یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
داعش جنبش مرگ خواهی (بخش اول). «داعش حقیقتا نوعی انجمن اخوت است
داعش جنبش مرگ خواهی (بخش اول )
برگرفته از مصاحبه اولیویه روآ استاد مؤسسۀ «دانشگاه اروپایی» در فلورانس است و یکی از صاحبنظران و مفسرانِ برجستۀ اسلام سیاسی ( منبع وب سایت ترجمان )
«داعش حقیقتاً نوعی انجمن اخوت است. شما حتی در میان آنها افرادی از چین هم دارید.» آنها میگویند: «نژاد ما اهمیت ندارد.» بسیاری از نوکیشها سیاهپوستاند. آنها میگویند: «در داعش من دیگر سیاهپوست محسوب نمیشوم.» این نوعی جهانوطنی است. آنها انگلیسی حرف میزنند و درواقع هیچ مسئلهای با سخنگفتن به زبانهای غربی ندارند. داعش از همان بدو امر متوجه شده بود که نیازی به اعراب ندارد.
آنها به زبان عربی کلاس برگزار نمیکنند و اعضایشان به فرانسه و انگلیسی مینویسند. داعش جنبشی جهانوطنی است. «جهاد» جای ایدۀ انقلاب را گرفته است و «امت» جای پرولتاریا را. داعش فرهنگ را میکُشد و مساجد را ویران میکند. داعش پالمیرا را نابود کرد. داعشیها شمایلشکن۷ هستند. اسلامگراها شمایلشکن نبودند. آنها آثار تاریخی را ویران نمیکردند؛ زیرا این کار را جنایت و گناه میدانستند.
داعش آشکارا میکوشد از هیچ، نوعی هومو اسلامیکوس خلق کند. آنها افراد را تشویق میکنند که با همسرانشان به آنجا بیانید و بچه به دنیا بیاورند. آنها برای شستوشوی مغزی بچهها برنامههای مفصلی دارند. وجه مشترک جهادیها و سلفیها این است که هر دو معتقدند که شما میتوانید از هیچ، مسلمان بیافرینید.
وجه مفارقت این است که سلفیها زندگی و نیز شعایر دینی را مهم میدانند. شما باید پنج نوبت در روز نماز بخوانید و غذای حلال بخورید. جهادیها هم البته شعایر خود را دارند؛ اما این شعایر با شعایر سنتی متفاوت است. مثلاً آنها به تواشیح گوش میدهند. سلفیها تواشیح را حرام نمیدانند؛ اما اعتقاد دارند که نیازی بدان ندارند. این در حالی است که تواشیح ابزار فوقالعاده مهمی برای داعش است. داعش نهادی نظامی است؛ یعنی نوعی اشغالگر نظامی. البته داعش تکنوکراتهایی دارد؛ اما وظیفۀ آنها آموزش مردم نیست.
آنها صرفاً کتابهای تازه را به دست معلمان میرسانند. تمرکز آنها آموزش طبقۀ آوانگارد است. آنها میکوشند یک طبقۀ آوانگارد بینالمللی ایجاد کنند. هدف آنها ساخت نوعی جامعۀ اسلامیمحلیِ واقعی نیست. داعش علاقهای به مرزها و قلمروها ندارد.
داعش به قلمرو فقط از آن جهت علاقه دارد که درحالحرکت است. خلافتْ دولتی ملی نیست. در مقابل، اسلامگراهایی مثل اخوانالمسلمین، مفهوم دولت ملی را میپذیرند؛ گرچه احتمالاً بر این تصورند که بعد از دولت ملی، شما گونهای فدراسیون یا چیزی شبیه به آن دارید. اسلامگراها هیچگاه نمیگویند که مرزها اهمیت ندارند.
اسلامگراها همیشه و همهجا ناسیونالیستهای اسلامی بودهاند. جهادیها والدینشان را یا بازنده میدانند یا مسلمانِ بد یا هر دو. مسلم است که در اینجا با بحرانی دربارۀ تصویر پدر و مادری مواجهیم. بخش عمدهای از جهادیها از خانوادههای آشفته و بههمریخته سر برآوردهاند؛ اما این عاملِ نهایی و تعیینکننده نیست. آنچه بسیار مهم است، تعداد زیاد برادرانی است که جهادی میشوند. در تمام شبکههای ارتباطی جهادی، دستکم چند برادر حضور دارند. در ماجرای پاریس، سه دسته برادر دستاندرکار بودند. شما نظیر چنین امری را در هیچکدام از دیگر سازمانهای رادیکال نمیبینید؛ اما چنین امری در داعش بسیار متداول است. چنین امری در بریگارد سرخ۹ وجود نداشت؛ گرچه در میان چپهای افراطی، گاهی اوقات اعضا با خواهران دیگر اعضا ازدواج میکردند. دوستان نزدیک و مانند آن. البته مواردی وجود دارد که والدین به جهادیها پیوستهاند؛ اما این موارد اندک وانگشتشمارند. فقط در بین ایتالیاییها مواردی وجود داشته است که کل اعضای خانواده به داعش پیوستهاند. خب، بههرحال آنها ایتالیاییاند! در جاهای دیگر شاهد گسست نسلی بودهایم. از قرار معلوم، در آلمان ۲۳درصدِ تماسهایی که با پلیس گرفته شده و در آنها دربارۀ رادیکالشدن افراد هشدار داده شده است، توسط والدین بوده است.
@mhtbzr
@solati_mehran