🔷🔹چرا جامعه «پرمساله» ای داریم؟ 🔹🔷.. ✍ مهران صولتی

🔷🔹چرا جامعه " پرمساله " ای داریم ؟🔹🔷

✍ مهران صولتی

✔️️ بهمن مشکینی، مشاور وزیر کشور و معاون امور سازمان‌های مردم‌نهاد:🔻

امروز کشور در وضعیت خوبی نیست، ایران ۱۱ میلیون حلبی‌نشین دارد. امروز بین ۲.۸ تا ۴ میلیون معتاد در کشور داریم. زنان سرپرست خانوار ۲.۶ میلیون از خانواده‌های ایرانی را شامل می‌شود که بسیاری از اینها زنان نسبتا جوان هستند. جامعه ما اکنون با طلاق ۲۶ درصدی و در بعضی مناطق ۶۰ درصدی روبه‌رو است؛ اینها آمارهایی است که ما خدمت رهبری هم عرض کردیم. سرمایه اجتماعی (اعتماد ، رضایت ، مشارکت نهادی ) زیر میانگین است و این یعنی فاجعه.
🖊 گزارش فوق ابعاد تکان دهنده ای از مسائلی را بازتاب می دهد که جامعه ایرانی در سال ۹۵ با آن ها دست و پنجه نرم می کند . هر چند که می توان انتظار داشت به دلیل دولتی بودن ، گزارش تا حدی تلطیف شده است. جامعه ایران ، جامعه " پرمساله " ای است (استاد بزرگواری می گفتند که جامعه شناسان لهستانی تنها مساله اجتماعی کشورشان را بیکاری می دانسته اند) . جامعه شناسان ویژگی های یک مساله اجتماعی را عمومی ، جمعی ، تاریخی ، متنوع و قانونمند بودن ، و همچنین امید داشتن به کنترل آن ها می دانند . با این توصیف می توان گزارش مشاور وزیر کشور را گواهی بر ازدیاد" مسائل اجتماعی " در ایران امروز می توان دانست . اما چرا ما با چنین وضعیتی روبرو هستیم ؟

1⃣ وجود سنت دیرینه و مقاوم : هر چند که جهان پست مدرن امروز ، فی نفسه بی ثبات و متلاطم است ولی واقعیت این است که کشورهایی که از سنت موم آسا و ملایم تری برخوردارند در ایجاد سازگاری با مدرنیته موفق تر عمل کرده اند . کشورهای جنوب شرق آسیا از این جمله اند. در حالی که کشورهایی همچون ایران که از تاریخ بلندتر و سنت مقاوم تری برخوردار هستند به دلیل عدم دستیابی به تلفیقی کارآمد میان سنت و مدرنیته با مسائل اجتماعی بیشتری مواجه هستند.

2⃣ جایگاه پیرامونی ایران در نظام جهانی :بر اساس مدل والرشتاین (تقسیم جهان به کشورهای مرکز ، نیمه پیرامون و پیرامونی ) ، جایگاه پیرامونی ایران شرایطی را برای ما پدید آورده است که ما به ناگزیر باید پذیرنده مسائل جهانی، و به تبع آن مصرف کننده راه حل های جهان اول باشیم . راه حل هایی که به دلیل ناسازگاری با شرایط ایران منجر به شکل گیری بحران های بیشتر شده است .چنین الزاماتی (ضرورت عقب نماندن از جهان اول ) موجب شکل گیری توسعه ای برون زا و بی اعتنا به پیچیدگی های فرهنگی کشور شده و بر حجم و عمق مسائل اجتماعی موجود افزوده است.

3⃣ سنت " چیرگی " به جای سنت " توافق" : تاریخ ایران زمین مشحون از" پاک کردن صورت مساله" ، به جای "حل مساله" است . عدم شکل گیری " خرد سیاسی " به عنوان ؛ جایگزینی توافق و اجماع ، به جای چیرگی و حذف ، ایران را به جامعه ای کوتاه مدت تبدیل کرده که در آن فرصت و امنیتی برای اجرا و تداوم برنامه های توسعه محور وجود نداشته است .شرایطی که در آن معمولا حاکمان با حذف رقیبان به قدرت دست یافته و سپس کوشیده اند تا با خاموش کردن صدای مخالفان ، حکومت خود را تداوم بخشند . وضعیتی که در آن " اپوزیسیون " هیچ گاه از جانب حکومت های مختلف به رسمیت شناخته نشده است . تنها کشوری در جهان که فقط در طول یک سده، تجربه دو انقلاب سرنوشت ساز داشته است .

4⃣ حاکمیت اندیشه چپ :چپ زدگی به معنای عاملیت تمامی مشکلات کشور را به سرمایه داری جهانی منسوب کردن، و تنها راه رهایی را ایجاد انقلاب دانستن سابقه نامناسبی در تاریخ معاصر ایران دارد .اندیشه ای که کوشید تا بدون توجه به شرایط تاریخی - مذهبی کشور و با ساده سازی مناسبات اجتماعی ، انقلاب را به عنوان راه حل نهایی تمام مشکلات معرفی و رقبای خود را به عنوان ضد انقلاب از عرصه سیاسی حذف کند. نحله ای که راه حل اصلاح گام به گام را با برچسب سازش کاری نواخته و مجال شکل گیری اعتدال پس از انقلاب را از کشور سلب کرد.

🔹نکته پایانی : جامعه ایران از فرط ازدیاد مسائل اجتماعی ، یک جامعه مدرن بدقواره (جلایی پور) است . جامعه که در آن به تدریج تهدیدها بر فرصت ها تفوق می یابند . زمان برای جبران اندک است ...

Telegram.me/solati_mehran