افغانستان هم با این که این قرارداد را امضا کرد، ولی با همان فلسفه که هیرمند رود داخلی افغانستان است، همه‌ی این قراردادها را زیر پا

افغانستان هم با این که این قرارداد را امضا کرد، ولی با همان فلسفه که هیرمند رود داخلی افغانستان است، همه ی این قراردادها را زیر پا گذاشت. ما در سال ۱۹۳۷، شاهد این بودیم که ایران بسیار تلاش کرد تا بتواند قرار داد جدیدی را با افغانستان ثبت نماید، تا بتواند حداقل یک سوم از آب هیرمند را به طور رسمی از آن خود کند و از آن بهره برداری نماید. دولت وقت که دولت هویدا بود، حتی در زمان محمد داوود به افغانستان سفر کرد و امتیازات و رشوه ها و هدایای زیادی به افراد و نمایندگان محلی و دولتی داد تا افغان ها این قرار داد رسمی را پذیرفته و امضا نمایند؛ از جمله موافقت کردند افغانستان بتواند از طریق ایران با ایجاد خط آهن به آب های آزاد دسترسی پیدا کند. با این ترفندها افغان ها امضا کردند، ولی متاسفانه در عمل به آن پایبند نبودند.
بعد از انقلاب ما هم حتی شاهد بودیم (در زمان آقای خاتمی) قراردادی تنظیم شد، ولی حتی به امضا هم نرسید و افغان ها با تعصبی که نسبت به هیرمند داشتند، زیر بار امضای قرارداد نرفتند. در حقیقت از نظر سیاسی، هیرمند برای افغان ها تبدیل به یک موضوع بحران آمیزی شد که مانند جریان ملی کردن نفت در ایران، سال های زیادی حساسیت شدیدی را برای ما دامن زده بود و به عنوان بزرگ ترین بحران ملی تبدیل شده بود. برای افغان ها هم همین شرایط و حساسیت ها به وجود آمده بود. الان که خب البته وضع جغرافیایی و سیاسی افغانستان به صورت کلی متحول شده و حکومت مرکزی هنوز تسلط کامل بر همه ی ایالات را ندارد. برخی از ایالات مثل هرات که همسایه ی ایران است به سبب مراودات نزدیک با ایران مزاحمت کمتری به وجود می آورند، ولی همین هم هیچ گونه تضمین و اعتباری ندارد. این مورد، از مواردی است که سیاست به نابودی طبیعت کمک می کند و ما شاهد هستیم که دریاچه ی هامون در حال نابودی است و این هم “دریاچه ی دیگری است که دارد می میرد” که اشک از چشمانمان در می آورد. طبیعت به دلیل بی رحمی انسان ها در جلوی چشم همه ی مان جان می کند و از بین می رود.
و اما کاری که من کردم، همان طور که گفتم این است که در آن مطالعاتی که برای دانشگاه سازمان ملل متحد انجام دادم، خوشبختانه منجر به این شد که مسئله ی هیرمند در سطح دانشگاه سازمان ملل متحد مطرح شده و توانست رود هیرمند را هم جزو بدنه ی آب های در خطر نابودی در فهرست سازمان ملل متحد ثبت نماید. ولی متاسفانه سیاست ها آن قدر شدید است که مانع می شود کاری صورت گیرد. به اضافه ی این که مسئولیت های سیاسی افغانستان، از جمله کودتا و غیره موجب سوختن فرصت ها شد تا در این رابطه آن ها بتوانند با ما همکاری داشته باشند. به هر حال روابط سیاسی ما با افغانستان دچار تنش شدیدی بود، خصوصاً در زمان طالبان، آن قدر تنش شدید شد و کم ترین چیزی را که می شد حتی اسمش را هم مطرح کرد، همین مسئله ی هیرمند و هامون بود.
الان هم بعد از طالبان در دولت جدید، همانط ورکه عرض کردم، به دلیل عدم تسلط کافی بر همه ی ایالت ها، این دولت قدرت کافی ندارد که وارد این بحث بشود. سازمان ملل متحد و دولت ما در چنین وضعیت بی سر و سامان سیاسی کار خاصی از دستشان بر نمی آید…