مدیریت ایرانی در چارچوب مدل هافستد- بخش اول.. فراز چمنی

مدیریت ایرانی در چارچوب مدل هافستد- بخش اول

فراز چمنی

گیرت هافستد، متولد ۳ اکتبر ۱۹۲۸ در هارلم، جامعه شناس هلندی است که درباره نسبت و تعامل فرهنگ های ملی و فرهنگ های سازمانی مطالعاتی داشته است. او مولف چندین کتاب از جمله دستاوردهای فرهنگی، فرهنگ ها و سازمان ها و همچنین نرم‌افزار ذهن است که آنهارا باهمکاری فرزندش گرت یان هافستد نوشته است. مطالعات او نشان داده است که تجمع واجتماع افراد در قالب الگوهای فرهنگی منطقه ای و ملی است که رفتار افراد را در جوامع و سازمانها تحت تأثیر قرار می دهد و این امر درطول زمان ثابت می ماند

هافستد یک مدل چهار بعدی را ارائه کرد که الگوی موثری برای شناخت یک جامعه و در پیش گرفتن یک رویه مدیریتی واقع بینانه در سازمان های یک کشور تلقی می گردد و چه بسا بتوان آن را در مدیریت شهری یا کشوری هم مورد ملاحظه قرار داد. به عبارتی، منطق مدل هافستد آن است که نحوه مدیریت ما بر مبنای فرهنگ انسان های تحت مدیریت ما تعیین می گردد.

چهار بعدی که هافستد برای سنجش فرهنگ یک جامعه ذکر می کند به قرار ذیلند:

ا- فرد گرایی/جمع گرایی: این بعد ریشه در فرهنگ قومی و کهن یک سرزمین دارد که قابل تغییر نیست و باید به عنوان یک واقعیت پذیرفته شود

۲- فاصله قدرت/ ثروت: مقصود نگاه دولت یا مدیریت به افراد جامعه یا کارکنان یک حوزه مدیریتی است. آیا نظام مدیریتی یک کشور افراد را از نظر میزان ثروت یا قدرت آنها متمایز می کند یا همه را یکسان می نگرد.

۳- پرهیز از ابهام: تا چه حد افراد جامعه افق آینده را روشن می بینند

۴- زن سالاری/ مرد سالاری: مردم یک جامعه مردسالار هستند (مدیریت اقتدارگرا) یا زن سالار ( مدیریت مبتنی بر همکاری) یا دارای خصیصه بینابینی

من عقیده دارم که این مدل می تواند دید منطقی در آگاهی از وضعیت فرهنگی یک جامعه برای تجویز یک نسخه مدیریتی حتی در کشوری چون ایران به دست دهد.

@politicalculture