مهران صولتی؛ مدرس جامعه شناسی دانشگاه و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان سبزوار به عنوان اولین سخنران گفت: صحبت من درباره چشم ا

مهران صولتی؛ مدرس جامعه شناسی دانشگاه و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان سبزوار به عنوان اولین سخنران گفت: صحبت من درباره چشم انداز آموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید مبتنی بر پیشینه ای تاریخی است و سعی می کنم با اتکا به رویکرد جامعه شناسی تاریخی به این چشم انداز بپردازم.

بسیاری از نهادهای جوامع غربی، در حرکت خود؛ نوعی سیر طبیعی را مضمر داشتند. اگر آموزش و پرورش مدرن در دنیا شکل گرفت، در ادامه آموزش سنتی بود. اگر دانشگاه ها در غرب نضج گرفته و قوام پیدا کردند در ادامه سیر منطقی کلیساها و حوزه های علمیه بود. بنابراین شکل گیری این نهادها؛ کمترین کج تابی ها را در اذهان ایجاد می کرد. اتّفاقاً چون شکل گیری آن ها طبیعی بود؛ به بسیاری از نیازهای جوامع خود نیز پاسخگو بودند. بنابراین چه در سطح دانشگاه ها و چه در سطح آموزش و پرورش، معمولا به اهداف خود رسیدند اگر چه هنوز منتقدانی در جوامع مدرن هستند که معتقدند جنبه های رهایی بخش محیط های آکادمیک و آموزش و پرورش باید افزایش پیدا کند و به نوعی خلاقیت در آن جا رونق بیش تری بیابد.

ورود آموزش و پرورش و دانشگاه در طلیعه شکل گیری ایران مدرن؛ یعنی از ابتدای مشروطه تا زمانی که مشروطه به دولت مطلقه شاهی پیوند خورد، هیچگونه سیر طبیعی نداشت و ما این ها را به شکل فرم هایی از قبل آماده شده وارد کردیم و طبیعی بود که این فرم ها محتوایی متفاوت از فرهنگ ما را در بطن خود می پرورد و البته چاره ای هم نداشتیم چرا که ایران در نظم جهانی که شرایط سرمایه داری بر آن غالب بود، یک کشور پیرامونی محسوب می شد و بسیاری از مقدرات ما را نظم جهانی رقم می زد و برای این که بیش از پیش از دنیا عقب نماند مجبور بود بسیاری ازدستاوردها را وارد کند ولی به این نکته ظریف دقت نکردند که اگر فرم و شکل را وارد می کنند، لزوماً به معنی ورود محتوا نیست.

از طرف دیگر یک سری مناقشات سیاسی هم در این میانه نقش داشت. رضا شاه بنا داشت نفوذ روحانیت را در ایران کاهش دهد بنابراین سعی می کرد با یک سری اصلاحات، قدرت اجتماعی آن ها را تقلیل دهد. شکل گیری دادگستری، آموزش و پرورش مدرن و بنیاد نهادن دانشگاه تهران حداقل به لحاظ داخلی پاسخی به این مناقشات و مجادلات سیاسی بود که در کنار عامل خارجی که ایرانیان به دلیل این که از دوره مواجهه با روسیه و جنگ های دوگانه ای که با روسیه داشتند به این نتیجه رسیدند که ما عقب ماندیم و علت عقب ماندگی خود را نداشتن تسلیحات و جنگ افزار می دانستند پس به این نتیجه رسیدند که باید در ابتدا تسلیحات و جنگ افزار را به دست آوریم و سپس این جریان به اصلاحات امیرکبیر می رسد، شکل گیری دارالفنون، ارتش منظم و الی آخر. یعنی دغدغه عقب ماندگی از دنیا همواره حکمرانان را برمی انگیخت که سعی کنند بهترین دستاوردهای جامعه بشری را برای ایران به ارمغان بیاورند ولی به لحاظ این که این دستاوردها متعلق به فرهنگ و زمینه دیگری بود زمانی که وارد ایران شدند، به نوعی ناسازگاری با فرهنگ سنتی ایران دچار شدند.

یکی از کارکردهای آموزش و پرورش مدرن در دوره رضا شاه؛ وظیفه کارمندسازی بود چرا که ادارات ایران داشت نضج می گرفت و بوروکراسی اداری کم کم شکل می گرفت، بنابراین نیاز بود که کارمندان ورزیده ای آموزش ببینند و در آموزش و پرورش مدرن و رسمی تربیت شوند ولی به لحاظ این که آموزش و پرورش در آن دوران واجد یک نگاه سیستمی نبود به این معنا که اگر جامعه را یک کل فرض کنیم که خرده نظام هایی مثل اقتصاد، آموزش و پرورش، سیاست و خانواده دارد که همه این خرده نظام ها رابطه ای متقابل و دیالکتیکی با هم دارند و اگر جایی این رابطه از جنبه دوطرفه اش به سمت یک طرفه شدن گام بردارد، دچار آسیب می شویم. این نگاه سیستمی شکل نگرفت و آموزش و پرورش مدرن جز وظیفه کارمندسازی که خوب انجام داد، تقریباً از انجام وظایف دیگرش بازماند و پس از مدتی به یک دستگاه حجیم، متورم و آماس کرده تبدیل شد و به سمتی حرکت کرد که کمترین تحول را می توانست پذیرا باشد. این دستگاه؛ ارمغانی از چیزی است که وارد ایران شد و الآن شما با میراثی مواجه هستید که همه این مشخصات را دارد.

سؤالی که مطرح می شود این است که چرا آموزش و پرورش ایران از کارکردهای خود عقب مانده است؟ آموزش و پرورش در دنیای مدرن؛ کارمند، دانش آموز و دانشجو تربیت کرد و آن ها را به جامعه عرضه کرد و این ها جامعه مدرن را سامان دادند. سخت افزار این کار عبارت بود از این که بیایند و آموزش هایی را دریافت کنند و بعد وارد جامعه شوند ولی ما در تزریق نرم افزار آن عاجز ماندیم. نرم افزارش چه چیزی بود؟ نرم افزارش این بود که کارکرد آموزش و پرورش حداقل این بود که نسل نو و نونهالان جامعه را جامعه پذیر کند. یعنی از سنینی که بیشترین تأثیر را می پذیرند، نوعی تعلق ملّی را در بطن دانش آموزان وارد کنند و روح ملّیّت و ایثار و فداکاری برای ملّیّت را در آن ها بدمد تا اگ