چرا موافقتنامه‌های تجاری خارجی به درستی درک نمی‌شوند؟ - بخش نخست.. فراز چمنی

چرا موافقتنامه های تجاری خارجی به درستی درک نمی شوند؟- بخش نخست

فراز چمنی

پس از دوازده سال مذاکره و چانه زنی، وقتی در سال ۱۳۹۲ موافقتنامه تجارت ترجیحی میان ایران و ترکیه امضا شد، فریاد انتقاد و شکایت برخی تشکل ها و موسسات تجاری و صنعتی ایران بلند شد که ای وای ترکمنچای دیگری امضا شد....، در حالی که، این حضرات حتی از جزییات موافقتنامه و لیست کالاهای مورد مبادله هم کوچکترین اطلاعی نداشتند!! و متاسفانه آنقدر صدایشان بلند بود که مسئولین هم دچار تردید شدند و حتی عده ای سعی کردند خود را به اصطلاح مبرا نشان دهند.

سوال اینجاست، که بر فرض اینکه در حوزه پوشاک و منسوجات به طرف ترک امتیازهای جزیی تعرفه ای هم داده شده باشد، اما این موافقتنامه امتیازهای تعرفه ای بالایی را برای بخش عمده ای از محصولات غذایی و کشاورزی ایران کسب کرده بود، پس چرا این همه صنایع متعدد غذایی کشور با آن همه قابلیت و کارکرد حتی نتوانستند خودی در این بازار همسایه نشان دهند و حتی در طول این پنج سال اخیر حتی یک برند از صنایع غذایی را در بازار ترکیه به ثبت برسانند و آن را در ذهن مشتریان تثبیت نمایند؟

مخالفین این موافقتنامه حتی نمی دانند که در متن آن، توافق به توسعه و گسترش شده است و به مرور می تواند سایر مزیت های دیگر کشور را هم شامل شود و حتی در نهایت به یک موافقتنامه تجارت آزاد ختم شود. چه خوب است که پیش از هر مخالفتی و شکایتی، سایر ابعاد را هم بنگریم بخصوص ضعف بزرگ شرکت های ایرانی در مذاکره بازرگاتی و چگونگی تاثیر بر مشتریان و طرف های تجاری، چگوتگی قیمت گذاری، تشخیص دروازه بازار و توسعه سهم بازار و بالاخره برندینگ و ذهنی نمودن نام تجاری محصولات ایرانی در میان مشتریان خارجی. براستی، کدام برتد ایرانی در حوزه کالاهای غیرنفتی دارای شهرت جهانی است؟

واقعیت این است که یک شرکت بر اساس امتیازهای تعرفه ای یا گمرکی مندرج در موافقتنامه ها، اولین کاری که می کند بر جستجوی شرکای تجاری و تاسیس دفتر نمایندگی یا فروشگاه در بازار مورد نظر متمرکز می شود، در رسانه ها و اماکن عمومی تبلیغات گسترده ای می کند و با یک کار مطالعاتی و کارشناسی، بازار را تحت تاثیر قرار می دهد‌ و بر تعداد مشتریانش می افزاید.

یکی از مسائلی که بنگاه ها و موسسات تجاری ایران را با موافقتنامه های تجاری دولت همگام نمی سازد، در نظر گرفتن محدوده ای از بازارهای بین المللی است که به طور سنتی با آن کار می کنند و وقتی به آنها اطلاعی از فرصت بازار دیگری داده می شود، محافظه کارانه پاسخ می دهند که: ما بازار خود را داریم و به بازار جدید نیازی نیست......

مناسفانه همین طرز فکرها و برداشت هاست که امکان جهش در صادرات ایران را فراهم نمی کند و یک سری پیام های انحرافی ذهن دولت را به سوی موضوعاتی چون: پرداخت یارانه صادراتی، جوایز صادراتی، یارانه نمایشگاهی، تسهیلات بانکی برای پشتیبانی مالی صادرکنتدگان، حذف بیمه های تامین اجتماعی کارگران برخی بخش ها!!!! و....برای به اصطلاح کمک به توسعه صادرات کشور منحرف می کنند.

@politicalculture