یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
🔹نسل سوختهای به نام نوجوانان دهه ۸۰ 🔹
🔹نسل سوخته ای به نام نوجوانان دهه 80 🔹
🌱گزارش منتشر شده ی اخیر درباره ابعاد هولناک آسیب های اجتماعی گریبان گیر نوجوانان دهه 80 ، یک طنز تلخ تاریخی را با چالش مواجه ساخت. این که برخلاف متولدین دهه 60 ، این متولدین دهه 70 هستند که شایسته ی عنوان " نسل سوخته " هستند.مطابق گزارش ؛ حدود 50 درصد نوجوانان تجربه قلیان/ حدود 40درصد تجربه سیگار/ حدود 30 درصد تجربه الکل /و حدود 40 درصد تجربه نزاع های خیابانی بعد از مدرسه را داشته اند . چرا اینچنین است؟ چرا نسلی متولد سال های پس از انقلابی که بنا بود آدم سازی کند ، چنین فرجامی یافته است؟در ادامه به پاره ای از عوامل پدیدآورنده این وضع اسف بار اشاره می کنم ؛ 1- وقوع انقلاب و تحمیل جنگ در دهه نخست تاسیس جمهوری اسلامی اگرچه خسارت های فیزیکی و انسانی زیادی به کشور وارد کرد ولی در تقویت سرمایه اجتماعی نقش زیادی داشت؛ حس نوع دوستی ، اعتماد اجتماعی ، پیوندهای گروهی، همدردی ها و همدلی های جمعی در زمره ی پیامدهای ناخواسته ی این دو رویداد مهم بودند ، ولی با ورود کشور به دوران بازسازی وکانالیزه شدن سرمایه های اجتماعی در راستای توسعه ی اقتصادی کشور ،نوعی احساس منفعت طلبی ، آسایش مداری و استحاله جمع در فرد اتفاق افتاد که نتیجه ای جز افول ارزش های انسانی -اخلاقی به دنبال نداشت ،2-با پایان جنگ ، دولت وقت کوشید تا به بخش خصوصی میدان بیشتری برای فعالیت بدهد، این نیت قابل دفاع متاسفانه با همراهی سایر بخش ها برای تحقق آزادی های سیاسی ، شفافیت اقتصادی و حقوق شهروندی مقارن نشد ، از همین رو به پیدایش قشری نوکیسه انجامید که قادر بود چوب حراج بر کلیه سرمایه های اجتماعی کشور زده و نوعی افسار گسیختگی ارزشی ایجاد نماید،3- دردوران بازسازی؛ خصوصی سازی مبتنی بر سرمایه داری مالی ، به کالایی شدن تمام پدیده های اجتماعی منجر می شد، از بهداشت ، آموزش و دانش گرفته تا اخلاق ، شرافت و انسانیت ، همه و همه در چرخه بازار قرارگرفته و قیمت گذاری شدند . کار به جایی رسید که همه ارزش ها قابلیت خرید و فروش پیدا کردند ، فقط قیمت آن ها بر اساس قانون عرضه و تقاضا متفاوت بود. روشن است که در چنین زمینه ای از بی هنجاری گسترده که تاکنون نیز تداوم یافته است ، مجالی برای دفاع از اخلاقی شدن جامعه باقی نمی ماند. ،4-جامعه ی درگیر روند کالایی شدن گسترده، متعالی ترین ارزش ها را نیز به بهایی اندک سودا می کند، فردیت فاقد جامعه را ترویج می کند و با دخالت حکومت در همه عرصه ها ، به هزار و یک زبان به شهروندان خود می آموزد که باید حل تمام مشکلات را از حکومت متوقع باشند . بنابراین حقوق فردی بر مسئولیت های اجتماعی تفوق یافته و موازنه میان این دو مولفه به فراموشی سپرده می شود . لذا نسلی پا به عرصه حیات می گذارد که فاقد مهارت های لازم برای تعامل اجتماعی بوده و از پرخاش گری یا افسردگی ، رنج می برد. ،5-معمولا جوامعی که درگیر فردگرایی افراطی می شوند پادزهر آن را در تشکیل گسترده ی NGO ها جستجو می کنند. در روزگار اضمحلال جماعت های سنتی ، جوامع مدرن می کوشند تا همبستگی های جدیدی را بنیان گذارند که بیش از همه متکی بر به رسمیت شناختن تفاوت ها و ترسیم پیوندهای شبکه ای میان اعضاء می باشد. متاسفانه در ایران امروز ، ما همچنان در کمند نوعی نگاه بدبینانه و امنیتی نسبت به این تشکل ها گرفتار بوده و فرصت حل بحران های هویتی نوجوانان دهه 80 را به سرعت از دست می دهیم ، 6 -برخلاف نوجوانان دهه50و 60 که توانستند با پیروزی انقلاب و جنگ ، سوژگی سیاسی خود را به نمایش گذاشته و در عمل تاثیرگذاری خود بر روند تحولات جامعه را تجربه کنند، نوجوانان دهه 70 و 80 فاقد چنین نقش مهمی بودند ، پدیده مبارک دوم خرداد هم زودتر از آنچه تصور می شد به سردی گرایید و در اثر کارشکنی های مخالفان نتوانست امید به نقش آفرینی جوانان در سیاست را همچنان زنده نگه دارد، بنابراین امیدی شکوفا شده ، به پژمردگی آسیب زا انجامید که تبعات آن هنوز هم قابل مشاهده است /تکمله : به نظر می رسد حل مشکل جوانان این نسل راه حل فوری ندارد ، شکل گیری نوعی عزم و اراده ملی پیش نیاز گره گشایی از این بحران و سایر معضلات مشابه است ، پس از آن باید به سمت تحقق نوعی توسعه متوازن و پایدار رفت که قرار است با محوریت سرمایه اجتماعی به تدریج مشکلات گریبان گیر این نسل سوخته را مرتفع نماید.⬅️@solati_mehran