گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
دیدگاه دکتر پیروز مجتهد زاده در خصوص امکان احیای دریاچههای ارومیه و هامون:
دیدگاه دکتر پیروز مجتهد زاده در خصوص امکان احیای دریاچه های ارومیه و هامون:
من این بحث که “دریاچه ی ارومیه قابل نجات نیست” را قبول ندارم. چرا که ما در زندگی طبیعیِ پدیده های محیط زیست، از جمله دریاچه ها، یک مقطع تاریخی را نمی توانیم در نظر بگیریم و بگوییم که بعد از این مقطع دیگر هیچ کاری نمی توان انجام داد. چنین چیزی وجود ندارد. آن چیزی که وجود دارد، این است که این مرگ تدریجی دریاچه، ناشی از تحریف منابع آب رسانی به شهرهای دیگر است و الان نمی شود آن کار انجام شده را به روال سابق بازگرداند، چون آن شهرها دچار مشکلات کم آبی و بی آبی خواهند شد.
ما باید از منابع جدیدی استفاده کنیم. اگر بتوانیم از ارس و از حق آبه ی خودمان استفاده کنیم و به دریاچه ی ارومیه لوله کشی کنیم، چرا که نه!؟ ممکن است سال های زیادی طول بکشد تا سطح آب دریاچه به سطح معمول برسد، ولی چرا که نه؟ این کار هم از نظر تکنیکی و هم تکنولوژیکی امکان پذیر است. ارس چون رودخانه ای مرزی بین ایران و همسایگان شمالی اش می باشد، میزان بهره برداری آب مشخصی دارد. طبق قرار دادهایی که ما در گذشته با شوروری و بعدها با جمهوری آذربایجان و نخجوان و ارمنستان و حتی گرجستان، که با ما همسایه نیست داریم، حق آبی هر کشوری مشخص است. ما از میزان حق آبی خودمان می توانیم استفاده کنیم و مقداری از آب را لوله کشی کرده و به دریاچه ی ارومیه بریزیم؛ البته این کار با انجام مطالعات دقیق باید صورت بگیرد.
این بحث به هیچ وجه قابل قبول نیست که ما بگذاریم یک دریاچه ای از بین برود، یا خودمان کمک کنیم تا از بین برود و به جای آن یک پارک درست کنیم! این بحث کمی تفکر می خواهد. ما اگر بخواهیم پارکی درست کنیم، در سراسر ایران امکانات طبیعی بسیار بهتری برای ساختن پارک داریم. دریاچه ی ارومیه یک دریاچه ی نمک است. میزان شوری آب در آن خیلی زیاد است و همین حالا که کف آب دریاچه بالا زده، می بینیم فقط نمک زار است و دریاچه ای که دارای نمکی سنگین است، وقتی که خشک می شود، به این معنی نیست که فقط نمک در سطح آب دریاچه بوده و ما می بینیم که آب هم در سطح و هم در اعماق آب و در کف دریاچه وجود دارد. خب با این وجود چه کاریست که ما همه ی بولدوزرهای دنیا را بیاوریم و مقدار زیادی کف دریاچه را بکنیم و نمک ها را برداریم تا جای آن پارک درست کنیم؟ اصلاً چه لزومی دارد به این کار دست بزنیم؟ اگر هم خدای ناکرده خشک شد، جایی که می ماند نمکزار است، یک صحرای سفید از نمک و چه لزومی دارد که کسی بخواهد در صحرای نمک پارک درست کند؟ ما در مناطق کویری ایران، زمین های بسیار گسترده ی خالی از سکنه داریم که دچار کمبود آب هستند و نمکزار هم نیستند و می توانیم جای این که در ارومیه پارک بسازیم، برویم و در آنجاها این پارک را احداث کنیم.
باید وضعیت توازن در طبیعت و محیط را در نظر داشته باشیم. به جای اینکه احساساتی عمل کنیم.
لاجرم من فکر می کنم که ما در این بحثها احساساتی هستیم. من از دور و نزدیک شاهد این بحث های احساساتی هستم. حتی در مقاطعی صحبت از این شده است که مردم بروند و با بیل و کلنگ، کانال های انحرافی را که منجر به این وضعیت شده، خراب کنند. اگر آن ها را خراب کنید، دریاچه ی ارومیه ممکن است نجات پیدا کند. ولی با این کار تکلیف آن شهرها چه می شود؟ در این مباحث، باید بر اساس مطالعه و با ملاحظه ی درک توازن و موازنه در طبیعت، بحث و قضاوت و داوری کرد. من واقعاً توصیه می کنم از بحث های احساسی جداً خودداری شود.
در خصوص خشک شدن دریاچه ی ارومیه، آیا کم کاری مسئولان علت این فاجعه بوده است؟ اساساً شما چه افراد و یا سیاست هایی را عامل خشکی این دریاچه می دانید؟
ببینید این یک کار بزرگ بوده است که در نتیجه ی یک پروسه ی دراز مدت اتفاق افتاده و ما نمی توانیم که در این برخورد دنبال مقصر فردی باشیم. آن چه که برای ما امروز در عمل ثابت شده ، این است که آن هایی که برنامه ریزی کردند برای انحراف آب رودهای مربوط به دریاچه ی ارومیه، مطالعات کافی انجام ندادند و چنین وضعیتی را پیش بینی نکردند و فکر کردند صرفاً مقداری نقصان در تغذیه ی آب دریاچه به وجود می آید، نه اینک ه دریاچه کاملاً خشک خواهد شد. مطالعه و اندازه گیری کافی نکردند و اگر می کردند، می دانستند که یک چنین بلایی سر این دریاچه می آید که در حقیقت اگر اسم فاجعه ی زیست محیطی را روی آن بگذاریم، هیچ گونه اغراقی نکرده ایم. بله یک فاجعه ی بزرگ پیش آمده است. اگر مطالعات دقیقی صورت می گرفت، مشخص می شد که دریافت مقدار آب از رودهای منتهی به دریاچه ی ارومیه باید به میزان کمتری صورت گیرد و به دنبال منابع دیگری می رفتند.