دومین چیزى که به او نسبت مى دهد این است که «سقراط منحصرا به موضوعات اخلاقى مى پرداخته است»

دومین چيزى كه به او نسبت مى دهد اين است كه «سقراط منحصراً به موضوعات اخلاقى مى پرداخته است ». در آثار سقراط و
فلسفه او بحثى در باب زمان، مكان، جوهر، عرض، انواعِ جعل، ماده، جزء لايتجزى و خلأ ديده نمى شود; كلّيه مفاهيمى كه
وى درباره آنها بحث مى كند، مفاهيمى ارزشى اند، يعنى سقراط فلسفه را از جهان شناسى متوجه جان شناسى كرد و گفت ما
نيازى به شناختن جهان نداريم، ما بايد خود را بشناسيم، و لذا سقراط را پدر انسان شناسى به حساب مى آورند. او مى گفت:
دانستن آنچه بيرون از توست با ندانستن آن مساوى است، ولى دانستن آنچه در درون توست با ندانستن آن مساوى نيست;
بنابر اين شأن اصلى يك فيلسوف اين است كه خودشناسى كند. شرط لازم براى سعادتمند شدن آدمى، خودشناسى است. ما
امروزه، انسانهايى را كه صدها سال قبل مى زيسته اند، سعادتمند قطعى مى دانيم با اينكه از جهان شناسى امروز و علومِ رايج،
هيچ چيز نمى دانستند. در دنياى امروز كه علوم بى حد و اندازه هستند، اين سؤال بسيار مهمى است كه كدامين علم را بايد
آموخت؟ و دست به گزينش كدام علم بايد زد؟ اگر براى گزينش نيازمند ملاكى هستيم، كدام ملاك بهتر از اينكه دانستنى بايد
كه در سعادت آدمى مؤثر باشد. در فرهنگ غرب، سقراط نخستين كسى است كه اين مطلب را متذكر شد كه دانستنيها قابل
احصا نيست پس بايد دست به گزينش زد و سراغ علومى رفت كه دانستن آنها ضرورت دارد، نه علومى كه به تعبير حضرت
پيامبر(ص) دانستن آنها فضيلت است. انسانشناسى يك ضرورت است و هر مرد قديس و پاك و هر پيامبرى اين علم را داشته
است «. خودت را بشناس» براى اين است كه بدانى چه بايد كرد و چه نبايد كرد و لذا خودشناسى سر از اخلاق بيرون
مى آورد و به همين سبب است كه مى توان گفت سقراط منحصراً به موضوعات اخلاقى مى پرداخته است.
🔶 به نظر مى رسد سخن سقراط سخن بسيار خوبى است; ممكن است بگوييد اگر همه انسانها به دنبال اين كار بروند، همه
علوم و مشاغل ديگر تعطيل مى شود، ولى بايد دانست كه همه انسانها چنين نيستند، اين فريادى است كه در بيابان بى فريادى
اظهار مى شود، تو دغدغده اين را نداشته باش، كار خودت را بكن. علاوه بر اينكه، سخن بر سر اهم و مهم است و پرداختن
به اهم به معناى رهاكردن مهم به طور كلى نيست.
سقراط
فلسفه_یونان

📚 دانش سیاست 👇👇👇
🆔 @policypaper