یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
🔹چرا آسیبهای اجتماعی مهم شدهاند؟ 🔹
🔹چرا آسیب های اجتماعی مهم شده اند ؟🔹
🌱 مهران صولتی /مقوله آسیب های اجتماعی و پرداختن به آن در ایران حداقل به دو دهه پیش بازمی گردد. در این مدت جامعه شناسان به عنوان چشمان بیدار و تیزبین رصد کننده ی تحولات عمیق اجتماعی کوشیدند تا با برگزاری همایش های علمی و تخصصی پرده از واقعیتی برگیرند که هم اکنون وزیر کشور زنگ خطر آن را برای جامعه و در صحن علنی مجلس به صدا در آورده است : 11 میلیون حاشیه نشین ، 1/5 میلیون معتاد ، 3/5 میلیون بیکار ، 600 هزار بزهکار زندانی در هر سال ، و افزایش میزان طلاق به 36 درصد مجموع ازدواج ها تنها بخشی از رخ نمایی کوه یخی است که دماغه آن برای حکومت رویت پذیر و قابل بیان شده است .هیچ کدام از این آمارها هم ناگهانی و یک باره ایجاد نشده هرچند که باید اذعان کرد بی اعتنایی یا برخورد نادرست با آن از سوی حکومت به افزایش ابعاد آن انجامیده است. ولی پرسش اصلی این است که چرا مقوله " آسیب های اجتماعی " به طور ناگهانی برای قدرت سیاسی در ایران مهم شده است ؟ به نظر می رسد باید این توجه یک باره را از منظر پدیده "سبک زندگی " تحلیل کرد. در ایران و در دوران پس از انقلاب حکومت کوشیده تا مبدع و مروج نوع خاصی از سبک و شیوه زیست جمعی در ایران باشد ؛ حاکمیت شعائر مذهبی ، سخت گیری در زمینه حجاب ، پرهیز از اختلاط هنجار شکنانه زنان و مردان ، مدیریت شادی ،توطئه دانستن بسیاری از نارسایی های موجود کشور از جمله اعتیاد و بی حجابی ، و پرهیز از علنی و فراگیر شدن آنها ، از مولفه های این سبک زندگی در کشور به شمار می رود .حالا به نظر می رسد فراگیری حجم آسیب های اجتماعی دقیقا پاشنه آشیل همین شیوه زندگی مورد تاکید را هدف قرار داده و از همین منظر پرداختن به آن برای حکومت مهم شده است. در این زمینه پدیده افزایش طلاق و بحران در ثبات خانواده می تواند روشنگر باشد ؛افزایش طلاق ، گسترش ارتباطات فرازناشویی ، رشد طلاق عاطفی ، افزایش رویت پذیری پدیده ازدواج سفید و ... می تواند نشانه هایی از وقوع بحران در کانون خانواده مردسالار و سنتی "تراز نظم سیاسی" در ایران تلقی شود. بحرانی که بخشی از آن زاییده سیاست های نادرست و غیر کارشناسی دولتی در این عرصه ها می باشد. ولی به نظر می رسد خطر آن جایی است که رفته رفته این بحران و بی ثباتی در خانواده برای مردم ، عادی و تبدیل به عرف شود. "عادی" شدن و "فراگیر" شدن می تواند دو نشانه خطرناک برای سبک زندگی مورد تاکید حکومت تلقی شود. بعد از این می توان انتظار داشت که نوعی سبک زندگی نوین شکل گیرد که با نوع حکومت در ایران هیچ گونه همخوانی نداشته و بنابراین به ناهمزبانی عمیق میان دولت و ملت در کشور منجر شود.بنابراین می توان انتظار داشت که حکومت در وضعیت کنونی بیشتر دل مشغول کنترل ابعاد و گستره مقوله آسیب های اجتماعی باشد تا التزام به راهکارهای واقعی برای کاهش آنها. بعید است حکومت از آمادگی کافی برای انجام یک جراحی دردناک و واقعی در این زمینه برخوردار باشد...
Telegram.me/solati_mehran