ر بعدها آن‌ها کارمند، مهندس و پزشک موفقی شدند به توسعه و پیشرفت کشور خود پایبند و وفادار بمانند ولی این اتفاق در ایران نیافتاد

ر بعدها آن ها کارمند، مهندس و پزشک موفقی شدند به توسعه و پیشرفت کشور خود پایبند و وفادار بمانند ولی این اتفاق در ایران نیافتاد. یعنی ما سالیانه دانش آموزان بسیار خوبی تربیت می کنیم و این ها دانشجویان بسیار خوبی می شوند ولی ما بالاترین آمار فرار مغزها را داریم و مطابق آمار بانک جهانی؛ سالیانه150هزار نفر از ایران مهاجرت می کنند که اکثرا آن ها برنمی گردند. یعنی آموزش و پرورش توانسته دانش آموزان را به لحاظ سخت افزاری و آموزش حرفه ای تعلیم بدهد و لی نتوانسته وجدان و غیرت ملّی را در وجود آن ها تزریق کند، بنابراین ما بهترین تربیت کنندگان نیروی انسانی برای جهان پیشرفته امروز تلقی می شویم.

از طرف دیگر در آموزش و پرورش مدرن، شاهد بیگانگی فزاینده دانش آموزان و معلمان نسبت به یکدیگر و هر دو این ها نسبت به نظام آموزشی هستیم. ما بهترین ساختمان ها را به عنوان مدارس بنیاد می گذاریم ولی از ایجاد شوری که بتواند دانش آموزان را به یک محیط فرح بخش و نشاط آور وابسته کند، عاجز مانده ایم. معلمان نیز به همین نسبت از وضع موجود ناراضی هستند.

آموزش و پرورش فعلی؛ دستگاهی حجیم و متورم و فاقد کمترین تحول و نوآوری است که به شدّت مصرفی شده و "چاه ویلی" است که هر چه بودجه داخل آن بریزید به دلیل عدم کارآمدی، اتلاف می شود. وقت ها اتلاف می شود. وقت کارمندان تلف می شود. دانش آموزان وقت خود را هدر می دهند.

مهم ترین اولویتی که در این سیستم می تواند وجود داشته باشد این است که مطالبه ما نوعی اصلاح ساختاری باشد، یعنی به سمتی برویم که هر چه بیشتر این ساختار، دموکراتیزه و مشارکتی شود و بتواند به سمتی برود که هر چه بیشتر فاصله و بیگانگی دانش آموز با معلم، و هر دو با نظام آموزشی را تقلیل دهد وگرنه اطمینان داشته باشید با این سیستم موجود هر چه بودجه به آموزش و پرورش تزریق شود، آورده چندانی نخواهد داشت.

حال چاره چیست؟ در کشورهای مبتنی بر سیستم اقتصاد بازار آزاد، چاره را در این دیدند که سیستم را کوچک کنند یعنی تصدی ها را به بخش خصوصی و غیر دولتی واگذار کرده و انتقال دهند تا اعتبار بیشتری برای کیفیت بخشی وجود داشته باشد. رییس جمهور محترم در سخنرانی که در جمع معلمان نمونه کشوری داشتند به این نکات اشاره کردند و دو نکته محوری در سخنان رییس جمهور بود که دراین جا به آن ها می پردازم؛ دکتر روحانی گفت: «بخش عمده ای از بودجه کشور به آموزش و پرورش اختصاص پیدا می کند و این بخش، دولتی است و باید به سمت مدارس غیر انتفاعی برویم.» البته تا این جا چیز جدیدی نبود ولی دو کد مطرح شد، یکی این که ما باید به سمت خصوصی سازی برویم و دیگر این که به سمت خرید خدمت حرکت کنیم. در پارادایم اقتصاد بازار آزاد که در جهان پیشرفته مرسوم است و سرمایه داری رقابتی و صنعتی است، این راه حل ها خوب است چرا که افزایش بهره وری و بهینه کردن نیروی کار را به دنبال دارد ولی در ایران که نیروی کار وقتی استخدام رسمی می شود، تا مدت های مدیدی ادامه دارد، این کار با مشکلاتی مواجه خواهد شد.

هدف چیست؟ کلیدواژه خصوصی سازی چیست؟ اولاً بایدفضا را رقابتی کنیم. سیستم آموزش و پرورش باید کوچک، چابک، خودگردان و تخصصی شود چرا که ما مدتهاست از اقتصاد دولتی غیرکارآمد و متورم رنج می بریم و به واسطه اقتصاد رانتی و نفتی خود 60تا70درصد اقتصاد دست دولت است.

مشکل کجاست؟ باز طرحی دارد پیاده می شود که با زمینه های خودش در جایی که مطرح شده مطابقت ندارد. این طرح؛ برای کشورهای توسعه یافته مبتنی بر اقتصاد بازار غربی خوب است ولی در ایران سرمایه داری صنعتی نداریم. سرمایه داری ما؛ تجاری - مالی در منحط ترین شکل خود یعنی سرمایه داری دلالی است که فقط به این می اندیشد پول خود را در بانک سرمایه گذاری کند و سودش را دریافت نماید. بنابراین با توجه به این که حجم عظیمی از نقدینگی در سرمایه داری مالی - تجاری به نفع تولید نیست چگونه می شود در این زمینه بهینه سازی داشت؟

خصوصی سازی در آموزش و پرورش ایران چه تبعاتی دارد؟ در سرمایه داری مالی - تجاری باید هزینه ها را کاهش و سود را افزایش دهیم و معنی آن این است که در پروژه خرید خدمت با مؤسساتی توافق می کنند که از نیروی آزاد و نه لزوماً معلم بهره می برند که ثبات شغلی و تعهد کاری ندارند، برای معلمی آموزش ندیده اند و در نتیجه عشق معلمی که جوهره و درون مایه یک معلم در این ها نیست، بنابراین برای ایجاد ثبات شغلی خود، بالاترین نمرات را به دانش آموزان می دهند چرا که در معادله هزینه – فایده اقتضا می کند که این وضعیت پیش بیاید. پولی شدن آموزش و پرورش، تولید فارغ التحصیلان بی سواد، تولید مدرک و حذف اخلاق حرفه ای، سیطره اقتصاد بر فرهنگ، کاهش دغدغه های ملی را خواهیم داشت. بنابراین در بستر سرمایه داری تجاری – مالی ایران طرح های این چنینی اثر معکوس دارد.

پیشنهاد چیست؟ ما باید به جای خصوصی سازی به سمت مردمی سازی برویم. مردمی سا