فلسفه_قدیم: فلاسفه_یونان: فصل_اول. سقراط: روش_سقراط. روش_سقراط

فلسفه_قدیم : فلاسفه_یونان : فصل_اول
سقراط : روش_سقراط
روش_سقراط
سقراط : «زندگى ناآزموده، ارزش زيستن ندارد»; اين شعار او در زندگى بوده است. شارحان سخنان او، اين جمله را به اين معنا گرفته اند كه اگر كسى در افعال و كردار زندگى خويش چنان زيست كند كه تدقيق و تأملى نداشته باشد و همواره در حالت تقليد به سر ببرد و دليل حقانيت و صحت يا سقم فعلى را خود نيافته باشد، چنين فردى در يك زندگى ناآزموده به
سر مى برد و به اعتقاد سقراط چنين زندگى، ارزش زيستن ندارد. به نظر او، ما بايد تحت تأثير هيچ كس نباشيم و بر همه اعمال خويش دليل داشته باشيم ولو دليل ناقص، دليل ناقص داشتن در نظر او بر بى دليلى رجحان دارد. سقراط خطاب به آتنيها مى گويد; من اگر از ساده ترين مطالب از شما بپرسم، شما هيچ دليلى بر كار خويش نداريد. شما مدت مديدى است كه براى عدالت، خونريزى مى كنيد ولى نمى دانيد عدالت يعنى چه؟ دائماً مى گوييد: فلانى زيباست، شجاع است يا ترسو است و بهمانى پرهيزگار است (هر كدام از اين اوصاف، عنوان يكى از كتابهاى سقراط است)، ولى نمى دانيد زيبايى، شجاعت، پرهيزگارى اصولا به چه معناست. سقراط براى بيدارى مخاطبان خويش، با دو صفتى كه براى خود طرح كرده است، روش كار خويش را بيان مى كند، يكبار مى گويد: «من همانند خرمگسم»; خرمگسان بر بدن اسبهاى پير و تنبل مى نشينند و با نيش زدن، آنها را به تحرك وا مى دارند و من براى شما چنينم. شما به لحاظ ذهنى و فكرى تنبل هستيد و من با سؤالات آزارنده خود، شما را به تحرّك وا مى دارم تا دليلى بر افعال و كردار خويش بيابيد و از اين راه زندگى
شما ارزش زيستن داشته باشد.
گاهى هم گفته است: شغل من شغل مادرم است (مادر او قابله يا ماما Midwifery بوده است) منتها فرق من بامادرم اين است كه مادرم بدن كودك را از بدن مادر بيرون مى كشيد، اما من افكار و آرا و نظرات شما را خارج مى كنم، شما به چيزهايى معتقد هستيد كه از آنها خبر نداريد. كار من استخراج آنهاست. پس من هيچگاه به شما علمى نمى آموزم، بلكه آن را از درونتان بيرون مى كشم و به شما نشان مى دهم، همان گونه كه قابله بچه را بيرون مى آورد. از اين رو معتقد بود هيچگاه كسى نمى تواند به ديگرى علمى بياموزد، معلّمى وجود ندارد، بلكه معلّمان، همگى، مذكّرانند و فراموش شده ها را به ياد مى آورند. بنابر اين، با توجه به اين دو وصف و اعتقاد او درباره تعليم، سقراط در كار خويش ابتدا از مخاطب خويش مى پرسيد، مثلا عدالت يعنى چه؟ مخاطب تعريفى از آن ارائه مى كرد، سقراط اشكالى و نقضى بر اين تعريف وارد مى كرد،
مخاطب تعريف خود را جرح و تعديل مى كرد و سقراط باز مى كوشيد مخاطب را به ارائه تعريف جديد وادار سازد و لذا معمولا، گفتگوهاى سقراط به يك نتيجه مشخص نمى رسد تا در آخر بحث با تعريف دقيقى از عدالت، مسأله روشن شود ولى حاصل اين گفتگوها، حداقل يك چيز بود و آن اينكه تعاريف و چيزهايى را كه مثلا ما گمان مى كرديم تعريف عدالت است، هيچكدام تعريف عدالت نيست.
در روش سقراط، يك نحوه طنز هم وجود داشته است كه يك امر خوبى به حساب مى آيد و به آن طنز_سقراطى مى گويند طنز به اين معنا كه سقراط اولا هيچ چيزى را در مكالمات جدى نمى گيرد و بنابر اين هيچگاه به خشم نمى آيد و بسيار هم شاد نمى شود. در واقع، با يك نوع آزمون با سخن برخورد مى كند، اين حالت را عالماً ـ عامداً اتخاذ مى كرده است، براى اينكه خامى ما را به ما نشان دهد، جهالت مردمان را به ايشان بفهماند. مردم عادى به محض شنيدن يك سخن انتقادى و عتاب آلود بسيار به خشم مى آيند، و نيز به محض اينكه مى شنوند سخن آنها تأييد مى شود، از شوق و شعف در پوست خود نمى گنجند. سقراط با اين شيوه برخورد مى خواهد آنها را به جهل خويش آگاه سازد. سقراط
فلسفه_یونان

📚 دانش سیاست 👇👇👇
🆔 @policypaper