مرجع محتوای تخصصی مطالعات اجتماعی دین: نشستها، همایش ها، پایان نامه ها، معرفی کتاب، مقالات، پژوهشها و یادداشتهای تحلیلی. اطلاع رسانی، تبادل و دریافت مطلب: مریم محمدی اکمل @maryam_mohamadiakmal
🔸دفاع جامعه از خود: از قمهزنی تا کشف حجاب🔸.. ✍️محسن حسام مظاهری.. [قسمت ۲ و پایانی] …پنج
🔸دفاع جامعه از خود: از قمهزنی تا کشف حجاب🔸
✍️محسن حسام مظاهری
[قسمت 2 و پایانی]
پنج
دلیل این ناکامی و شکست چندان پیچیده نیست. این ممنوعیت و اجبار با واقعیت امر دینی مغایرت دارد. بهعبارت دیگر، این ممنوعیت «مخالف طبیعت» است. واقعیت امر دینی و طبیعت دینداری، تکثر گفتمانی و تنوع فرمی است. دینداری لاجرم متکثر است و نمیتوان از همهی دینداران انتظار داشت به یک مدل معین و در یک چارچوب سخت پایبند باشند. سیالیت، فرمشکنی و میل به ابداع مستمر، خاصیت دینداری و نشانهی پویایی آن است. واقعیتی که حکومت دینیِ معتقد به «مهندسی فرهنگ» از فهم و درک آن ناتوان است.
شش
فرهنگ، و مقولات زیرمجموعهی آن مثل دینداری، منطق خودشان را دارند. تغییر و اصلاح و تبدیل و استمرارشان تنها در چهارچوب همین منطق ممکن است. نمیتوان امورِ «غیرطبیعی» را بر فرهنگ تحمیل کرد. برنمیتابد. پس میزند. مقاومت میکند.
آزادی پوشش، طبیعتِ فرهنگ است. همانگونه که آزادی انجام رسوم مذهبی طبیعت دینداری است. حدود و ثغور این آزادیها را خود فرهنگ و دینداری مشخص میکند. در هر جامعهای، بهاقتضا و تناسب عرف عمومی فرهنگ همان جامعه. نوعی نظام خودقانونگذاری و خودکنترلی. نقش صحیح دولتها در این فرایند، برطرفسازی موانع عملکرد این نظام و نهایتاً رفع چالشهایی است که گاه درنتیجهی تعارض نظامات موازی پدید میآید. آنهم از موضع ناظر و داور. نه عامل مستقیم.
اشتباه جمهوری اسلامی در سیاستگذاری فرهنگی این است که گمان میکند میتوان با استفاده از نهاد قدرت، همهی ساحات جامعه را بدون توجه به منطق(های) اختصاصی هر ساحت کنترل کرد. اشتباهش این است که گمان میکند میتوان امر غیرطبیعی را به ضرب قانونیکردن، طبیعی کرد.
هفت
من اگر زن بودم و باورهای مذهبی فعلیام را داشتم، به احتمال زیاد حجاب را «انتخاب» میکردم. (چه مدلیاش؟ بماند.) اما حرکت اعتراضی دخترانی که این روزها به نام «دختران خیابان انقلاب» مشهور شدهاند را تحسین میکنم.
همچنین فهم و برداشتی که از تشیع دارم، میانهای با رسومی چون قمهزنی ندارد و بهعنوان یک شیعه ـ و نه پژوهشگر دین ـ شخصاً از این قبیل رسوم خوشم نمیآید. اما به آن دسته از شیعیان که فهم دیگری از تشیع دارند و سلیقهی مذهبی دیگری دارند که انجام و ترویج این رسوم را تجویز میکند، کاملاً احترام میگذارم و این حق را برای ایشان قایلم که با قانون غلط ممنوعیت این عزاداریها مقابله کنند. (همچنانکه جریان مخالفشان هم حق دارند بدون بهرهمندی از رانت حکومتی، به فعالیت فرهنگی مخالف با ایشان بپردازند.)
در شرایطی که نظام سیاسی، وقعی به نظرات نخبگان و کارشناسان و مخالفتهای بدنهی جامعه نمینهد و بر استمرار سیاستهایی که ناکارآمدیشان اثبات شده، اصرار میورزد، در شرایطی که هیچ راهی برای اصلاح و بازنگری در این قبیل قوانین پیش پای جامعه و شهروندان نیست (حتا صندوقهای رأی)، دیگر راهی جز همین مقاومتهای مدنی (مشروط به مسالمتآمیزبودن و پرهیز از خشونت) باقی نمیماند. این مقاومتهای خرد، ایستادگی جامعه است در برابر زیادهخواهی نهاد قدرت. تلاشی است برای بازگرداندن حاکمیت به پشت مرزهای مشروع اختیارات و وظایف خود. دفاع جامعه است از خود در قبال تجاوز حکومت. و این ازقضا نه نشانهی فروپاشی جامعهی ایرانی، بلکه نشانهی حیات و پویایی و حساسیت آن است.
هشت
تاکنون مواجههی حکومت در برابر این مقاومتها، تابع همان الگوی همیشگی بوده: برخورد قهری، امنیتی، انتظامی و قضایی. همانطور که دختران معترض به حجاب اجباری با عنوان «قانونشکنی و تشویق به فساد» بازداشت میشوند، هرسال در ماه محرم، شماری از بازداشتشدههای نیروی انتظامی را قمهزنان تشکیل میدهند. گناه این دو دسته، تنها اینست که نمیخواهند تن به تحمیل یک فرم تهیازمعناشدهی رفتار بهعنوان رفتار دینی با پوشش «قانون» بدهند.
اما این روند، بیتردید نمیتواند الیالابد ادامه داشته باشد. یکی از طرفین باید جایی از بازی به این تشخیص برسد که دیگر هزینهدادن، معقول نیست و باید عقبنشینی کرد. و روشن است کدامیک از طرفین. همانی که با وجود چهار دهه برخورداری از انواع ابزارهای فرهنگی و رسانهای، هنوز نتوانسته منطقی روشن و اقناعکننده برای شهروندانش ارایه دهد و توجیهی برای سلب آزادیهای طبیعی ایشان از جانب خود بیاورد.
پدیدهی دختران انقلاب، آغاز بازیای است که برندهی نهاییاش، هرکه باشد، حکومت نیست. هر بازیگر قهاری میداند کسی که همیشه حمله میکند، لزوماً برنده نیست. برای پیروزی، گاهی باید عقبنشینی کرد.
نقل از کانال نویسنده
#یادداشتها
#محسن_حسام_مظاهری
@religionandsociety