🔹استراتژی‌های تحول در آموزش و پرورش 🔹.. ✍ مهران صولتی

🔹استراتژی های تحول در آموزش و پرورش 🔹

✍ مهران صولتی

🌱با گذشت نزدیک به چهاردهه از انقلابی که صبغه ای فرهنگی داشت و قرار بود که انسانی دیگرگون به جامعه معرفی کند آموزش و پرورش کشور همچنان در غرقابی از روزمرگی ، بیگانه سازی و ناراضی تراشی دست و پا می زند.چاره کار هم نه تحول از جنس سند بنیادین که حاوی بلندپروازی های و خیال پردازی های بسیار است بلکه در اجماع بر سر استراتژی هایی است که می تواند آموزش و پرورش کشور را از دستگاهی آسیب زا به کانونی برای شناسایی و پرورش استعدادها تبدیل نماید .

1⃣ تحول گفتمانی در آموزش و پرورش : هیچ تغییری در مناسبات انسانی و سازمانی ایجاد نمی شود مگر آنکه پیش از آن گفتمان های حاکم دچار تحول شده باشند . گفتمان حاکم بر آموزش و پرورش کنونی عبارت از ؛ بسیج تمام امکانات مدرسه و خانواده برای موفقیت در کنکور است . در همین راستا است که دانش آموز ، معلم ، مدرسه و خانواده موفق معنا می یابد . دانش آموز درسخوان و گوشه نشین ، معلم خصوصی یا آموزشگاهی ، مدرسه حاوی کلاس ها و آزمون های تستی ، و والدین فراهم کننده شرایط مناسب برای درس خواندن فرزند اجزای مهم (دال های) آن را تشکیل می دهد .به نظر می رسد که با اوج گرفتن مقوله آسیب های اجتماعی فرصت مناسبی برای تحول گفتمان حاکم بر آموزش و پرورش فراهم آمده است . گفتمان جدید باید بتواند با تاکید بر پرورش دانش آموزان ، آموزش مهارت های زندگی ، گفت و گوی سازنده در خانواده ها ، مدارس را به پلی برای تعامل مشارکت جویانه و مسئولانه والدین و فرزندان تبدیل و از افزایش آسیب های اجتماعی جلوگیری نماید.

2⃣ نهادینه کردن مشارکت : ایران امروز به شدت از کمبود مشارکت در عرصه های اقتصادی و اجتماعی رنج می برد . مشارکت سیاسی هم محدود به ایام انتخابات می باشد . در واقع با چنین سطح نازلی از مشارکت انتظار برای کاهش معضلات جامعه بیشتر به یک شوخی شبیه است . نظم سیاسی هم بیشتر اسیر ناکارآمدی ناشی از فساد سیستمی و فقدان بهره وری است که به دلیل تاثیر گذاری قابل توجه آن در مناسبات اجتماعی ، بر عمق مسائل موجود می افزاید . در چنین وضعیتی آموزش و پرورش باید وظیفه ی ایجاد مشارکت پایدار برای نیل به توسعه پایدار را برعهده گیرد ‌. چنین مشارکتی باید از مدارس ابتدایی و با تقویت شوراهای دانش آموزی ، آموزش مسئولیت های شهروندی ، راه کارهای حل مساله ، هنر‌ سازگاری با محیط و ... در محیطی واقعی ، مشارکتی و فاقد آموزه های انتزاعی شکل گرفته و بتواند دانش آموزان را به شهروندانی آگاه ، قانون مدار و مسئول تبدیل کند.

3⃣ کنترل مداخله دولت و بازار : دولت به طور ذاتی خواستار کنترل جامعه و رفتار محاسبه پذیر و قابل پیش بینی از سوی آن است . بازار هم خواهان بهینه کردن روابط و افزایش و اطمینان از سود حاصل است . پیوند این دو در آموزش و پرورش کنونی از یک سو به رونق مافیای کنکور دامن می زند و از سوی دیگر با انحلال "تفاوت" ها در یکسانی و یکنواختی دولت ساخته ، می کوشد تا از هر گونه تغییر بنیادی در این نهاد جلوگیری نماید .در روزگاری که جهان به سرعت در مسیر تحولات شگرف پیش می رود آموزش و پرورش کنونی می کوشد تا با محافظه کاری و تمرکز گرایی ناکارآمد ، همچنان دانش آموزان را در گذشته ای مبهم فریز کرده و از تصور چشم انداز هایی متفاوت با نظم موجود بازدارد . در واقع بدون کنترل مداخله دولت و بازار در فرآیندهای آموزشی موجود هیچ اصلاحی امکان پذیر نیست .

🔹نکته پایانی : آموزش و پرورش کنونی محصول رابطه معیوب بازار ، دولت و خانواده ها است . خانواده هایی که آرمانی جز پزشکی و مهندسی در ذهن فرزندان خود حک نکرده اند . پدر و مادرهایی که موفقیت مدارس را فقط با تراز کنکور محک می زنند . به دلیل سهم زیاد خانواده در سرنوشت فرزندان ، استراتژی های تحول باید همزمان به تغییر در باورهای مدرسه و خانواده بینجامند.

Telegram.me/solati_mehran