♦️درباره دوگانه «زایر-محقق».. ✍️محمدرضا پویافر. [بخش ۱ از ۲]

♦️درباره دوگانه «زایر-محقق»

✍️محمدرضا پویافر
[بخش 1 از 2]

در اولین نشستی که بعد از بازگشت از سفر پژوهشی اربعین در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حسن محدثی و سید جواد میری داشتم، دکتر محدثی از تجربه پژوهش تجربی در آیین پیاده روی اربعین به عنوان تجربه دوگانه «زایر-محقق» نام برد. این عبارتی بود که در کنار تیم پژوهشی خودم در میدانِ اربعین نه تعریف، بلکه تجربه کرده بودم. من - در واقع مایِ جمعیِ تیم تحقیق - این دوگانگی را در مسیر این پژوهش کیفی که موضوعش خیر دینی در اربعین بود، تجربه کرده بودیم. در نتیجه درکِ مصداق داشتن آن برای بخشی از مطالعات اجتماعیِ تجربی برایم به سادگی قابل درک و تأیید بود.
سومین نشست من در مورد آیین پیاده روی اربعین در سال 96 در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، با علیرضا شجاعی زند برگزار شد. حین بحث ام در مورد دلالت های روش شناختی تجربه پژوهش گروهی کیفی در اربعین به تحقق مفهوم «زایر-محقق» و کنش دوگانه «زیارت- پژوهش» در این پژوهش گروهی اشاره کردم. پس از بحث من، دکتر شجاعی زند به این مفهوم و استفاده از آن به شدت انتقاد کرد. او گفت که فردِ پژوهشگر در یک موقعیت مشخصِ دینی یا زایر است، یا محقق و نمی تواند هر دو باشد.
اخیرا هم پس از مصاحبه حسن محدثی با خبرگزاری مهر و بازنشر آن در «دین و جامعه» در اشاره به این مفهوم دوگانه بحثهایی در این مورد درگرفته است. بر اساس تجربه سه پژوهش اخیرم در آیین پیاده روی اربعین، پیاده روی آخر صفر به مشهد و مطالعه تجربه دینی زیارت زایران حرم امام رضا (ع)، به چند نکته در مورد مفهوم «زایر-پژوهشگر» و «زیارت-پژوهش» اشاره می کنم:
- مفهوم دوگانه «زایر - محقق» دوگانه تناقض آمیز بین دو تجربه «عینیتِ علمی» و «فردیتِ غیرِ علمیِ ایدئولوژیک» نیست. منظور این نیست که فرد در عین حال که در حال گردآوری اطلاعاتی از واقعیتِ اجتماعیِ دینی مورد بررسی خود است، درگیر اعتقادات شخصی اش در گزینش بین اطللاعات موجود در میدان هم باشد. این مفهوم به سادگی دربردارنده تناوبی از دو تجربه متفاوت است. به عنوان مثال وقتی فردِ پژوهشگر پای در مسیرِ پیاده روی اربعین می گذارد، در یک رفت وبرگشت مداوم از نگاه ناظرِ بیرونیِ پژوهشگر به واقعیتِ پیاده روی زیارتی اربعین و همچنین زایرِ مسلمانِ شیعیِ ایرانی است. این تناوب البته اگر او نه مسلمان، نه شیعه و نه ایرانی هم باشد، باز قابل تحقق است. در عین حال این تجربه عملیِ فرد پژوهشگر چیزی بیش از تجربه پدیدارشناسانهِ یک پژوهشگر ندارد؛ پژوهشگری که از یک سو پای در بیرون واقعیتِ زیارت دارد تا آن را فراتر از حب و بغضهای شخصی، بشناسد و از سوی دیگر، پای در درون این واقعیت دارد، تا آن را با تمام وجود حس کند، با مومنانِ پیاده‌ی پا در مسیر نهاده، همدل باشد و معنای کنش و تجربه دینی آنها را بهتر بفهمد.
- مسأله اساسی در در کل علوم اجتماعی همواره مسأله عینیت و بی طرفی بوده است. از این نظر حتی در مطالعاتِ تجربی کمّی و کیفی در سایر مسایل اجتماعی هم پژوهشگر، چه دوگانه کنشگر-پژوهشگر را به کار ببرد و چه به کار نبرد، خواه ناخواه در گیر با عقاید و سوگیری های شخصی است. از این نظر همه مطالعات ما به دلیل درگیری در مسایل اجتماعی ای که در حال پژوهش در آن هم هستیم درگیر مسأله جهت‌گیری ارزشی است. در نتیجه نتایج پژوهشهای ما همیشه یا به دلیل فشار ساختارهای سیاسی، یا منافع اقتصادی و شغلی و سازمانی، یا جهت گیری های ایدئولوژیک در خطر مخدوش بودن قرار دارند. اما این خطر در مورد مطالعات کیفی بیشتر به چشم می آید.
[ادامه مطلب در بخش بعدی🔻🔻🔻]

#یادداشتها
#محمدرضا_پویافر

«دین و جامعه» کانال مرجع محتوای تخصصی مطالعات اجتماعی دین
@religionandsociety