و تعمیم آن به مواضع و عملکرد ده‌ها ساله آنان و اطلاق عنوان خائن یا خادم به آنها‌

و تعمیم آن به مواضع و عملکرد ده ها ساله آنان و اطلاق عنوان خائن یا خادم به آنها‌. اگر این رویه درست و تعمیم پذیر است، پس درباره همه سیاستمداران، از جمله شهید مدرس نیز صادق می باشد، زیرا بعد از ورود قوای روسیه به شمال کشور و ایذاء و آزار و کشتار اهالی و پس از درخواست های مکرر علما و مردم بسیاری از نقاط کشور، سرانجام دو مرجع مشروطه خواه نجف: آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، فتوای تحریم خرید کالاهای روسی را صادر کردند که شهید مدرس با آن مخالفت کرد و طی نامه ای خطاب به آن دو، آن را کاری نادرست خواند و از آنان خواست که دیگر، موضوع تحریم را پیگیری نکنند (رجوع کنید به کتاب مدرس و مجلس، ص ۱۹۰ و ۱۹۱). آیا می توان مدرس را دشمن ملت ایران و حامی دولت تزاری روسیه دانست؟
آیا حمایت مدرس از نصرت الدوله فیروز (از عاقدان قرارداد ننگین ۱۹۱۹ و از مهره های سرشناس انگلیس در کشور) در برابر قدرت یابی رضاخان را می توان به انگلوفیلی مدرس نسبت داد؟
مواضع رجال سیاسی را باید در ظرف زمانی و اقتضائات و ساز و کارهای سیاسی همان دوره ارزیابی کرد، نه این که بدون مطالعه و تامل، احکام جزمی و نسنجیده صادر کرد و زحمات و تلاش های آنان را به یکباره نادیده گرفت. این گونه برخوردهای ناشیانه و دفعی - با هر انگیزه ای که باشد - نتیجه اش خدمت به دشمنان این سرزمین است که به دست گروهی ناآگاه و یا مغرض، تاریخ و فرهنگ و جامعه را از خدمتگزاران این سرزمین تهی کرده و راه را برای شیادان فرصت طلب، باز وهموار خواهند کرد.
محمدحسن رجبی
۵ فروردین ۱۳۹۷