یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
چرا جنبش دانشجویی نداریم؟ 🔹🔹 حدود یک دهه از اعمال مضایق و سخت گیریهای زایدالوصف در دانشگاه میگذرد
چرا جنبش دانشجویی نداریم ؟ 🔹🔹 حدود یک دهه از اعمال مضایق و سخت گیری های زایدالوصف در دانشگاه می گذرد. دورانی که در آن نه با دوستان مروت و نه با دشمنان مدارا شد . روزگاری که در آن آکادمی، حداقل استقلال نیم بند خود را از کف داد و تن به تصمیمات خلق الساعه دولت و تلاطم های قدرت سپرد. در چنین فضایی بود که جنبش دانشجویی ایران با حضور تاریخی پنجاه ساله خود رو به افول و رکود نهاد .هم اکنون پس از گذشت هشت سال تاریک در تاریخ دانشگاه های کشور و با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، بارقه هایی از حیات و نشاط در بدنه آکادمی پدیدار شده است که برخی از آن به احیای دوباره جنبش دانشجویی تعبیر می کنند ، ولی اساس استدلال من در این نوشتار این است که اساسا امروز چیزی به این نام در عرصه عمومی کشور وجود ندارد. دلایل من برای فقدان خصوصیات جنبشی در میان دانشجویان عبارت است از : 1 ) جنبش دانشجویی به عنوان زیر مجموعه جنبش های اجتماعی جدید ویژگی هایی دارد از قبیل : رهبری ، هویت مشخص و متمایز ، معنا بخشی به فضای سیاسی - اجتماعی و بهره گیری از رسانه های جمعی ، انصاف حکم می کند که بگوئیم این ویژگی ها در فضای تحرکات دانشجویی اخیر مفقود است ، 2 ) اگر روشنفکران را مولدان و دانشجویان را موزعان دانش در جامعه بدانیم چندی است که از روشنفکران این دیار آموزه ای روشنی بخش برای خروج جامعه امروز ایران از حالت تعلیق صادر نشده است . در حقیقت ایران امروز ازنوعی فقر تئوریک رنج می برد که خود از علل سرگردانی همگانی در عرصه عمومی بشمار می رود بنابراین جنبش دانشجویی پیام و معنایی برای توزیع در جامعه در اختیار ندارد، 3 ) جنبش دانشجویی بیش از همه مرهون جوانان بی دغدغه و سرشار از امیدی است که بنای آن دارند تا تغییرات جدی در پهنه زیست اجتماعی خود ایجاد کنند پرواضح است که در روزگار کنونی بخش عمده ای از مطالبات دانشجویان ما نه معطوف به گشایش در فضای سیاسی بلکه تلاش برای برآوردن نیازهای اولیه و مشروعی چون اشتغال ، ازدواج ، مسکن و ... می باشد ، 4 ) جنبش دانشجویی معمولا در دورانی رونق دارد که سیاست به طور فراگیر در جامعه حضور دارد ( شعار جنبش دانشجویی می 68 فرانسه را به یاد آوریم ؛ امر شخصی ، امر سیاسی است ) ، فضایی که در آن امکان گردهمایی های سیاسی در جامعه وجود دارد و به طور خلاصه ؛ فضا از سیاست سرشار است بنابراین در ایران امروز که اقتصاد و دیپلماسی سایر عرصه ها را به تسخیر خود درآورده است چندان نمی توان از امکان شکل گیری امرسیاسی و وجود جنبش دانشجویی سخن گفت ، 5 ) سیاست طی دهه گذشته برای جوانان بسیار پرهزینه و پیش بینی ناپذیر شده است بنابراین از آنجا که جنبش دانشجویی بیش از همه به دانشجویان ریسک پذیر نیازمند می باشد طبیعی است که امروزه با اندوخته چندانی از نیروی انسانی پیشتاز و تحول آفرین مواجه نباشد ، 6 ) به نظر میرسد ایرانیان ( نخبگان و مردم ) در توافقی نانوشته به این جمع بندی رسیده اند که جامعه تا اطلاع ثانوی نیاز به سکون و آرامش دارد ( رکود سیاسی به اندازه رکود اقتصادی خطرناک نیست ) بنابراین جنبش دانشجویی با امتناع استقبال از سوی مردم روبرو شده و طبیعی است که نتواندجلوه چندانی درجامعه داشته باشد / سخن پایانی : اگر امروز جنبش دانشجویی نداریم پس تحرکات دانشجویی امروز ذیل کدام مفهوم اجتماعی تبیین می شود ؟ واقعیت این است که ما امروزه با نوعی " پویش دانشجویی گلخانه ای" مواجه هستیم ؛ از یک سو بخش اندکی از دانشجویان به کمک رانت قدرت توانسته اند به صورت گلخانه ای رشد کنند ، خود را به عنوان نماینده دانشجویان معرفی کرده و حتی خود را مستقل بخوانند !! ، و از سوی دیگر حکومت برای خالی نبودن عریضه فضایی اندک و مختصر در اختیار دانشجویان دموکراسی خواه و اصلاح طلب قرار داده است ، در هر صورت نوعی فضای گلخانه ای و نه طبیعی بر جریان دانشجویی کشور حاکم است که با مفهوم جنبش دانشجویی ایران در دهه 70 فرسنگ ها فاصله دارد. @solati_mehran