🔹بنگاه ورشکسته‌ای به نام آموزش و پرورش🔹

🔹بنگاه ورشکسته ای به نام آموزش و پرورش🔹

🌱 مهران صولتی /آموزش و پرورش رسمی کشور یک بنگاه ورشکسته است .از منظر اقتصادی این اتفاق دیری است که اتفاق افتاده ولی آنچه در این یادداشت به آن می پردازم عبارت از ورشکستگی این نظام آموزشی در دستیابی به اهداف ترسیم شده است.زمانی آلتوسر جامعه شناس فرانسوی آ.پ را دستگاه ایدئولوژیک دولت نامیده که نظام سرمایه داری با اتکا به آن می تواند نظم حاکم بر جامعه ( مبتنی بر نابرابری ) را از طریق جامعه پذیری نوآموزان در مدرسه بازتولید کند ولی مشکل آ.پ ایران این است که به دستگاه تولید نارضایتی تبدیل شده است. از دانش آموزان ، معلمان و والدین گرفته تا سطوح عالی کشور همه و همه به نوعی عدم رضایت خود را از تحقق نیافتن اهداف ترسیم شده برای آن اعلام کرده اند.کلاس های خسته کننده و فاقد امکانات ، معلمان گرفتار در تنگناهای منزلتی و معیشتی ، والدین ناراضی از افت آموزشی و افول اخلاقی دانش آموزانی که فاقد کوچکترین مهارت های زندگی ، احساس مسئولیت اجتماعی ، اخلاق شهروندی و فنون شغلی هستند ، ویژگی های آموزش و پرورش رسمی امروز کشور است.از سوی دیگر روند وفادارسازی دانش آموزان به نظم سیاسی موجود نیز چندان قرین موفقیت نبوده است. با وجود اجرای انبوه برنامه های پرورشی -تبلیغاتی و جای دادن آموزه های ایدئولوژیک در بطن کتاب های درسی نتیجه کار برای مسئولان چندان قابل قبول نبوده است. روند آسیب های اجتماعی رو به گسترش است و حاکمیت به آ.پ به عنوان بخشی از نیروی انتظامی می نگرد که باید دانش آموزان را سرگرم و از حضور معترضانه و افسار گسیخته آنها در خیابان ممانعت به عمل آورند. نوعی به تعویق انداختن بحران اشتغال و گسترش فزاینده بیکاری در جامعه. همان کاری که دانشگاه های کشور نیز در سطح بالاتری به انجام آن مشغولند.از سوی دیگر ساختار به شدت محافظه کار آ.پ راه را بر هر گونه اصلاحات معنادار و ساختاری در این دستگاه بسته است . اطلاع رسانی در مورد آسیب های اجتماعی به دانش آموزان و والدین بسیار دیرهنگام و قطره چکانی صورت می گیرد و کارگاه های آموزشی عمدتا یک سویه ، غیر مشارکتی و بی اثر است.ناکامی آ.پ در ایجاد خودآیینی در دانش آموزان از طریق آموزش تفکر انتقادی موجب سیطره فضای کنترلی و مبتنی بر تربیت دگرآیین شده که با سست شدن نظارت می تواند نوعی هرج و مرج و بی نظمی در محیط آموزشی ایجاد کند. از سوی دیگر کنکوری شدن مدرسه و حتی زندگی روزمره دانش آموزان ، موجب تحلیل رفتن شبکه روابط اجتماعی در خانه و مدرسه ، و به تبع آن القای حس خودشیفتگی در دانش آموزان شده است .نتیجه هم البته مشخص است ؛ تربیت نسلی خودخواه و پرتوقع که والدین خود را به صورت کارت بانکی می بیند و از زمین و زمان طلبکارند . نسلی که می خواهد خیلی زود و بی زحمت به قله های ثروت و قدرت دست یابد و البته در این میان گوشه چشمی هم به بهره گیری از رانت های موجود در اقتصاد کشور دارد تا بلکه بتواند یک شبه راه هزار ساله را بپیماید . دولت نفتی شهروندان مطلوب خود را آفریده و فرهنگ دلالی را جایگزین فرهنگ تولید و کارآفرینی شده است .اینها توصیفی از وضعیت کنونی آموزش و پرورش کشور بود. دستگاهی که مسئولانش وجود 750 مساله و نارسایی را تاکنون در آن فهرست کرده اند. به نظر می رسد تنها راه برون رفت از وضعیت ناگوار موجود عبارت از تزریق مشارکت واقعی شهروندان با دوز بالا به تمامی ابعاد و سطوح آ پ می باشد. مشارکتی که باید از مدارس ابتدایی شروع و به تدریج موجب حضور هر چه بیشتر آحاد جامعه در عرصه های تصمیم سازی نظام آموزشی کشور شود. همان چیزی که می توان از آن به " مردمی " سازی در مقابل با " خصوصی" سازی اطلاق کرد.

Telegram.me/solati_mehran