یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
🔹 طرح «هدایت تحصیلی» دانش آموزان؛ آخرین نمونه بحران در آموزش و پرورش کشور
🔹 طرح "هدایت تحصیلی" دانش آموزان ؛ آخرین نمونه بحران در آموزش و پرورش کشور
🌱مهران صولتی /آموزش و پرورش رسمی کشور به طور همزمان از چند بحران رنج می برد ؛ بحران انگیزش ، بحران مشارکت ، و بحران کارآمدی . بحران انگیزش بر افول انگیزه ادامه تحصیل در دانش آموزان و افزایش نارضایتی در معلمان دلالت دارد .این بحران ناشی از به حاشیه رفتن اهداف آموزش و پرورش در رقابت با سیاست و اقتصاد می باشد. سیاست نوعی نظام آموزشی کنترل شده و منقاد در قبال ایدئولوژی رسمی را پی گیری می کند و اقتصاد از طریق کالایی کردن آموزش ، به دنبال به حاشیه راندن پرورش و ایجاد ارزش افزوده بیشتر می باشد.بحران مشارکت بر کاهش نقش دانش آموزان ، معلمان و والدین در مدیریت واحدهای آموزشی از طریق اعمال برنامه ریزی متمرکز و تشریفاتی کردن مشارکت دلالت دارد. بحران کارآمدی هم عبارت از فاصله گرفتن نظام آموزش و پرورش از تحقق اهداف خود ازجمله آموزش مهارت های زندگی ، شغلی و تربیت شهروندانی مسئول ، پایبند به قانون و اخلاق مدار می باشد.حال آموزش و پرورش بحران زده کشور تصمیم گرفته تا بر اساس نیاز سنجی از بازار کار کشور در افق سال های آتی ، طرحی را به نام " هدایت تحصیلی " دانش آموزان سال دهم به اجرا گذارد. مطابق این طرح دیگر علاقه یا معدل دانش آموز حرف آخر را در انتخاب رشته تحصیلی نمی زند بلکه آمیزه ای از نمره آزمون های روان شناسی در مدارس و نظر مشاورین نقش نهایی را ایفا می کنند. این طرح از 18 تیرماه در مدارس کشور اجرا وموجی از نارضایتی و التهاب در خانواده ها آفریده است. نارضایتی که بیش از همه ناشی از فراگیر شدن بحران کارآمدی در این سیستم است. آمیزه ای از آمرانه بودن اجرای طرح ، سلب حق انتخاب از دانش آموزان ، برخورد غیر حرفه ای مشاورین مدارس در برگزاری آزمون های مرتبط و وجود تفاوت های معنادار در اعطای نمرات در مدارس مختلف ، عدم نظرسنجی از معلمان در کیفیت انجام این طرح ، عدم اطلاع رسانی مناسب و توجیه والدین و دانش آموزان نسبت به برگزاری این طرح ، و نهایتا حاکمیت نگاه رایج" مهندسی" در اجرای آن، که بدون در نظر گرفتن ظرایف انسانی و اجتماعی طرح تنها نگاه ابزاری به مشمولین آن دارد ابعاد گوناگون ناکارآمدی و شکست طرح مذکور را به رخ می کشد.اینکه در کشوری با مختصات ایران که برخی از اقتصاددانان از " امتناع برنامه ریزی" و بی حاصل بودن تدوین برنامه های توسعه پنج ساله در آن سخن می گویند ، تا چه حد می توان نسبت به دقت نیازسنجی های شغلی هم خوشبین بود از دیگر نقاط تاریک این طرح می باشد.اجرای این طرح همچنین نشان داد تا زمانی که دست اندرکاران نظام آموزش و پرورش مایلند بدون حضور در کف مدارس و توجه به پیامدهای اجتماعی طرح های شان تنها به تصمیم گیری درون اتاق جلسات اکتفا کنند، بحران کارآمدی گریبان گیر این سیستم رفع نخواهد شد.البته اکنون خبرهایی مبنی بر اصلاح برخی بندهای این طرح شنیده می شود. تاکنون همواره این گونه بوده است . طرحی بدون مشارکت فکری ذینفعان تصویب و اجرایی، و نهایتا با برخاستن برخی اعتراض ها تن به اصلاحیه های بعدی داده و از حیض انتفاع ساقط می شود ، و آنچه به جا می ماند اثبات ناکارآمدی نظام آموزش و پرورش ، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش بی اعتمادی به این بزرگترین دستگاه متولی تعلیم و تربیت کشور می باشد. واقعا مشخص نیست چه زمانی قرار است این روند بی پایان آزمون و خطا در کشور پایان پذیرد.
Telegram.me/solati_mehran