🔹 این نوع مرگ با آدم حرف می‌زند!! 🔹

🔹 این نوع مرگ با آدم حرف می زند !! 🔹

🌱مهران صولتی /حلق آویز شدن یکی از شهروندان تهرانی از پل عابرپیاده میرداماد ، نه از باب وقوع خودکشی ( رویدادی که در جهان مرسوم است ) ، بلکه از منظر مکان ، شخصیت و شیوه ی انجام ، قابلیت تحلیل می یابد.

تهران تاکنون شاهد خودکشی هایی در مترو بوده که به دلیل "عادی شدن مرگ" در کشور، واکنش چندانی را موجب نشده است.اما مرگ اخیر با آدم حرف می زند !
یک جور اعتراض نمادین را در خود پنهان دارد. اعتراض "حاشیه" علیه " متن"! اعتراضی نجیبانه و از سر استیصال ! فراخوانی به فقر فزاینده و افزایش نابرابری میان دهک های بالا و پایین جامعه !
خودکشی مردی میانسال ، در یکی از شمالی ترین مناطق تهران آن هم با تجربه یکی از دردناک ترین مرگ ها ، می تواند نشانه ای از بازنمایی نوعی" احساس درماندگی عمیق" باشد .
شاید فرزندی بیکار یا معتاد...اجاره ای عقب افتاده ... اثاثیه ای بیرون ریخته شده...بدهی عقب افتاده.... همه این ها می تواند ما را در جامعه کنونی به اوج بی پناهی پرت کند.

جامعه ای که در آن تمام ارزش ها و اصالت ها با" پول" خرید و فروش می شوند ، "کالایی شدن" چون تیزابی تمام آرمان های انسانی و اخلاقی را در خود حل می کند و از آن ها لوازمی تزئینی برای پر کردن ویترین یک حیات جمعی فراهم می سازد تا یادمان نرود که " مصرف" تا چه حد می تواند جذاب و لذت بخش باشد ،
در جامعه ای که هر روز درک مصائب" حاشیه" برای" متن" دشوارتر می شود ؛ یا باید در انتظار شورش های کور و بی هدف بود، یا تسلیم شدن به فقر ، اعتیاد و سرانجام مرگ !
حال مصیبت جایی است که "مرگ" هم به جای ایجاد تاثر و تامل در شهروندان ، درگیر مناسکی تکراری شده است . عادتی برای بازنمایی " نوع دوستی" له شده در میان چرخ دنده های توسعه ای که در غیاب انسان، هم چنان به حرکت خود ادامه می دهد.

این نوع مرگ با آدم حرف می زند ! مصیبت های " حاشیه" ای را فریاد می کند که برای جلب توجه "متن" به مصائب خود ، چیزی جز "جان" خویش را در اختیار ندارد !
آخرین تیر ترکش بدبختی و تیره روزی ! " عادت مرگ " را باید برهم زد ولو به دردناک ترین شیوه ! ولی مرد میانسال نمی داند که داستان تراژیک مرگش فقط دو سه روزی بیشتر در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود . تهران همه تلخی ها را خیلی زود در خود هضم می کند...

Telegram.me/solati_mehran