🔹 زنده باد امید! 🔹

🔹 زنده باد امید ! 🔹

🌱 مهران صولتی /خودکشی های دو سه ماهه اخیر فضای بدی از سیطره ناامیدی در کشور ایجاد کرده اند . نمایشی بودن آنها هم به نوبه خود بر ابعاد تلخکامی ها افزوده است. از سوی دیگر گرمی امیدهای برآمده از حضور نشاط آور مردم در انتخابات هفتم اسفند با تحولات سیاسی چند روز گذشته در دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی ، به سردی گرایید و احساس نوعی " بی قدرتی " سیاسی در میان رای دهندگان گسترش یافت.حساسیت موجود آنجایی بیشتر می شود که بدانیم ناامیدی همچون "ویروسی " است که می تواند به سرعت در بین آحاد جامعه منتشر و نوعی فلجگان سیاسی -اجتماعی ایجاد کند. در چنین فضایی آمار آسیب های اجتماعی به سرعت گسترش یافته و سرمایه اجتماعی سقوط می کند . خطر آنجاست که در چنین شرایطی افراد ناامید می کوشند از طریق " دیگر زنی " یا " خودزنی " از جامعه انتقام بگیرند .با در نظر گرفتن چنین عواقبی است که امید بخشیدن به جامعه ضرورتی انکار ناپذیر می یابد. در چنین مسیری البته بخش عمده مسئولیت بر دوش حکومت است که بایستی با فراهم آوردن ابزار مشارکت شهروندان در تمامی عرصه های تعیین سرنوشت موجب بروز احساس " قدرتمندی " درافراد جامعه شوند.اما تا هنوز حکومت به درک حساسیت شرایط موجود و گسترش فزاینده موج افسردگی در کشور دست نیافته است نباید دست روی دست گذاشت و شاهد پژمردن و افسردن شمع " امید به آینده" بود . باید همتی کرد و "شعله امید" را در جان ها برافروخت . تلاشی پرثمر و معنابخش ، نه دست و پازدنی از سر استیصال و درماندگی ، چرا که :

🔹سیاست به تعبیر رسای ژاک دریدا عبارت از " تصمیم گیری در شرایط عدم تصمیم " می باشد. بنابراین هر چقدر هم اوضاع سخت و شرایط ناامید کننده به نظر برسد ، خلاقیت ها و ابتکارات مجال بیشتری برای ظهور می یابند . مگر نه اینکه بسیاری از نوشته های ماندگار در شرایط سانسور خلق شده اند. از همین رو شرایط پیچیده ما را فرا می خواند که پیچیده تر بیندیشیم و شرایط جدیدی خلق کنیم. ایرانیان در طول تاریخ پرافتخارشان بارها و بارها چنین تجربه ای را از سر گذرانده اند بنابراین همواره می توان به آفرینش گری در عرصه سیاست امیدوار بود.

🔹ساختارهای سیاسی هرچند هم که متصلب و تغییر ناپذیر بنظر برسند ولی در قبال کنش گری شهروندان نرم و قابل تغییر می باشند. مشکل اینجاست که کنش گری در کشور ما از یک سو فصلی و موقت می باشد و از سوی دیگر تنها معطوف و منحصر به نهادهای دولتی می باشد. کنش گری معطوف به تغییر جامعه از مسیر تشکل یابی و سازمان دهی نیروها ، اگر چه نیاز به صبوری و صرف وقت دارد ولی می تواند به تغییرات ماندگارتری بینجامد. یادمان نرود که هیچ دولتی نمی تواند در مقابل تغییرات اجتماعی بی اعتنا باقی بماند.

🔹ایرانیان برای تغییر در ساختارهای سیاسی از سه امکان برخوردارند ؛ جمعیت زیادی از جوانان تحصیل کرده با مطالبات مدرن و شبکه ها و رسانه های ارتباطی / نهاد انتخابات که می تواند گاه و بی گاه شگفتی ساز شود و منتخبانی جهت پژواک دادن صدای مردم را به ساختار قدرت وارد کند و / وجود اقلیتی میانه رو در ساختار قدرت که می تواند پیرامون برآوردن مطالبات بدنه اجتماعی خود با ساختار سیاسی مذاکره و چانه زنی نماید ( خوشبختانه امروزه هر سه ضلع این مثلث امیدآفرین در عرصه حضور دارند )

🔹نباید فراموش کنیم که دولت در ایران به دلیل نقش پررنگ و ممتازش اگر بر کنار از حضور و نظارت مردم و نمایندگان شان باشد رو به فساد و انحطاط رفته و به طور مستقیم جامعه را نیز دچار اضمحلال می کند. ضمنا هیچ دولتی هم در جهان ضمانتی به شهروندان برای کارآمدی نداده است. خانه نشینی ، عزلت گزینی و قهر با مشارکت سیاسی و اجتماعی فقط می تواند سریع تر ما را به پرتگاه سقوط و انحطاط نزدیک کند. یادمان نرود ما در قبال فرزندان مان هم مسئول هستیم...

Telegram.me/solati_mehran