🔹 چرا از «خودزنی فرهنگی» لذت می‌بریم؟ 🔹

🔹 چرا از " خودزنی فرهنگی " لذت می بریم؟🔹

🌱مهران صولتی/دیری است به "خودزنی" عادت کرده ایم ، شاید از همان روز بعد از پایان خفت بار جنگ های دو گانه مان با روسیه به فرماندهی عباس میرزا . همان زمانی که پی بردیم در همه سال های پیشرفت غرب ، ما به آرامی در یک تعطیلات تاریخی بلندمدت چرت می زدیم.از آن پس در یک دو گانه تاریخی قرار گرفتیم ؛ " خودشیفتگی وبیزاری از غرب" در عین "احساس حقارت نسبت به غرب " . اولی بعدها دستمایه خوبی برای ظهور ایدئولوژی هایی شد که می کوشیدند با نفی غرب ، ما را به سمت نوعی " بومی سازی " سوق دهند و سبب ساز پیروزی انقلاب 57 شدند. و دومی زمینه را برای گسترش " خودزنی های فرهنگی " در بسیاری از ابعاد فراهم آورد .در همه عرصه های جدی و طنز ! ادبیات و سینما ! فضای حقیقی و مجازی ! می توان ردپای این " خودزنی فرهنگی " را در قالب هایی همچون ایرانی عجول ، تنبل ، فرصت طلب ، احساسی ، هیجانی ، کم خرد ، بی تعهد ، مسولیت گریز ، اقتدار طلب و ... به عنوان صفات ذاتی ایرانیان مشاهده کرد . در حقیقت با افول ایدئولوژی خودشیفتگی مقارن با سال های دهه هفتاد ، ما شاهد افزایش شیفتگی نسبت به غرب بودیم که آثاری هم از خود در بسیاری از جنبه ها بجا گذاشت .کار به جایی رسید که این خودزنی نه تنها قبیح شمرده نمی شد بلکه تا حدی لذت بخش هم به نظر می رسید. این روند امروز بسیار تشدید شده است ! شاید یکی از مهمترین علل این امر عبارت از شکاف بلند تاریخی دولت -ملت در این کشور بوده است. برای ملتی که تا یکصد سال اخیر "سوژه "تحولات بزرگ نبوده اند و در ایران معاصر نیز به سرعت بعد از هر دگرگونی عظیم به سرعت حاشیه نشین شده اند ، برای ملتی که به دلیل فقدان وجود آزادی و مشارکت در روندهای تصمیم سازی ، از احساس مسئولیت اخلاقی در قبال جامعه خود تهی شده اند ، برای ملتی که بسیاری از روایت ها درباره ویژگی های فرهنگی خود را غیر نقادانه پذیرفته اند اکنون عجیب نیست اگر دست اندرکار نوعی " خودزنی فرهنگی " فراگیر شده باشند.با وجود چنین شکافی میان دولت با ملت ، " ملت " نه تنها نسبت به " دولت " بلکه نسبت به تاریخ خود هم احساس بیگانگی کرده و آن را تخریب می کند . همین می شود که تمجید حکومت از برخی ویژگی های ممتازو بی بدیل ایرانیان با هدف تقویت هویت ملی در قبال دشمنان خود ، دستمایه طنز و ناباوری قرار می گیرد.از سوی دیگر روند " خودزنی فرهنگی " که شاید برای نخستین بار با ورود مستشرقین و سپس با انتشار سفرنامه های ایشان در عصر صفوی وارد فرهنگ ایرانیان شد امروزه بسیار دیرپا و ستبر شده است. همان روایت هایی که معیار داوری ما درباره ویژگی های ایرانیان در طول تاریخ محسوب می شود . بر همین اساس ما امروزه با یک ذخیره فرهنگی منفی چند سده ای درباره ای خودمان مواجه هستیم که نه تنها مورد نقد جدی و جمعی قرار نگرفته است بلکه با راندن مردم از عرصه عمومی توسط حکومت های مختلف هر چه بیشتر قوام یافته و به نوعی ابزار توجیه وضع موجود و خودشناسی ما ایرانیان تبدیل شده است ؛ " خلایق هر چه لایق ". بنابراین آمیزه ای از شهروند ایرانی که از " بی قدرتی مزمن " در ظل حکومت های استبدادی رنج می برد و ساختارها را به شدت بر خود مسلط می بیند ، با روایت های بدیهی انگاشته شده از احوال ایرانیان ( ترجیحا روایت غربیان ) ، ما را به جایی رسانده که مثل نقل و نبات از ضعف های فرهنگی و شخصیتی خود در هر محفل و مجلسی سخن می رانیم. کاستی های خود را در قالب جوک های جذاب به نسل های آتی منتقل می کنیم و بدون پرسش از سهم خود ، یا جستجوی راهی برای اصلاح رویه های غلط فرهنگ ایرانیان ، از " خودزنی فرهنگی " به غایت لذت می بریم. پدیده ای که مشخص نیست به جز زایل کردن اعتماد به نفس ملی چه عایدی برای ما در پی دارد ...

Telegram.me/solati_mehran