانسانیة و ادراکاتها، روح انسانی همچون آئینه است. اگر این آئینه از جانب الهی اعراض نکرده باشد؛ با فیض الهی، معقولات در این آئینه ارتسام خواهند یافت. روح پاک و قدسی، معقولات را از روح مَلَکی پذیرا می‌شود. ذات حقیقی ملائکه از عالم امر است. از قوای بشری، روح قدسی انسانی، که متعلق به عالم امر است، با ملائکه ملاقات می‌کند. هنگامی که روح قدسی و ملائکه تخاطب کنند، حس باطن و ظاهر انسان به بالا جذب می‌شود و ملائکه برای روح قدسی، به مقدار تحمل آن، تمثّل می‌یابند و انسان مَلَک را، گرچه نه به صورت حقیقی، می‌بیند و کلام مَلَک را می‌شنود. وحی، مراد مَلَک را، بدون واسطه، برای روح انسانی آشکار می‌کند. در وحی، کلام مَلَک، کلام حقیقی است. زیرا کلام یعنی به تصویر درآوردن آنچه در باطن متکلم است، برای مخاطب. کلام برای آن است که متکلم می خواهد آنچه در باطن اوست به باطن مخاطب منتقل شود و این کار نیازمند واسطه است. از این رو متکلم به وسیله ای مانند صوت متوسل می شود. هنگامی که مخاطب روحی است که حجابی بین او و مَلَک نیست و مَلَک برای آن روح، به مانند خورشید بر آب صاف، تجلی می‌کند؛ روح از آن تجلی نقش گرفته و این نقش به حس باطن منتقل می‌شود. اگر این نقش قوی باشد حس باطن آن را مشاهده می‌کند. بنابراین موحی الیه با باطن خود به مَلَک متصل می‌شود و وحی را با باطن خود می‌گیرد و مَلَک برای او، به صورت محسوس و دیدنی، تمثّل ‌یافته و کلام مَلَک، به صورت صداهای شنیدنی، تمثّل می‌یابد. تفاوت این تحلیل با تحلیل های گروه اول، تاکید بر تفسیر و معنای کلام است.


🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper