اقلیم کردستان و رویکرد ما.. فراز چمنی

اقلیم کردستان و رویکرد ما

فراز چمنی

مطلب را با طرح سوالی آغاز می کنم، آیا اتریش چون آلمانی زبان و آلمانی تبار است باید به آلمان ملحق شود؟
بدون شک، ملت ها در اینکه به یکدیگر ملحق شوند مختار هستند ولی الزامی در آن ندارند. این پاسخی است به سران اقلیم کردستان که بر این باورند همه مناطق کردنشین باید به هم ملحق شوند آن هم نه بر اساس رضایت بلکه با ایجاد اخلال در کشورهای همسایه و ایجاد جریان های مخرب و تجزیه طلب که به طور طبیعی مناقشه و تنش در منطقه را دامن می زند. بهره برداری اقلیم کردستان از حمایت های سیاسی و دفاعی و کمک های انساندوستانه ایران و یا تعامل های اقتصادی با ترکیه در زمان سختی و متاسفانه در مقابل، حمایت های مستقیم و غیرمستقیم از گزوه های مخرب تجزیه طلب در مناطق کردنشین این کشورهای همسایه راهی جز مخالفت با برنامه همه پرسی برای استقلال اقلیم کردستان از سوی همسایگان باقی نمی گذارد.

وقتی این به اصطلاح دولت در نقطه آغاز بنا را بر ناسازگاری گذارده است باید برای تبعات هر ادعایی پاسخگو باشد. با این وجود برای این دولت خودمختار بهتر آن است که حل هر مشکل را در مذاکره با دولت مرکزی عراق ببیند و نیز به طور قوی از برجسته کردن شخصیت ها و جریان های سیاسی غیر عراقی ولو کرد که به نوعی مداخله در امور داخلی سایر کشورهاست، پرهیز نماید.

با درک مسائل سیاست بین الملل و با توجه به حساسیت های منطقه خاورمیانه بهتر آن است که حتی در صورت گسترده کردن دامنه اختیار اقلیم کردستان، این منطقه همچنان از نظر سیاست دفاعی و امنیتی در حوزه عراق باقی بماند و در عین حال تضمین های لازم را به دولت های همسایه در رعایت اصل همسایگی و امنیت مرزها بدهد.

به طور بدیهی، گروه های کرد مورد حمایت اقلیم کردستان در کشورهای همجوار جریان های مسلحی هستند که از نقطه نظر حقوق بین الملل در زمره جریان های تروریستی قرار دارند و همین موضوع، برای اقلیم کردستان ایجاد مسئولیت می کند و بی تردید این مساله مهمی است که باید پیش از ادعای استقلال به طور کامل حل و فصل میشد.

اینها نکاتی هستند که نه تنها باید به اقلیم کردستان بلکه به کشورها و قدرت های حامی پشت پرده نیز تفهیم شود که اگر قرار است دنیای امروز به سوی همزیستی و هماهنگی گام بر دارد، بروز تنش و جدایی و اختلاف منطقه ای سرانجامی جز بر هم خوردن صلح و آرامش جهانی نخواهد داشت. امروز تفکر سیاسی در جهان تحول یافته است و بیهوده نیست که ایرلند شمالی ماندن در انگلستان را بر الحاق به ایرلند جنوبی ترجیح می دهد و اسکاتلند و کاتالونیا نیز طرح موضوع استقلال را منوط به رضایت و پذیرش ملت های انگلستان و اسپانیا می دانند.

این همان فرهنگ سیاسی متعالی است که باید در تک تک ملت های جهان و بخصوص خاورمیانه نیز پذیرفته شود. پس بهتر است به جای انشقاق در هر جایگاهی هستیم اعم از دولت خودمختار یا مستقل در پی سازنده بودن بیشتر و تعالی ملت های خود و درک مفهوم همزیستی و صلح در این جهان تنها و کوچک خود باشیم.