چرا «برجام ۲» برای ایران اهمیت راهبردی دارد؟

چرا "برجام 2" برای ایران اهمیت راهبردی دارد؟

🌱 مهران صولتی /بیش از سه ماه از طرح علنی ضرورت اجرای برجام 2 در کشور و در قالب یک پیام نوروزی از سوی حسن روحانی می گذرد. ایده ای که موجب برانگیختن واکنش های بسیاری از سوی مخالفان شد و لذا نتوانست به نحوی مناسب در محافل کارشناسی و دانشگاهی مطرح و نقد شود. مهمترین دلیلش هم آن بود که به سرعت با پروژه نفوذ دشمن گره خورد و بنابراین موجب حساسیت غیر متعارف برخی نهادها و محافل شد.اما حرف حسن روحانی که چندان شنیده نشد بسیار ساده بود ؛ " پس از نهایی شدن برجام 1( توافق هسته ای) ، و به دلیل وجود بسیاری از مشکلات ، بحران ها و مسائل حل نشدنی در جامعه ایران ، اکنون زمان شکل گیری یک توافق داخلی بین نیروهای سیاسی موجود بر سر چگونگی حل و فصل این مسائل است ). همان چیزی که می توان از آن به " خرد سیاسی" به عنوان حلقه مفقوده توسعه یافتگی در کشور اشاره کرد."خرد سیاسی" در معنای ساده اش عبارت از وجود سپهری برای فیصله بخشیدن به مسائل سیاسی است ؛ به رسمیت شناختن حق وجود مخالف سیاسی ، به رسمیت شناختن رقابت سیاسی منصفانه ، حرکت به سوی ایجاد توازن سیاسی میان نیروهای موجود و فاصله گرفتن از سودای حذف مخالفان سیاسی ، و مهمتر از همه پرهیز از حواله دادن بن بست های سیاسی به عرصه های غیر سیاسی از جمله اقتصاد و امنیت می باشد.تاریخ سیاست در ایران نشان از آن دارد که همواره عدم شکل گیری "خرد سیاسی" به تفوق و سیطره یک نیرو بر سایر نیروها انجامیده و موجب برتری یک سلسله حکومتی بر سلسله دیگری شده است . از همین رو تاریخ ایران زمین همواره شاهد ظهور و افول سریع حکومت های مختلف در طی ادوار مختلف بوده است. در یکصد سال شکل گیری ایران مدرن نیز می توان ردپای وجود این ناپایداری در عرصه سیاست کشور را مشاهده کرد . شاید بتوان اندک فضای تعامل سیاسی در تاریخ این کشور همچون 1320-32 و 1357 -60 را نیز بیشتر ناشی از قوام نیافتن سیطره یک جریان سیاسی دانست تا بلوغ ناشی از دریافت ضرورت شکل گیری " خرد سیاسی ".در طول تاریخ حکومت پهلوی ها هم معضلات سیاسی با احاله به دو عرصه امنیت و پیشرفت موقتا فیصله یافته و از عرصه تبادل نظر عمومی حذف می شده اند. دولت مدرن رضاشاه کوشید تا با یکپارچه کردن قدرت ، اسکان عشایر و حذف مخالفان به بهانه ضرورت ایجاد امنیت و پیشرفت ، نوعی حاکمیت مطلقه و بدون وجود مخالفان سیاسی در کشور پدید آورد و پهلوی دوم هم با افزایش قدرت مطلقه و سرکوب مخالفان کوشید تا به بهانه امنیت و پیشرفت ، حاکمیتی یکدست ، مطمئن و بدون وجود مخالفان سیاسی ایجاد کند ( البته در این زمینه وجود نفت هم در دامن زدن به این توهم موثر بود ) ، حال در سال 1395 و در حالی که به گفته دکتر محسن رنانی" فقط در دوران جمهوری اسلامی بیش از تمام تاریخ پس از مشروطه نفت فروخته ایم و چاه های نفت خود را خالی کرده ایم" ، با مصرف حدود 74 درصد منابع آبی خود در مرز فاجعه ایستاده ایم ، وجود فساد سیستمی که سالیانه حدود 30 میلیارد دلار به کشور لطمه می زند ( دکتر احمد توکلی)، و آماری بحرانی از فرسایش سرمایه اجتماعی و رشد فزاینده آسیب های اجتماعی پیش رو داریم ، اینک به جایی رسیده ایم که رییس جمهور صریحا از ضرورت شکل گیری برجام 2 برای پاسخ دادن به چنین بحران هایی سخن می گوید.به نظر می رسد ضرورت دستیابی به نوعی توافق سیاسی بر سر بسیاری از مسائل لاینحل ، و سپس نیل به "خردسیاسی" ، امروزه نه یک انتخاب بلکه یک تحمیل آن هم به دلیل جبر زمانه است.اکنون که مشخص شده است امکان حذف هیچ یک از دوجناح اصلی از عرصه سیاست ایران وجود ندارد باید به سمتی حرکت کرد که یک بار برای همیشه بن بست های سیاسی به وسیله راهکارهای سیاسی حل و فصل شوند نه با احاله به میدان های امنیت و اقتصاد ! و به نظر می رسد حصول به چنین نتیجه ای می تواند افتخاری بزرگ برای ایران زمین و دستاوردی بزرگ تر از توافق هسته ای برای حسن روحانی باشد.

Telegram.me/solati_mehran