یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
حدود هشت ماه پیش و در آستانه سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فیلم مونتاژی بسیار کوتاهی در فضای مجازی به نمایش در آمد که با توضیحات زی
حدود هشت ماه پیش و در آستانه سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فیلم مونتاژی بسیار کوتاهی در فضای مجازی به نمایش در آمد که با توضیحات زیر آن نشان می داد که آیت الله کاشانی و سرلشکر فضل الله زاهدی (عامل کودتا) از ویرانه های منزل به غارت رفته دکتر مصدق بازدید می کنند و متعاقب آن موجب گفت و گوهایی در فضای مجازی راجع به همدستی آیت الله کاشانی با کودتاگران گردید. چند روز بعد گروه دیگری با بررسی فیلم، نشان دادند که آن صحنه، مربوط به خروج آن دو از درب اصلی مجلس شورای ملی است که به تصویر منزل ویران شده دکتر مصدق پس از کودتا مونتاژ شده بود.
در چند روز گذشته و این بار در آستانه روز ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، گزارش چند دقیقه ای در فضای مجازی انتشار یافت که جوان گزارشگری در بوشهر از چند تن از مردان و زنان محلی راجع به مبارزات رئیسعلی دلواری سوال می کند و همه آنها به اتفاق از مجاهدت های او در برابر انگلیسی های متجاوز به خاک ایران تمجید می کنند و سپس قسمتی از نطق دکتر محمد مصدق، نماینده مردم تهران، را در مجلس چهاردهم (۶ اسفند ۱۳۲۲ - ۲۱ اسفند ۱۳۲۴) بدون ذکر نام وی می خواند که هنگامی که والی فارس بوده، کنسول انگلستان در شیراز به دیدار وی رفته و به او اعلام می کند که دستور دارد راهزنان تنگستانی را تنبیه و مجازات کند، اما مصدق با نظر او مخالفت کرده و درگیری با آنها را سبب "منفوریت" انگلیسی ها و "شهید" و "وطن پرست" نامیدن راهزنان تنگستانی می داند و تنبیه آنان را وظیفه خود دانسته - و بر اساس این گزارش - می گوید: "من راضی نیستم که برای سرکوب مردم تنگستان، انگلیسی ها بدنام شوند." در پایان، گزارشگر، گوینده این سخن (مصدق) را معرفی کرده که باعث بهت و حیرت همه مصاحبه شوندگان می شود و سرانجام این سوال را مطرح می کند که آیا شایسته است که خیابانی در تهران به نام چنین فرد خائن وطن فروشی نامگذاری شود؟
در اینجا برای روشن شدن مطلب، چند نکته را لازم به یادآوری می داند:
۱. گزارشگر با طرح سوابق مبارزات ضد انگلیسی رئیسعلی دلواری و والی گری مصدق بر فارس و تصمیم انگلیسی ها در سرکوب تنگستانی ها، چنین وانمود می کند که موضوع مورد بحث کنسول انگلیس و دکتر مصدق، مبارزان تنگستانی است، و حال آن که مصدق ۵ سال پس از شهادت رئیسعلی و پایان مبارزات ضد انگلیسی تنگستانی ها به ولایت فارس منصوب شد.
۲. تنگستانی های مورد نظر در گفتگوی کنسول انگلیس و دکتر مصدق، راهزنانی هستند که امنیت راه های جنوب را به خطر انداخته و مال التجاره ها را می ربودند که بخش اعظم آن، مال التجاره های انگلیسی بود.
۳. مصدق در دوره کوتاه شش ماههء والی گری خود بر فارس ( از ۱۵ مهر ۱۲۹۹ تا ۳ فروردین ۱۳..)، به سبب درستکاری و پاکدامنی توانست که امنیت را در قلمرو خود برقرار کند و موجب خشنودی و رضایت همه طبقات مردم فارس، به ویژه تجار و نیز کنسول انگلیس گردد که در کتاب ها و اسنادتاریخ سیاسی معاصر فارس مضبوط است.
۴. دکتر مصدق به زبان دیپلماتیک، کنسول انگلیس را از مداخله نظامی در جنوب ایران به بهانه در خطر افتادن منافع اقتصادی کشور متبوعش برحذر می دارد و ایجاد امنیت را به نمایندگی دولت ایران وظیفه خود می داند نه انگلیسی ها.
۵. با توجه به این که تنها منبع سخن دکتر مصدق، اظهارات خود وی در مجلس چهاردهم و پس از اختناق دوره بیست ساله رضاخانی و حدود ۲۳ سال پس از آن گفتگو است، وی در صورت عدم صداقت می توانست آن را به گونه دیگری و با ادبیات انقلابی و ضد انگلیسی عنوان کند و از خویش قهرمانی بسازد که قاطعانه رو در روی کنسول انگلستان ایستاده و به او اجازه کمترین مداخله ای را نداده است. اما دکتر مصدق واقعیت امر را چنان که بوده باز گفته که نشانه صداقت در گفتار اوست.
۶. کسانی که در منابع تاریخی دوره مشروطه تتبع کرده اند می دانند که عموم دولتمردان، نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی، و حتی مراجع و علمای مشروطه خواه، از هرگونه رفتاری که موجب برخورد نظامی ایران با روسیه و انگلستان شود، به شدت پرهیز داشتند و می کوشیدند که قوای متجاوز و اشغالگر آن دو کشور را با زبان دیپلماتیک و تحبیب و تهدید، وادار به خروج از کشور کنند و حتی پس از جنایت روس ها در تبریز و به دار زدن آزادیخواهان آن شهر در عاشورای ۱۳۳۰ ق و نیز کشتار مردم مشهد و گلوله باران مرقد مطهر امام رضا (ع) در سه ماه بعد از آن، هیچگاه دستور برخورد خشن و نظامی به دولت و مردم ایران جهت بیرون راندن متجاوزان، صادر نکردند، بلکه چشم امید به مذاکرات سیاسی دولت ایران با سفرای دو کشور دوخته بودند و حتی آخوند خراسانی، برجسته ترین رهبر روحانی مشروطه خواه، باب مکاتبه با امپراتور روسیه را گشود.
۷. قضاوت درباره مواضع و عملکرد سیاسی شخصیت ها را می باید در جهت گیری سیاسی کلی آنان بازشناخت، نه نگاه گزینشی و انتخاب یک جمله از میان صدها گفتار و نوشتار، بدون در نظر گرفتن شرایط تاریخی و سیاسی آن،