قوق، ارزش‌ها، پیشتر، هویت و صدا متهم می‌کند

قوق، ارزش ها، پیشتر، هویت و صدا متهم می کند. (Albertazzi and McDinnell، 3: 2008)


دگرستیزی و تلاش برای حذف غیریت، به ویژه در رابطه با مهاجران (به ویژه مکزیکی ها، چینی ها، یهودیان و مسلمانان): از لحاظ داخلی، هر چقدر این جریان قدرت بیشتری بگیرد، به همان اندازه عرصه برای مهاجران به ویژه مسلمانان تنگ تر خواهدشد و از آن جا که این حزب مانند سایر جریانات راستگرا، فضای عمومی را شدیدا با تبلیغات عوامانه علیه مهاجران مسموم می کند، این مسئله می تواند به گسترش هرچه بیشتر اسلام گرایی سیاستی تندرو در فرانسه منتهی شود و موانع جدی را برای پروسه ادغام مهاجران مسلمان در فرهنگ و جامعه فرانسوی ایجاد کند. از طرف دیگر، تقویت نیروهای افراطی هم می تواند به گسترش فعالیت های خشونت بار و تروریستی و بحران مضاعف منتهی شود.


آینده ترامپ چگونه خواهدبود؟


در این نوشتار، 10 دلیل اصلی برای بروز ترامپ گیت ارائه خواهدشد.


قدرت عوامل ساختاری- نهادین در برابر شخص گرایی ترامپ: ساختارسیاسی در ایالات متحده در دو قرن گذشته، دارای ماهیتی نهادین و استوار بوده که بیش از آنکه بازتاب دهنده قدرتش شخصی باشد، منعکس کننده قدرت عوامل بوروکراتیک و سازمانی بوده است. به نحوی که همواره از تعیین کنندگی راهبردهای بلندمدت سخن گفته شده که همه روسای جمهور صرف نظر از تفاوت ها در نوع شخصیت، همواره مقهور آن شده اند.


سخنان اوباما اندکی پیش از ترک کاخ سفید مبنی بر ناگزیری ترامپ از پذیرش قواعد از پیش تعیین شده، شاهدی بر این مدعاست. اما ترامپ از پذیرش قواعد از پیش تعیین شده، شاهدی بر این مدعاست. اما ترامپ به نحوی عمل کرده که به نظر می رسد با تاکید بر اهمیت قدرت شخصی خود در جدال با چنین ساختاری قرار داده است. ساختاری که در نهایت او را زیر چرخ های خود خرد خواهدکرد. عقل سلیم می گوید که دن کیشوت هنگامی که با شمشیر چوبی به جنگ آسیاب های بادی غول آسا می رود، پیش تر عرض خود برده است!


ضعف های شخصیتی (بخوانید: گاف های!) ترامپ: شواهدی وجود دارد که ترامپ هنگام حضور در روسیه برای شرکت در مراسم زیباترین دوشیزه سال و در جریان تعاملات اقتصادی، دچار اشتباهاتی شده که به رغم آن که جنس این اشتباهات را نمی دانیم، اما پذیرفته شده که رخ داده است. اعمال نفوذ روس های در فرایندهای انتخابات و تلاش های ترامپ برای جلب همکاری پوتین با هدف سرپوش گذاشتن بر چنین مسائلی است.


پایان زودهنگام سرخوشی ناشی از هیجان طلبی و آغاز دوران دشوار و مسئولیت پذیری و پاسخگویی: هیجان طلبان در عرصه سیاسی شروع کننده های خوبی هستند که با مهارت مرزهای متمایزی از هویت و کیش شخصیت برای خود می آفرینند. اما پس از چندی که هیجان فروکش کرد، دورانی از اضطراب آغاز می شود که تاوان سرخوشی های اولیه است. این امر موجب می شود هیجان طلب ها به همان سرعت که ظهور می کنند، سقوط کنند. زیرا، دشواری های ناشی از کار و ضرورت پاسخگویی به تقاضاها بیش از پیش آشکار می شود و نمی توان ناتوانی کارکردی را با هیجان مستمر پوشش داد.  


ناتوانی در ارتباط یابی موثر با رکن چهارم دموکراسی و از دست دادن حمایت رسانه ها و مطبوعات: از دیدگاه ترامپ، رسانه ها نماد خیانت و توطئه هستند. زیرا نمی توانند او را به عنوان تنها ستاره میدان بپذیرند و در خدمت او عمل کنند. اقتدارطلبانی نظیر ترامپ همه چیز و از جمله رسانه ها را به عنوان بنگاهی تلقی می کنند که باید انعکاس دهنده توانایی های خارق العاده او باشد!

 

مردم ایالات متحده یک رییس جمهور بد قوی را رییس جمهور خوب ضعیف ترجیح می دهند. اما آن ها خواهندفهمید که ترامپ، یک رییس جمهور بد ضعیف است که با تمارض به قهرمان گرایی، آن ها را فریب داده است. رییس جمهوری که خود را در برابر بن بست هایی می بیند که قدرت مانور او را روز به روز کاهش می دهد و اقدامات شتابزده او را به بن بست می کشاند. 


ذهن و زبان ساده ساز و ناتوانی در اقناع افکار عمومی: ناتوانی ترامپ در فهم پیچیدگی های سیاسی و ارائه تحلیل های غیردقیق نظیر اعلام عملیات تروریستی در سود، موجب کاهش روزافزون محبوبیت او خواهدشد. به نحوی که ترامپ در درازمدت نمی تواند دوستان اطراف این خود را نگه دارد و در پایان به عنوان «رییس جمهور تنها» مجبور خواهدشد کاخ سفید را ترک کند. بیش فعالی ترامپ در واکنش به رویدادها، موجب اتخاذ تصمیم های نیندیشیده و موضع گیری های نسنجیده خواهدشد.


خودشیفتگی و خودبزرگ ببنی و عدم بهره گیری از نظارت کارشناسان و مشاوران که زمینه را برا ظهور شخصیت اقتدارگرا فراهم ساخت. دروغگویی و طفره روی از واقعیت ویژگی اصلی رهبران پوپولیست است. رهبرانی که تمایل دارند با داستان سرایی و خیال بافی های فانتزی، محبوبیت خود را حفظ کنند. اما آن ها در درازمدت می یابند که لو رفته اند و نمی توانند مردم را بر پایه آمارهای غیرواقعی یا دروغ متقاعد سازند.


فشارهای مستمر و از دست دادن احساس کنترل