‍ ✔️در حاشیه «ارتداد خفی برخی از طلاب» 🔻. نقد یادداشت جواد شریفی در مورد طلبه پیانیست.. 🔹ع

‍ ✔️در حاشیه «ارتداد خفی برخی از طلاب»🔻
نقد یادداشت جواد شریفی در مورد طلبه پیانیست

🔹ع. طلبه حوزه علمیه

🔹کسانی که در آزمایشگاه‌های داروسازی، ویروس‌های بیماری‌زای پیشرفته را مورد مطالعه قرار می‌دهند، همواره در معرض آلودگی به آن ویروس‌ها و ابتلا به بیماری‌های کشنده هستند. نظیر چنین خطری طلاب حوزه علمیه را نیز تهدید می‌کند.

🔹طلابی که به قصد شناخت شبهات و پاسخ‌گویی به آنها، با آموزه‌های مذاهب، ادیان و فرهنگ‌های مختلف آشنا می‌گردند و برای تحلیل آن‌ها، به جهان و پدیده‌های تاریخی و معاصرش از زاویه دید نحله‌های فلسفی و فکری‌ای غیر از تشیع می‌نگرند، به‌تدریج - و حتی در صورت مقاومت - متأثر از آن آموزه‌ها و روایت‌های متفاوت می‌گردند.

🔹طلابی که در دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها و پژوهشگاه‌ها و مؤسسات علمی متعدد حوزوی، برای نقد و مقابله با - به اصطلاح - علوم انسانی فعلی، تحصیل می‌کنند، وقتی با اتفاقاتی که بعداز کانت در شناخت‌شناسی پدید آمد، مواجه می‌شوند، ممکن است دقت‌ها و بصیرت‌هایی در این نگاه جدید بیابند که برای‌شان از داشته‌های سابق‌شان در فلسفه اسلامی و منطق ارسطویی جذاب‌تر به‌نظر رسد. وقتی با مطالعات هرمنوتیکی در فهم متون آشنایی می‌یابند، ممکن است به روش‌شناسی‌های تجربه‌نشده‌ای در تفسیر و تأویل متون مقدس و تاریخی دسترسی یابند که جهان‌بینی‌ای بالکل متفاوت از خوانش نگاه رسمی حوزه از همان متون برای‌شان پدید ‌آورد. وقتی جایگاه محوری «اخلاق» را در الهیات مسیحی و کلام جدید با فقه نص‌محور شیعی مقایسه می‌کنند، ممکن است به افق‌های فکری‌ای فراتر از «حجیت» و «معذوریت» و حتی «فقه» در تشخیص و تعیین درست و غلط در هنجارهای رفتاری بیاندیشند و قس علی هذا...

🔹اتفاقی که نهایتا برای گروه بسیار زیادی از طلاب درگیر با این مباحث می‌افتد، چیزی بهتر از تعبیر حجت‌الإسلام‌والمسلمین پارسانیا نیست که در مناظره‌ای علمی با دکتر بیژن عبدالکریمی چند سال پیش در دانشگاه ادیان گفته بود: «طرح مباحث فلسفه غرب برای طلبه کم‌بهره از حکمت و علم اسلامی، او را تبدیل به «عبد آبق‍ی»‍ می‌کند که دیگر هیچ‌گاه تعلق فکری به خاستگاه حوزوی‌اش نخواهد داشت».

🔹تمثیل آزمایشگاهِ داروسازی اما به تنهایی بیان‌کننده همه آن اتفاقی نیست که در چند دهه گذشته بر سر طلاب حوزه علمیه آمده است. برای ترسیم حدود و ثغور این اتفاق شاید بتوان از تمثیل پشت‌صحنه فیلم‌های سینمایی نیز استفاده کرد.

🔹کسانی که یک بار به پشت‌صحنه فیلمبرداری اثری سینمایی رفته باشند و تقطیع نماها و میزانسن چیدن کارگردان و تکرار برداشت‌های یک نما و «تمهیدات» خارج از کادر گریمور و طراح صحنه و لباس را برای «پدید آوردن» یک «واقعیت استاندارد» دیده باشند، ممکن است بعداز آن اتفاق، در مواجهه با هر اثر سینمایی‌ای، با تصور چگونگی درج شدن آن تمهیدات، دیگر مسحور تصاویر تبدیل‌شده به آن «واقعیت استاندارد» نگردند و کم‌تر از فیلم دیدن لذت ببرند.

🔹طلاب حوزه علمیه، علاوه بر مسأله مواجهه با شبهات و افکار رقیب، از آسیب احتمالی مهم‌تری نیز رنج می‌برند. آنها در «من لا یحضره الفقیه» نظرات شیخ صدوق را راجع‌به «سهو النبي/ إسهاء الله للنبي» خوانده‌اند، در «الکافي» روایات «مطلاق» را دیده و راویان اخبار ولادت حضرت حجت را از حیث وثاقت یا عدم وثاقت بررسی کرده‌اند، شأن نزول‌هایی که در منابع تاریخی برای آیاتی از سوره تحریم بیان شده را از نظر گذرانده‌اند، از حوادثی که بعداز شهادت امام حسن عسگری بر جامعه شیعه گذشت مطلع شده‌اند، عوامل مختلفی را که منجر به بیان حکم خمس ارباح مکاسب در زمان امام موسی کاظم شده دانسته‌اند، گزارش‌های مختلفی را که جزئیات نهضت امام حسین در آنها بیان شده مطالعه نموده‌اند و خلاصه اینکه بیشتر از مردم عادی و حتی بسیاری از نخبگان جامعه، از زیر و بم همه قطعاتی که کنار هم چیده شده‌اند - و زوایای بسیاری‌شان با «تمهیدات» مختلف و برای چفت شدن به هم، سوهان و سمباده خورده‌اند - تا مفهومی را به نام «سنت» بسازند با خبرند.

🔹با این وضعیت، طبیعی است - تأکید می‌کنم، «طبیعی» است - که بسیاری از آن طلاب به نتایجی مورد انتظار و کلیشه‌ای از آموزه‌ها و اطلاعات تاریخی و باورهای عمومی راجع به دین نرسند. آنچه غیرطبیعی است، شگفت زدگی و احساس خطر از چنین وضعیتی و رمی آن به «ارتداد» است.

#یادداشتها
#ارتداد_خفی_برخی_طلاب
👈 نقل از کانال نامه های حوزوی

«دین و جامعه»، کانال مرجع محتوای تخصصی مطالعات اجتماعی دین:
@religionandsociology