گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران


چرا زندگی یک نعمت است؟

امروز هرگاه خواستید کلمه‌ای ناخوشایند به زبان آورید، به کسانی فکر کنید که قادر به تکلم نیستند. قبل از اینکه بخواهید از مزه غذایتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلا چیزی برای خوردن ندارد. قبل از اینکه از همسرتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که برای داشتن یک همدم به درگاه خدا زاری میکند. امروز پیش از آنکه از زندگیتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زودهنگام به بهشت رفته است. قبل از آنکه از فرزندانتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که آرزوی بچه دار شدن دارد اما عقیم است. قبل از آنکه شکایت کنید که چرا کسی خانه تان را تمیز نکرده یا جارو نزده، به آدمهایی فکر کنید که مجبورند شب را در خیابانها بخوابند. پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند. و پیش از آنکه از شغلتان خسته شوید و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید. و. ...
  • گزارش تخلف

حکایت ضرب‌المثل «همین آش است و همین کاسه» چیست؟.. مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند

نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه می‌داد. وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همه‌ی استانداران را به مرکز خواند. دستور داد استاندار ظالم را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند. بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت: «هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه»!. ...
  • گزارش تخلف

ما پنج «من» داریم. که با یکی از آنها زندگی می‌کنیم:..۱. آنچه واقعا «من» است (من واقعی)..۲

آنچه من گمان می‌کنم من هستم (منی که خود من خیال می‌کند وجود دارد، تصور من از خود).۳. آنچه دیگران گمان می‌کنند من هستم (تصور دیگران از من).۴. آنچه گمان می‌کنم دیگران در مورد من گمان می‌کنند (تصوری که من از تصور دیگران راجع به خود دارم).۵. و آنچه دیگران گمان می‌کنند من در مورد خود گمان می‌کنم (تصوری که دیگران از تصور من راجع به خود دارند) …در واقع، با یکی از این «من» ها زندگی می‌کنیم، اما آن چهار من دیگر را باید تعطیل کنیم و تنها به تصوری که خود از خود داریم توجه کنیم. دایما دنبال چاق و چله کردن تصوری که دیگران از ما دارند، هستیم و آن را به قیمت نحیف و لاغر کردن تصوری که از خود داریم، چاق می‌کنیم …مصطفی ملکیان … ...
  • گزارش تخلف

شهید باکری، شهرداری که رفتگر شد.. اوایل انقلاب بود و مهدی باکری شهردار اورمیه

در گرگ و میش سحر، برای خرید نان از خانه خارج شدم. چشمم به رفتگر محله افتاد که مثل همیشه در حال کار بود؛ دیدم امروز صورت خود را با پارچه‌ای پوشانده است. نزدیکتر رفتم، او رفتگر همیشگی محله‌ی ما نبود. کنجکاوم شد، سلام دادم و دیدم رفتگر امروز، آقا مهدی است. آقا مهدی، شما اینجا چیکار میکنی؟ آقا مهدی علاقه‌ای به جواب دادن نداشت. ادامه دادم، آقا مهدی شما شهرداری، اینجا چیکار میکنی؟ رفتگر همیشگی چرا نیست؟ شما رو چه به این کارا؟ ...
  • گزارش تخلف

توسعه: گذار از انسان عاقل به شهروند‌ عقلانی.. محسن رنانی

توسعه را می‌توان فرایند تحول عقلانیت یک ملت نیز تعبیر کرد. در جامعه ما تفاوت روشنی میان «عقل» و «عقلانیت» قائل نمی‌شوند. در حالی که عقل یک پدیده فیزیولوژیک است و عقلانیت یک پدیده تاریخی و اجتماعی است. جامعه ما همواره خود را دارای بهره هوشی بالایی ارزیابی کرده است. گرچه آمارهای بهره هوشی کشورها که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است این ارزیابی را تایید نمی‌کند و بهره هوشی ایرانیان را در میان هوش‌های متوسط قرار می‌دهد، اما فرض کنیم چنین است یعنی فرض کنیم ایرانیان یکی از ملل هوشمند دنیا باشند. اما مساله این جاست که برای توسعه یافتن ما نیازمند عقلانیت هستیم نه نیازمند عقل. ظرفیت عقلی انسان آنچنان عظیم است که اگر در میان کم هوشان هم باشیم باز آن ظرفیت چنان فراخ است که می‌تواند مرزهای وسیع توسعه را در خودش جای دهد. آنچه ما نیازمند آن هستیم، کسب عقلانیت است که یک مساله اکتسابی است. عقل یک موهب الهی است که با خلق بدن فیزیولوژیک ما به ما اهدا می‌شود و جز در دوران جنینی و احتمالا ماههای نخستین نوزادی، دیگر در طول زندگی خیلی نمی‌توانیم بر میزان آن تاثیر بگذاریم. ...
  • گزارش تخلف