🔹 چه زمانی یک جامعه «کرخت» می‌شود؟ 🔹.. ✍ مهران صولتی

🔹 چه زمانی یک جامعه " کرخت " می شود؟🔹

✍ مهران صولتی

🌱بی حسی ، کرختی و بی تفاوتی ؛ این ها اوصاف جامعه ایران امروز از نگاه برخی از جامعه شناسان است . برای این مدعا شواهدی هم ارائه می شود ، از عادی و حتی مضحکه تلقی شدن دردهای اجتماعی تا پناه بردن به خلوت خصوصی و خانوادگی . از بی اعتنایی به آمار ریز ودرشت اختلاس ها تا حاکمیت نوعی فردگرایی منهای اجتماع. مختصر بگوییم حال جامعه ما امروزه خوب نیست ! وضعیتی که برای همه ما هم قابل لمس است . اخبار حوادث روزنامه ها و اکنون شبکه های اجتماعی دیری است که حساسیتی در وجدان عمومی برنمی انگیزد و دیدن فقر خشن برخی شهروندان بی پناه در گوشه گوشه شهرها، شعله ای از دلسوزی در جانمان نمی افروزد . چگونه به اینجا رسیده ایم ؟ و چرا به دیدن وعبور کردن از نارسایی ها خو کرده ایم ؟

1⃣ در روزگاری که " بحران " ، آشناترین و پربسامد ترین مفهوم در ادبیات ژورنالیستی ما به شمار می رود ، به عکس شاهد حساسیت زدایی از جامعه نیز هستیم . " بحران انگاری" در همه امور البته می تواند القای نوعی ناامیدی و دعوت به هم آغوشی با دولت باشد آن هم در زمانه ای که وجود یک دولت فربه نفتی در دهه گذشته ، به انتظار سامان دادن جامعه و اصلاح نارسایی های آن از سوی حکومت بیش از پیش دامن زده است. ما البته در این سال ها آموخته ایم که دولت ناکارآمد ؛ نه راه حل مساله ، بلکه خود بخشی از مساله است !

2⃣ ایرانیان در طول یک صد سال گذشته تلفیقی از" قدرتمندی" و" بی قدرتی" را رقم زده اند . احساس قدرت ناشی از پیروزی در سه نهضت یا انقلاب تمام عیار ، و بی قدرتی حاصل از فقدان مشارکتی واقعی جهت ایجاد تغییراتی معنادار ! در برداشتی نزدیک به تعبیر فوکو ، ما ایرانیان همزمان سوژه و ابژه تحولات بوده ایم (در حالی که فاتحانه کار را برای دستیابی به آزادی و عدالت تمام شده می دانستیم ، باز شدن برخی شکاف ها ما را به نقطه آغازین برگردانند). آمیزه ای ازحس شیرین شیفتگی، و تلخی ناشی از بیگانگی در رابطه با قدرت موجود را می توان توصیف رفتار دیروز و امروز ما دانست . به عبارت روشن تر کرختی امروز را می توان حاصل تخلیه انرژی روانی جامعه از پس سده ای تلاش پرهزینه و بی فرجام دانست. نوعی احساس عمیق در جازدن !

3⃣ امروزه سرمایه اجتماعی ملات قوام بخشی به جامعه و حافظ انسجام و هم افزایی اجزای آن به شمار می رود . دو عنصر پیوندهای شبکه ای و اعتماد رابطه ای ، دو رکن مقوم سرمایه اجتماعی هستند. کرختی امروز جامعه و بی تفاوتی شهروندان نسبت به روندهای جاری آن بیش از هرچیز محصول کاستی یافتن سرمایه اجتماعی موجود است . امری که آمارهای پیمایش های ملی هم بر آن تاکید می ورزند. این در حالی است که سقوط سرمایه اجتماعی در یک جامعه ، اتلاف گسترده سایر سرمایه های طبیعی ، مالی و انسانی را به همراه می آورد و اجرای موثر برنامه های توسعه را با دشواری مواجه می سازد .

🔹 نکته پایانی : کرختی جامعه زمانی آزار دهنده می شود که با تحصن اخیر مردم کره جنوبی طی چند روز گذشته یا تجمعات مردم برزیل علیه فساد اداری موجود در این دو کشور مقایسه شود . جامعه ای که همه نارسایی ها را ساختاری می بیند ، و برای مشارکت مدنی و اجتماعی در جستجوی مشوق هایی قوی از نوع مالی آن می باشد ، نیاز به بازاندیشی جدی در فلسفه وجودی خود دارد ...

Telegram.me/solati_mehran