فلسفه_قدیم: فلاسفه_یونان: فصل_اول. سقراط: روش_سقراط. سقراط_و_دین

فلسفه_قدیم : فلاسفه_یونان : فصل_اول
سقراط : روش_سقراط
سقراط_و_دين
درباره اينكه آيا رگه هاى دينى هم در آراى سقراط و افكار او وجود داشته است يا نه، بسيار محل بحث و گفتگو است.
عده اى از حكما و قدماى ما وى را پيامبر مى دانسته اند (نه فقط سقراط، بلكه ارسطو و افلاطون را نيز پيامبر
مى دانسته اند). آنچه به نظر مى آيد او را در مساس با آراى دينى قرار مى دهد، سه نكته است:
🔶 1-سقراط براى مأموريت خود يك حالت دينى و مذهبى قائل است. وى مى گفت من از طرف خدا مأمور شده ام با شما
بحث كنم. (مأموريتى كه از سوى هاتف معبد دلفى به دوش او نهاده شده است). من نداى باطنى و وجدانى اى در خودم
احساس مى كنم كه آن را صداى خدا مى دانم. نظير بعضى مواقع كه مثلا مى گوييم: دل ما حكم مى كند كه فلان جا برويم
يا نرويم، اين سخن را بگوييم يا نگوييم; مى گوييم دل ما چنين گواهى مى داد؟ آيا چنين ادراكاتى، اعتبار دارد يا ندارد؟ اين
يك بحث بسيار مهم است، يعنى در تعارض با استخاره، ظواهر ادلّه و حكم استدلالى عقل، آيا بايد به حكم دل گوش داد يا
به اينها؟ در فلسفه اخلاق يك مبحث مهم، همين بحث است كه اگر ادراكات شما از راه حكم عقل يا تجربه باشد بايد به آنها
وقعى بنهيد و اطاعت كنيد، اما چرا به نداى درونى و به تعبير بعضى نداى وجدان اهميتى نمى دهيد؟! از كجا معلوم نداى
وجدان هم يك نيروى درا كه نباشد؟ از نظريه هاى سقراط دانسته نيست كه در اين باب چه گفته است، ولى درباره خودش
مى گفته است كه من به نداى وجدانم گوش مى كنم. اما آيا مى توان اين را يك حكم كلّى دانست؟ از سخن او چيزى بر
نمى آيد، يعنى از لحاظ فلسفه_اخلاق نمى توان استنتاج نمود كه سقراط براى اين نوع ادراك، حجيتى قائل بوده است ولى
خودش دائماً مى گويد: من به نداى وجدان خود گوش مى كنم، اما يك محدوديتى قائل بوده است; مى گويد: نداى وجدان
من هيچگاه نمى گويد چه بايد بكنم، ولى هرگاه درصدد انجام خطايى بر مى آيم مرا باز مى دارد، «چه بايد كرد»ها را به من
نمى گويد ولى «چه نبايد كرد»ها را به من متذكر مى شود، بنابر اين گويا جنبه سلبى براى سقراط داشته است.
🔶2- او در برابر مرگ، يك نوع آرامش و شجاعت بسيار بى نظيرى از خود نشان داده است كه درغير پيامبران ديده نشده
است. مثلا كوچكترين نشانه عجزى در مدت محاكمه يا حبس از او نمى بينيد و لذا آرامِ زندگى را با نوشيدن جام شوكران،
وداع كرده است.
🔶 3- سومين خصيصه اى كه او را به مسائل دينى بسيار نزديك مى كند، اين است كه بى اعتنايى زيادى نسبت به زخارف
دنيوى از خود نشان داده است، يك علّو طبعى و متانتى، نسبت به پول و متاع دنيوى از خود نشان داده است. در مدتى كه در
زندان بود، دوستان #سقراط براى اينكه پيشنهاد فرار را بپذيرد، زنش را به همراه بچه اش با يك وضع ژوليده و غمگنانه اى به
زندان آوردند تا وى را تحت تأثير قرار داده و متقاعد به فرار سازند، ولى او مى گويد: گر چه در روحيه من اين وضع و حال
تأثير كرده بود ولى حاضر به فرار نشدم، چرا كه حاضر نيستم به لحاظ علاقه اى كه نسبت به خانواده ام دارم حقيقت را زير
پا گذارم. اين حالتى است كه نمونه آن در انسانها كمتر ديده شده است البته نمونه اعلاى آن در پيامبران ديده شده است و لذا
سبب مى شود تا كمى منش پيامبرانه به وى بدهد; ولى اين مطلب اصلا به اين معنا نيست كه بخواهيم پيامبرى به آن معنا كه
خودمان قائليم به وى نسبت دهيم.

📚 دانش سیاست 👇👇👇
🆔 @policypaper