🔹 از «حبیب» تا «حمید»! 🔹.. 🌱 مهران صولتی /حبیب محبیان درگذشت

🔹 از " حبیب " تا " حمید " ! 🔹

🌱 مهران صولتی /حبیب محبیان درگذشت. او ستاره محبوب پیش از انقلاب ، خواننده لس آنجلسی سال های بعد و شهروندی مغموم در دوران بعد از بازگشت به ایران بود . خانواده اش درخواست کرده بودند که تشییع پیکرش از مقابل تالار وحدت انجام پذیرد که موافقت نشد و در همان رامسر به خاک سپرده شد . آن سوتر حمید سبزواری هم درگذشت . شاعری متعهد ، انقلابی و معروف به پدر شعر انقلاب . قرار است پیکر او از مقابل تالار وحدت تشییع و در زادگاهش سبزوار به خاک سپرده شود.از " حبیب " تا " حمید " به اندازه یک واژه پنج حرفی فاصله است ؛ " سیاست " .جامعه ایران از سیاسی ترین جوامع در جهان امروز محسوب می شود. وقوع سه رویداد دوران ساز مشروطه ، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی ، در کنار تحولات خرداد 76 و 88 نمای روشنی از یک جامعه حساس به تحولات سیاسی بدست می دهد. سیاست در پوست ، گوشت و استخوان شهروندان این سرزمین نفوذ کرده و آنان را به تحلیل گران مسائل سیاسی از درون تاکسی تا جلسات دانشگاهی تبدیل کرده است.امری که اگرچه می تواند نشانه بیداری و حساسیت یک ملت تلقی شود ولی می تواند کژکارکردهایی نیز به همراه داشته باشد .واقعیت این است که در ایران امروز ما با" مازاد سیاست" مواجه هستیم. از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا محیط زیست و تامین اجتماعی ما با غلبه نگرش سیاسی به همه چیز روبرو هستیم. اینک در ارزیابی کارنامه دو هنرمند فقید هم بیشتر" حکومتی "یا "غیر حکومتی" بودن است که نقش آفرینی می کند . به جای نقد منصفانه و کارشناسی آثار هنری و ادبی به جا مانده ، این حواشی سیاسی قصه است که به غصه ی جدیدی تبدیل شده است .اینکه چرا یکی می تواند آبرومندانه از مقابل تالار وحدت تشییع شود ولی دیگری باید در یکی از مساجد رامسر به خاک سپرده شود .این سیطره نگرش سیاسی بر تمامی عرصه ها دارد تمامی مجاری تنفسی جامعه را مسدود می کند و تداوم آن در حال به بن بست کشیدن تمامی روندهای جاری در ایران است . در میدان رقابت با دیگر کشورها ی جهان ، و در روزگار دست وپنجه نرم کردن ایرانیان با سه بحران رکود ، محیط زیست و سرمایه اجتماعی ، هنوز هیچ اجماع حداقلی در سطوح عالی تصمیم گیری کشور بر سر حل این بحران ها شکل نگرفته است. وجود "مازاد سیاست" امکان هر گونه گفتگو و مفاهمه را سلب کرده و اتخاذ تصمیمات حیاتی و شجاعانه برای برون رفت از وضع موجود را به تعویق انداخته است .مناقشات سیاسی به جای تمرکز بر بنیادهای سیاست و تامل در عوامل موثر بر عدم شکل گیری خرد سیاسی به مثابه راهکاری برای حل و فصل منازعات ، مصروف مناقشات زرد سیاسی بر سر این یا آن کنش گر سیاسی می شود.و آنچه به جا می ماند صف بندی های کاذب میان نیروهای موجود بر سر سهمی از حکومت است پیش از آنکه بر سر کیفیت حکمرانی خوب به توافقی پایدار دست یافته باشند.همچنین شگفت انگیز است که برخی فارغ از ماهیت رنگین کمانی جامعه ایران در توهم حل و فصل ایدئولوژیک مناسبات پیچیده اجتماعی به سر می برند. با حضور فراگیر رسانه های ارتباطی و شبکه های اجتماعی دیگر امکانی برای کنترل و یکدست کردن ماهیت متکثر جامعه ایرانی وجود ندارد و هزینه چنین کاری هر روز رو به افزایش است . حکمرانی خوب اقتضاء می کند که حکومت در مناقشه میان " حبیب " ها و " حمید " ها بی طرف بماند . همچنین خردمندانه تر آن است که سیاست دامن خود را از برخی حوزه های فرهنگی - هنری برچیند تا جامعه بتواند بر مبنای منطق درونی و طبیعی خود ادامه حیات دهد. حداقل این است که در میان این همه آزمون و خطا ، چنین رویکرد نوینی هم می تواند به معرض آزمون نهاده شود...

Telegram.me/solati_mehran